سلام الله

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/9/17:: ساعت 4:12 عصر

سَلامُ اللَّهِ الْعِلىِّ الْعَظیمِ،

وَ سَلامُ مَلائِکَتِهِ الْمُقَرَّبینَ،

وَ اَنْبِیآئِهِ الْمُرْسَلینَ،

 و َاَئِمَّتِهِ الْمُنْتَجَبینَ،

وَعِبادِهِ‏ الصَّالِحینَ،

وَ جَمیعِ الشُّهَدآءِ وَالصِّدّیقینَ،

وَ الزَّاکِیاتُ الطَّیِّباتُ فیما تَغْتَدى‏ وَ تَرُوحُ

عَلَیْکَ

یا مُسْلِمَ بْنَ عَقیلِ بْنِ اَبیطالِبٍ،

وَرَحْمَةُ اللَّهِ‏ وَ بَرَکاتُهُ.


لزوم همراهی قرآن و سنت

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/9/15:: ساعت 7:41 عصر
سلام.

1- به مناسبت شهادت حضرت باقر(ع)
به بحث «لزوم همراهی قرآن و سنت» به استناد قرآن اشاره می‌کنیم.
در این مورد به ارائه‌ی چهار آیه‌ی اصلی که اصول این بحث را مشخص می‌کند بسنده می‌کنیم.
(لحن‌ش خیلی جدی شد؟)
 
1-1- آیه‌ی 21 سوره‌ی احزاب
«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیکوست
لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا (21 احزاب)
براى آن‌کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‏کند.»

1-2- آیه‌ی 7 سوره‌ی حشر
«... وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا
و آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت باز ایستید
وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ
و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‏کیفر است.»
(هر چند این آیه ظاهراً در مورد غنایم است، اما در مورد سنت پیامبر(ص) به‌صورت عام نیز قابل استناد است. اگر بزرگواری استدلالی برای معتبرنبودن این آیه در این بحث سراغ دارد بفرماید.)

1-3- آیه‌ی 92 سوره‌ی مائده
« وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ احْذَرُواْ
و اطاعت‏خدا و اطاعت پیامبر کنید و [از گناهان] برحذر باشید
فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِینُ
پس اگر روى گرداندید بدانید که بر عهده پیامبر ما فقط رساندن [پیام] آشکار است.»
و مانند آن در 32 آل‌عمران، 132 آل‌عمران، 59 نساء، 1 انفال، 20 انفال، 46 انفال، 54 نور، 56 نور، 33محمد(ص)، 13 مجادله و 12 تغابن.
فرمودند «اطیعوا الله» یعنی قرآن و «اطیعوا الرسول» یعنی سنت.

1-4- آیه‌ی 44 سوره‌ی نحل
«... وَ أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ
و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم (انزال یک‌باره) تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده‌است (تنزیل تدریجی) توضیح دهى و امید که آنان بیندیشند.»

2- یک حدیث کلیدی از حضرت باقر(ع):
«من عَمِلَ بِما یَعلَم، عَلَّمَه الله ما لم یَعلَم»
یعنی اگر کسی چیزهایی را که می‌داند عمل کند، ذات اقدس اله به او توفیقی می‌دهد که آنچه را نمی‌داند یاد بگیرد.
(به نقل از جلد 20 پرسش‌ها و پاسخ‌های دانشجویی؛ در محضر آقای جوادی آملی)

3- تهلیلات دهه‌ی اول ذی‌الحجه به نقل از حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)
« لا اِلهَ‏ اِلَّا اللَّهُ عَدَدَ الّلَیالى‏ وَالدُّهُورِ*،
لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ عَدَدَ اَمْواجِ الْبُحُورِ**،
لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ و رَحْمَتُهُ خَیْرٌ مِما یَجْمَعُونَ،
لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ عَدَدَ الشَّوْکِ‏ وَالشَّجَرِ***،
لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَالْوَبَرِ****،
لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَالْمَدَرِ*****،
لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُیُونِ******،
لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ فِى الّلَیْلِ اِذا عَسْعَسَ *******، وَالصُّبْحِ اِذا تَنَفَّسَ ********،
لا اِلهَ‏اِلَّا اللَّهُ عَدَدَ الرِّیاحِ فِى الْبَرارى‏ وَالصُّخُورِ *********،
لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ مِنَ الْیَوْمِ اِلى‏ یَوْمِ یُنْفَخُ فِى الصُّورِ»

* شب‌ها و روزگاران                     ** موج‌هاى دریاها
*** خار و درخت                         **** مو و کُرک
***** سنگ‏ و کلوخ                    ****** به تعداد به‌هم خوردن چشم‌ها
******* وقت تاریکی شهر           ******** وقت برآمدن صبح
********* به عدد بادها در صحراها و صخره‌ها
یا علی 

- - - - - - -

^ جناب «ره‏سپار» فرموده‏اند:

«خوب این آیات می‏فرماید که اطاعت از خدا و پیامبر باید همراه هم باشه. حالا سؤالی که برام مطرحه اینه: آیا خوندن قرآن بتنهایی باعث گمراهی میشه؟ یا کنار سنت قرار نگرفتن‏ش فقط باعث می‏شه فهم کمتری ازش داشته‏باشیم؟ و در هر حال هرگز خواندن قرآن نمی‏تونه به گمراهی کسی که طالب هدایته منجر بشه؟؟؟»

عرض می‏کنم که در این مورد این دو آیه دم دستم بود:

«أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَن یَفْعَلُ ذَ?لِکَ مِنکُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ  و مَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85 بقره)» و

«إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُوا بَیْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَ یَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُوا بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلًا (150 نساء)».

بهر حال کسی که واقعاً طالب هدایت باشه ممکنه در نهایت گمراه نشه (به لطف خدا) ولی اینکه نیت آدم واقعاً صددرصد درست باشه به این راحتی نیست.

و اینکه چنین فردی وقتی قرآن می‏فرماید بروید دنبال «اسوه حسنه» و «از رسول اطاعت کنید» و «هر چه رسول آورد بگیرید و هر چه نهی کرد رها کنید» و مهمتر از اینها آیه سوره نحل «پیامبر مبیّن قرآن است و با تبیین ایشان امید اندیشیدن مردم می‏رود» و باز نسبت به سنت رسول بی‏تفاوت باشد، طالب هدایت‏بودن‏ش جای شک دارد.

البته در بعضی بحث‏ها ما ملزم هستیم تنها استناد قرآنی داشته‏باشیم؛ مثلاً انجام همین بحث از حدیث بسیار ساده‏تر است، اما ذاتاً پسندیده است که استناد از قرآن باشد. یا برای بحث «سنجش حدیث با قرآن» نیاز به معیارهای سنجش کاملاً قرآنی و مستقل از حدیث داریم تا دور پیش نیاید.

در مجموع به نظر حقیر مطالعات مکمل قرآن و حدیث برای امثال بنده -که در حد اطلاعات خود و نه خیلی تخصصی لازم است اسلام را بشناسیم- ضروری است؛ مگر در حوزه‏های خاص.

^^ چهل حدیث نورانی از امام باقر(ع)

^^^ امام محمد باقر(ع)

^^^^ بند کفش سالک عشق!

^^^^^ از زبان بدن 2

^^^^^^ عرفه در دو قدمی

^^^^^^^ حل یک معما توسط حضرت علی(ع)


عقل و دل

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/9/14:: ساعت 11:25 صبح

سلام.

1- «ایام شهادت جانگداز پنجمین امام همام شیعیان،
شکافنده‏ی علوم،
حضرت امام محمد باقر علیه السلام
را به تمامی شیعیان و محبین آن حضرت تسلیت عرض می‏نماییم.»

2- با توجه به استقبال خوانندگان عزیز از بحث عقل و دل
تو این پست سعی می‏کنم بحث مشخص‏تر شه.

2-1- آیه 11 سوره‏ی تغابن:

مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
هیچ مصیبتی رخ نمی‌دهد مگر به اذن خدا!

وَمَن یُؤْمِن بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ
 و هر کس به خدا ایمان آورد، خداوند قلبش را هدایت می‌کند؛

وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
 و خدا به هر چیز داناست!

2-2- آیه 29 سوره‏ی انفال:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا
ای کسانی که ایمان آورده‌اید!

إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَانًا
 اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید،
برای شما وسیله‌ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی‌دهد؛
(روشن‌بینی خاصّی که در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت؛)

وَیُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ  وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ
 و گناهانتان را می‌پوشاند؛ و شما را می‌زمرزد؛ و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است!

2-3- فرمودند مؤمنین و متقین می‏توانند به حکم دل مراجعه کنند.
پرسیدم به اندازه‏ی ایمان‏مان نمی‏شود به‏ش مراجعه کنیم؟
گفتند نه، باید مؤمن واقعی باشی.

پس در تمام مسیر زندگی عقل است و بس.

2-4- پرسیدم استخاره‏ی قلبی مفاتیح نوین چه؟
گفتند دو تا حدیث است نه حکم کلی،
در کتاب فقهی ایشان نیست که بتوانیم گردن‏شان بندازیم،
ممکن است نظر دقیق ایشان نباشد.
بعد هم در مورد تردید جدّی است که عقل ابزار کافی برای تصمیم ندارد.

2-5- نوشته‏های ازدواج بوعلی و استخاره‏ی قلبی خیلی کامل و مفید نبودند
و نظرات جناب «نوع مخلوق: انسان» و جناب «رهسپار» صحیح‏تر بودند.

3- قسمت‏هایی از دعائى که حضرت جبرئیل براى حضرت عیسى علیه السلام
از جانب‏ حقّ تعالى هدیّه آورده:

اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلَّا اللَّهُ، وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ،
گواهم دهم که‏ معبودى جز خداى یگانه نیست که شریک ندارد

لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ،
از آن او است فرمانروائى و خاص او است ستایش

 بِیَدِهِ الْخَیْرُ،
هر چه خیر است بدست اوست

 وَهُوَ عَلى‏ کُلِّشَىْ‏ءٍ قَدیرٌ ...
و او بر هر چیز توانا است

حَسْبِىَ اللَّهُ وَکَفى‏،
بس است مرا خدا و کافى است

سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعا،  لَیْسَ وَرآءَ اللَّهِ مُنْتَهى‏،
بشنود خدا صداى هر کس که دعا کند وراى‏ خدا انتهائى نیست

 اَشْهَدُ للَّهِ‏ِ بِما دَعا، وَاَنَّهُ بَرى‏ءٌ مِمَّنْ تَبَرَّءَ،
 گواهى دهم براى خدا بدانچه خوانده است و اینکه بیزار است از هر که از او بیزارى جسته

وَ اَنَّ لِلَّهِ الْأخِرَةَوَالْأُولى‏.
و براى خدا است آخرت و دنیا


4- ... چو بینی حجت حق را به پایش جان فشان ای فیض ...
یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

یاعلی

- - - - - - - -
* اس.ام.اس: «یادمان باشد زنگ تفریح خدا همیشگی نیست، زنگ بعد حساب داریم.»

** جناب «ره‏سپار» نظر جالبی فرمودند؛ کامل‏ش رو هم ببینید:
«... نکته بسیار مهمی‏ه که آدم نمی‏تونه در حدّ ایمان‏ش خواسته دل‏ش رو الهام غیبی بدونه،
بلکه باید ایمان‏ش کامل باشه تا این اجازه رو داشته‏باشه.

بسیاری رو دیدم از این بابت دچار مشکل شده‏اند که بدون اینکه این حق رو داشته‏باشند،
تصمیم جاهلانه خود رو به حساب الهام غیبی گذاشته‏اند و بی‏راهه رفته‏اند.

البته آدم باید به دل‏ش مراجعه کنه، در هر مرتبه‏ای از ایمان.
فقط حق نداره اونچه که احساس می‏کنه رو
لزوماً درست و مطابق خواسته پروردگار و به نوعی الهام بدونه...»

*** ایمان و عزت

**** تمرین مهربانی

***** بی تفاوتی

****** دردسرهای معلمی

******* غافل ...

******** صبر

********* تشنه ی ملول

********** هر که او بیدارتر، پُردردتر

*********** دگردیسی هم‌سایه


کشکول 2

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/9/12:: ساعت 9:48 صبح

سلام.

1- حکایت «عقل و دل» در حال بررسی است؛
بذارید پخته که شد عرض کنم.

2- پست «گاو وحشی و اهلی» یادتون‏ه؟
همون دوست ما یه مثل قشنگ دیگه هم داره (عبارات مال حقیره).

می‏گه یه بازاری هیچ‏وقت مغازه‏اش رو نمی‏ده دست بچه‏ی مشنگ‏ش.
حاضره ماشین 100میلیونی بندازه زیر پاش و بفرست‏ش دختربازی،
ولی کاسبی میلیاردی رو به باد نده.

بعد می‏گه بزرگ‏ترین خیانت رو به مملکت امیرکبیر کرده!
سهم آقازاده‏ها رو از خزانه قطع کرد،
آقازاده‏ها اومدن تو کارهای مدیریتی.
برای منفعت خودشون گندزدن به منفعت مملکت.

3- وقتی یکی زنگ می‏زنه و وسط صحبت قطع می‏شه،
یا قرار می‏شه چند دقیقه‏ی دیگه دوباره زنگ بزنه،
خوب نیست تو خودت رو شیرین کنی و به‏ش زنگ بزنی.

اگه لازم باشه،
وقتی یه بار زنگ زده حتماً خودش دوباره پی‏گیری می‏کنه.
لابد یه کار واجب‏تر پیش اومده،
شاید پشیمون شده‏باشه حرف‏ش رو به تو بزنه.

4- این جناب «نوع نخلوق: انسان» مطلبی درباره‏ی دعاکردن فرموده‏بودند،
یاد مرحوم سیبویه افتادم.

اواخر عمرشون یکی دوباری فیض منبرشون رو بردم
(شاید روضه‏ی اول ماه منزل آقای ضیاءآبادی بود
که خدا به ایشون هم سلامتی و عزت دهاد).
یکی از تیکه کلام‏هاشون دعا برای این و اون بود؛
مثلاً می‏گفتن من هر روز برای فلانی فاتحه می‏خونم؛
حالا طرف شاید 50 سال بود مرده بود.
و تو همین یکی دو جلسه‏ای که من زیارت‏شون کردم
ان‏قدر این فلانی‏ها رو یاد می‏کردند که تعدادشون از شماره رد می‏شد.

کار جناب «نوع مخلوق: انسان» درست‏ه،
وقتی اسم آدم‏ها رو بنویسی وقت
حلالیت‏طلبیدن می‏دونی چه‏کاره‏ای.

ای خدا، امان از حلالیت‏طلبیدن؛
اون هم تو کثافت‏کاری‏هایی که اصلاً جبران‏ناپذیره،
بخصوص اهانت به مؤمن ...

5- متن اس.ام.اس.
«برای آزادسازی غزه از محاصره
14 صلوات بفرستید.
به دیگران هم اطلاع دهید.»

یاعلی

- - - - - -
معمای فاجعه‏ی بمبئی

خواب آن شب‏های آرام دگر مُرده

از زبان بدن

صبر

پاورقی 8ام

آیا واقعاً ما در خطریم؟

کاش همه‏ی کارها رو سپرده بودیم به امام رضا(ع)

می‏ترسم هیچ‏وقت بزرگ نشم


استخاره‏ی قلبی

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/9/10:: ساعت 3:33 عصر

سلام.

پیش‌نویس:
1- درباره‌ی پست «ازدواج بوعلی» مطالبی در مورد عقل و دل و اعتماد به دل مطرح شد که بنده عاجز از تحلیل بودم. این مطلب هم شاید اون بحث رو پررنگ‌تر کنه و بشه روی این هم فکر کرد.

2- این مطالب از کتاب «مفاتیح نوین» آقای مکارم‌ه (خدا حفظ‌شون کناد) (ص 1174). این رو تو حاشیه‌ی «مفاتیح‌الجنان» هم پیدا نکردم. اما با توجه به ظرافت‌های تحقیقی ایشان برای حقیر قابل استناد است. منبع احادیث هم «وسائل الشیعه» است.
- - - - - -

1- «
استخاره‌ی با الهام قلبی:
مراد از «استخاره‌ی قلبی» آن است که انسان با یک حالت توجه و تضرع با خدای خود مشورت می‌کند و از او می‌خواهد راه
صحیح را به وی نشان دهد و پس از آن، هرچه را که خداوند به قلب وی الهام کرد، انجام می‌دهد.
...

روایت از حضرت صادق(ع):
اگر به انجام کاری نیاز داری (و نمی‌دانی انجام آن خوب است یا بد) با خداوند مشورت کن. اگر خداوند انجام آن کار را به قلب تو انداخت پیروی کن، وگرنه انجام نده.
...

در روایت معتبری می‌خوانیم که دو نفر از یاران امام رضا(ع) می‌خواستند به مسافرت «مصر» بروند. از آن حضرت پرسیدند: مصلحت آن است که از راه دریا برویم یا از راه خشکی؟ حضرت فرمودند:
در غیر نماز واجب به مسجد می‌روی، دو رکعت نماز می‌خوانی، سپس یک‌صد مرتبه می‌گویی «اَستَخیرُ اللهَ». آنگاه به قلب خویش می‌نگری. هرچیز به قلبت افتاد، به همان عمل می‌کنی.
...

بدیهی است این‌گونه استخاره با توجه به مورد روایات –که سؤال از امر مهم و گاه خطرناکی است- مربوط به موضوعات پراهمیت است، نه برای موضوعات کوچک.
»

2- نکات ایشان هم در باب استخاره بسیار جالب است؛ از جمله:
«بعضی از افراد در استخاره کردن چنان زیاده‌روی می‌کنند که برای هر امر کوچک و بزرگی به سراغ استخاره می‌روند و عملاً گرفتار یک نوع وسواس و وابستگی شدید می‌شوند، به‌گونه‌ای که اقدام به هیچ کاری بدون استخاره برای آنها میسر نیست...»

3- «اللهم

هذه الایام التی فضلتها علی الایام و شرفتها
این روزهایی است که برتری و شرافت‌ش دادی بر سایر روزها

و قد بلغتنیها بمنّک و رحمتک
و به لطف ورحمت‌ت مرا بدان‌ها رساندی

فانزل علینا من برکاتک
پس برکات خودت را بر ما فرو بار

و اوسع علینا فیها من نعمائک...
و از نعمت‌های خود در این روزها بر ما وسعت ده»

فرازهای نخستین دعای بعد از نماز صبح و قبل از نماز مغرب دهه‌ی اول ذی‌الحجه،
به نقل از ابوحمزه‌ی ثمالی از حضرت صادق(ع)

یا علی

- - - - - -
* یه مطلب که گفتن‏ش خیلی سخت‏ه. شما این منطق رو می‏پسندید؟
1- آدمی که تو زندگی‏ش یه اصولی داره، ارزش‏ش به رعایت اصول‏ش‏ه؛ حتی اگه کارهاش احمقانه و مخالف با عرف و منافع به‏حساب بیاد.
2- اگه یه سری اصول رو زیر پا گذاشتی، باید تو رعایت بقیه محکم‏تر باشی؛ نه اینکه بقیه رو هم له کنی.
3- زیر پا گذاشتن اصول تبعات وحشت‏ناکی داره و جبران‏کردن می‏خواد. وای از اونهایی که اصلاً قابل جبران نیست.
4- حتی اصول زیر پا گذاشته‏شده‏ی جبران‏ناپذیر هم نباید تو رو به له‏کردن اصول دیگه تشویق کنه.

** یه توصیه به همه‏ی دوستان
یه روزی یه بزرگ‏وار عزیزی یه توصیه‏ای به ما کرد و ما هم جسارتاً تکرار می‏کنیم.
آقا نوشتن رو از دست ندید. نوشتن خیلی به آدم کمک می‏کنه. شده روزی یه صفحه چرند و پرند. کتابت و قلم از کلمات قرآنی‏ه. اگه کسی هم جایی نداره نوشته‏هاش رو بذاره و این کار به‏ش کمک می‏کنه، این خراب‏آباد نفسانی منزل خودتون‏ه.
فکر کنید و بنویسد و به نوشته‏هاتون فکر کنید و اصلاح‏ش کنید و خط‏خطی‏شون کنید و دوباره بنویسید. بذارید همه ببینن‏شون و به‏شون ایراد بگیرن. رو ایرادهاشون فکر کنید و اصلاح کنید و دوباره بنویسیدشون. یه نوشته‏ی درست به هزار فکر و خیال می‏ارزه. بحث‏های تقوی رو یادتون هست؟ می‏شه روزی بیاد که ما همه‏ی افکار و اعمال‏مون رو بتونیم بریزیم تو داریه و به همه‏ی عالم و آدم نشون بدیم و شرمنده نباشیم؟

*** فدای تنها زوج معصوم عالم (علیهما السلام)


اسلام - 2

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/9/8:: ساعت 4:5 عصر

سلام.
یا جوادالائمه (ع) مولا

این مبحث بیشتر مربوط به انحراف اسلام به روش کتمان است؛ تا سنت پیامبر در عصر صحابیان نقل نشود و بعد آن فراموش شود. ان‌شاءالله درس‌م که جلوتر رفت روش‌های دیگر انحراف و نقش ائمه(ع) در احیای اسلام ذکر خواهد شد.
- - - - - -

1- «نزدیک است که یکی از شما –صحابیان من- مرا تکذیب کند!
حدیث مرا برایش نقل کنند
و او در حالی‌که تکیه بر جایگاه خویش کرده بگوید:
بین ما و شما، قرآن، کتاب خدا هست،
هر چه در آن حرام باشد، حرام می‌داریم
و هر چه حلال باشد، حلال‌ش خواهیم دانست!
(نه، این درست نیست)
بدانید آنچه پیامبر(ص) حرام کرده‌است مانند آن است که خدا حرام کرده باشد.»
به نقل از مسند احمد

2- «این احادیث (نقل‌های متعدد با مضمون حدیث بالا)
با تمام پیش‌گویی‌هایی که از پیامبر در آن وجود داشت، به حقیقت پیوست.
از آخرین لحظات عمر پیامبر اکرم(ص) تا عصر حکومت اموی،
بر اساس این طرح سیاسی عمل می‌شد که:
حدیث نگویید، روایت نخوانید و ننویسید،
قرآن ما را کافی است.»

3- «پس از آنکه ابوبکر به حکومت رسید،
مسلمانان و صحابه را جمع کرد و گفت:
شما از پیامبر حدیث نقل می‌کنید،
و البته در این مورد با یکدیگر اختلاف‌هایی دارید و پیدا خواهید کرد.
به‌طورر مسلّم بعد از شما،
مردم به اختلاف‌های بزرگ‌تری خواهند افتاد.
بنابراین از رسول خدا هیچ چیز نقل نکنید.
هر کس از شما سؤالی کرد، بگویید:
در میان ما و شما، قرآن است؛
حلال آن را حلال بشمارید
و حرام‌ش را حرام بدانید!»
به نقل از «تذکره الحفاظ» شمس‌الدین ذهبی

4- «عمر سه تن از صحابه،
ابن‌مسعود، ابودرداء و ابومسعود انصاری
را در مدینه حبس کرد،
و گناه آنها را زیاد حدیث نقل‌کردن اعلام داشت و به آنها گفت:
شما فراوان از پیامبر حدیث روایت کرده‌اید!»
به نقل از «تذکره الحفاظ» و «شرف اصحاب الحدیث» خطیب بغدادی

5- «در زمان عثمان نیز وضع دگرگون نشد.
عثمان در زمان حکومت خویش بر منبر اعلام کرد
آن احادیثی که در زمان ابوبکر و عمر نشر نیافته، نباید روایت شود؛
هر چه در زمان عمر و با اجازه‌ی او نقل گردیده، حالا هم می‌توان نقل کرد.
و این را نیز دانستیم که عمر گفته بود:
جز در مسائل عملی و عبادی روایت نقل ننمایند.»

6- «در عصر معاویه نیز وضع به همین منوال بود،
بلکه شدت بیشتری داشت.
او بر منبر گفته بود:
ای مردم! از نقل احادیث پیامبر بپرهیزید،
مگر حدیثی که در دوران عمر گفته شده‌است.»

نکاتی از درس چهارم کتاب «نقش ائمه(ع) در احیای دین»
مطالب مرتبط: اسلام
یا علی

- - - - - -
* آقا نماز دهه ذی‌حجه فراموش نشه. از شنبه شب ظاهراً شروع می‌شه. هر روزش هم که روزه داره، ولی اگه همتی بود پنج‌شنبه، جمعه و شنبه را روزه بگیریم به استحباب ماه حرام هم می‌رسیم. کلی دعای توحیدی خفن هم داره که خوبه لااقل روزی چند جمله‌اش رو بخونیم.

** آقای جنتی در نماز جمعه درباره‌ی لیله المبیت گفتند و خوابیدن حضرت امیر(ع) جای حضرت رسول(ص). و اینکه این ماجرا به لسان خودشان یکی از امتحانات اصلی زندگی‌شان زمان حیات پیامبر(ص) بوده. مطلب جالب آن بود که خدا ظاهراً جبرئیل و میکائیل رو آزمایش می‌کنه که اگر عمرتون محدود باشه، حاضرید جونتون رو بخاطر دیگری بدید و اونها جواب مثبتی نمی‌دن.
خدا ما رو لایق فداشدن در پای بقیه‌اش (عج) کناد.

*** درباره‌ی غیرت و عفاف به نقل از آقای جوادی آملی
**** غربت امام جواد(ع)
***** حج ناتمام
****** ما انتظار آمدنت را به دل کشیم


علامه طباطبایی (ره)

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/9/7:: ساعت 12:38 صبح
سلام.
پیش‌نوشت:
جلسه‌ی دومی بود که پا داده بود برم، اون هم بعد یک سال.
آخرهاش به ذهن‌م رسید که خدایا شکرت، چه جلسه‌ای نصیبمون کردی.
چند دقیقه نگذشت که آقای جلسه گفتن که حالا حالاها برنامه تعطیله.
و این ایام هر وقت فکر می‌کنم همه چیز داره خوب پیش می‌ره همه چیز وارونه می‌شه.
کاش تو را بگیرم و غیرت را بحق غیر بدانم، بخصوص نفس و شیطان را.
- - - - - -
آقای امجد (خدا با عزت و سلامتی حفظ‌شون کنه)
کتاب «سنن‌النبی»* را گرفته بودند به خواندن
(به گمانم عبارت 17 از زبان حضرت مجتبی (ع) را می‌خواندند).
می‌گفتند هر کدام صفت علامه‌ی طباطبایی (ره) نباشد می‌گویم؛
و هیچ صفتی را نگفتند که در علامه نبود،
و از بسیاری مثال نقل می‌کردند.
می‌گفتند مبالغه نمی‌کنم.
می‌گفتند علامه (ره) ما را یاد پیامبر(ص) می‌انداخت.
از بحث 7، 8 ساعته‌ی علامه (ره) با یه غیر مسلمان می‌گفتند که در انتها ایمان آورد و
از پاسخ به نامه‌ها با حوصله، حتی نامه‌های بدون امضا.
نکته از کلام ایشان: بهترین سلوک پرهیز از بیهوده‌گویی (لغو) و زیاده‌گویی است.
نکته‌ای دیگر: برای اصلاح بدان به خوبان پاداش بده. (مضمون حدیث حضرت امیر(ع) )
* کتابی در مورد آداب، سنن و روش رفتاری پیامبر گرامی اسلام (ص)
به قلم مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبایی (ره).
کتاب حقیر ترجمه‌ی استاد حسین استاد ولی‌ه، خدا ایشون رو هم طول عمر با عزت دهاد. یک‌بار توفیق عرض ادب حضوری خدمتشان دست داده.
یا علی
 
- - - - - -
پس‌نوشت:
1- هنوز دارم مطالب تل‌انبار شده رو می‌نویسم. نوشتنم هم شبیه هذیان شده. زیاد پی ربطش به احوالات اخیر نباشید.
احوالات این هفته روز به روزش یه دنیا اتفاق، تجربه و اشتباه بوده و هنوز هم ادامه داره. عجب کمایی است.
این هم از مهمانی امشب؛ عجب مهمانی.
2- خدا رو شکر تونستم با حاج آقا صحبت کنم. اول باید بشینم خطبه‌ی قاصعه (احتمالاً 192) رو بخونم.
دوم هم سه تا کتاب و جزوه درباره‌ی حجاب (بخصوص در مورد بحثی که در وبلاگ حق‌المبین بیان شده‌بود). کتاب مسأله‌ی حجاب مرحوم مطهری (ره) (که قاعدتاً برایتان آشناست)، جزوه‌ی حجاب آقای مصباح (که فرمودند مطالبش فوق‌العاده است و سپردم هفته بعد از قم برام بیارن) و سوم اثری از کانون اندیشه‌ی جوان که ظاهراً نکاتی علاوه بر نظرات مرحوم مطهری مطرح کرده‌اند.
3- یکی از دوستان دانشگاه در مورد ختم «و من یتق الله ...» پرسیده بود. حاج آقا گفتند هست ولی خاطرشان نبود. در کتاب «شکوفه‌های سور قرآن» آقای سید علی لواسانی، بخش سوره‌ی طلاق یافت شد (البته ممکن است صور دیگه هم داشته باشه):
روزی سه بار تلاوت این عبارات آیات 2 و 3 سور? طلاق، به همراه سه‌بار صلوات قبل و سه‌بار صلوات بعد تلاوت:
«وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا و یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا»
باعث وسعت روزی، گره‌گشایی و کفایت مهمات
4- فاجعه‌ی غزه دل آدم رو کباب می‌کنه. این پست یه نگاه واقع‌گرایانه به آدم می‌ده. چه می‌شود کرد؟
5- یه بار دیگه حس کردم داره دین‏مون دولتی و تقویمی می‏شه.
همه می‏دونیم که شهادت حضرت جواد(ع) روز آخر ماه‏ه، نه 29ام ماه.
و این حکایت رو پارسال هم داشتیم و امسال بی‏توجه بودم.
6- یه لطیفه قدیمی و تکراری: به یه بنده خدا می‏گن می‏ذاری پسرت بره دانشگاه؟
می‏گه به‏شرطی که به درس‏ش لطمه نخوره. (پنج‏شنبه 7 آذر، 9 صبح)

ازدواج بوعلی

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/9/6:: ساعت 3:21 عصر

سلام.

فکر نکنید از کما در اومدم،
فقط می‏نویسم که نوشته باشم.

جمعه‏ها هفت شب خونه‏ی ما یه سریال نشون می‏ده
به اسم بوعلی سینا.
البته اگه شما هم جزو کانال‏های تلویزیون‏تون 4 باشه، اونجا هم باید نشون بده.

این داستان رو بهتر از من می‏دونید:
این هفته جناب بوعلی باید هم‏زمان از دست سامانیان و غزنویان فرار می‏کرد.
پدرش فوت شده بود و رفت پیش مادر تنهایش
و می‏خواست بره جوری که معلوم نبود برگشتی داشته‏باشه.

مادر گفت حالا که می‏خوای فردا بری
بیا این دختر هم‏سایه رو بگیر و برو
(ظاهراً از کوچیکی با هم تریپ داشتن و خاطرخواه بودن).

دختر با پدرش نصفه شب اومد خونه بوعلی یه طرف نشست
و بوعلی با مادرش طرف دیگه.

گفتن که این بابا باید فرار کنه و اوضاعش سخت خواهد بود و از این قصه‏ها.
دختره ازدواج رو قبول نکرد؛
می‏دونم که می‏دونید چرا.
گفت نمی‏خوام در راهش باری بر دوشش باشم
نه از نظر فرار، از نظر کار علمی و اینها.
بعدش هم ازش قول گرفت اون کار رو جدی بگیره و بره تو کارش.

بوعلی هیچی نگفت تا دختره رفت.
به مادرش گفت باری به دوشم نبود،
فقط به دلم نیست که تا آخر عمر ازدواج کنم.
(همه‏اش رو دارم از خودم می‏گم ها).

حالا این چه ربطی به ما داشت؟
خودم هم درست نمی‏دونم.

دختره خیلی آدم جالبی بوده،
به خاطر عشقش از خودش گذشت.

و اون جناب شیخ الرئیس که به دلش انقدر ایمان داشت.

یا علی

- - - - - - - -
انقدر لینک می دم که نتونید چک‏شون کنید (چون خودم هم وقت نکردم همشون رو بخونم):
وقت غروب جمعه نفس در شماره بود

هیاهوی زندگی محمد در کانادا
گرادیان زندگی آراز در کانادا

باز هم فلسفه

چله‏ی صوفی به بیست و پنج رسید

چه مملکتی داشته‏ایم
دو پست دلنشین دیگر از جناب حجت 1 و 2
اشتباه کار انسان است اما در اشتباه ماندن ، نه

مفیدی‏ها با این نامه زندگی کرده‏اند: «دیگر فکر می کنید چهارتا کتاب خوانده اید و یا چهارتا کلاس رفته‏اید دیگر نیازی به این چیزها ندارید؟»

بسیجی‏هایی که هنوز پای رهبرشون واستادند

عمر شیطانی

بسیج امروز

خدا «احمد آقالو»ی عزیز را بیامرزاد. برای من که یک عمر خاطره‏ی تئاتر تلویزیونی دارد وجودش. عاشق بازی‏اش بودم. خانواده تو جمکران هم بارها دیده بودنش. صدایش هم آدم رو میخکوب می‏کرد.

زلالی آب در دحوالارض

روح بزرگ یک معلول

این روزها که می‏گذرند خیالم خالی‏ست

تکنولوژی ترانسفر

پست‏های ازدواجی حاج محسن را از دست ندید

بسیجی کیست؟ به یاد سید شهیدان مفید

دو زیستی محمد امین عزیز


روزنامه یا همان کشکول

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/8/30:: ساعت 11:6 عصر
سلام.
شاید کمی برای پیش نویس نوشتن براین پست دیر باشد. اما حسب وظیفه.
این چنین پست هایی ملقمه ایست از آنچه می خواهی به مخاطب عام بگویی و آنچه می خواهی فقط بنویسی. شاید هم انگیزه اش چیزهایی باشد که می خواهی به کس خاصی بگویی.
اینها به کنار. منظور آنکه هدف چنین پستی فهم سریع و صددرصد همه خوانندگان نیست؛ برخلاف مثلاً پست قبل. بلکه هدفش قدم زدن شما در فضای ذهنی و دغدغه های نویسنده ی بیچاره است که خودش هم نمی داند دردش چیست و شاید این نوشته ی پریشان را بهانه ی کمک گرفتن از خواننده ی فهیم و منتقد می کند.
- - - - - -
1- السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه
2- وقتی بهم می‌گه اول ضابطه
می‌فهمم چه چیز (دوست) با ارزشی دارم؛
حتی اگه اون چه فکر می‌کنم کار خیره، عقب بیفته.
2-1- گاهی ما کارهای خیر را هم بخاطر گل روی رفیق می کنیم
و این هم مرتبه ایست.
شاید بعضی جهادی رفتن هایمان هم چنین باشد.
اما بیشتر مرام بزرگوارانی را می پسندم که با اعتماد به نفس میگویند
تا حالا کاری برای کسی نکرده ام
(یا برای غیرخدا نکرده ام یا یه همچین چیزی).
3- راز اخلاص؛
سؤال یه روحانی چند سال پیش تو نمازخونه:
«انا اخلصناهم بخالصه ذکری الدار» (آیه 46 سوره ص)
4- چی فکر کردی اخوی،
یعنی بدون فضل احسان‌شون چیزی ازت می‌مونه؟
مثلاً اون روز نبردنت جایی که حضرت‌ش(عج) نظر دارن؛
تا حالا نشنفته بودی و اون روز گفتن.
هزار نکته و مثل نگفتن تا بفهمی دنیا دست کیه و
دلت قرص شه؟
نگفتن تو این شرایط بهشت راحت به دست میاد؛
البته اولش کمی سختی داره.
زودتر راهی‌ت نکردن تا مُلک گوش بدی؟
و آخر آن روز که تلوتلو می‌خوردم و
یاد ماجرای مرحوم شیخ مرتضی زاهد بودم؛
وقتی وجدان کرده بود که شیطان عالم‌ترین فرد بعد معصومین روی زمین‌ه
و هیچ‌کس جلودارش نیست؛
همان وقتی که از این دریافت‌ش از خود بی‌خود شده بود
و داشت می‌رفت زیر گاری!
5- امشب حاج آقا نکته‌ی جالبی گفتن؛
سیئات ما همه‌اش قبوله،
اما آنچه حسنه می‌پنداریم چه؟
ته همه خوبی‌های مقبول‌مان کسب «حسن ظن» به خداست.
ای خدا...
یا علی
- - - - - -
* ای امام رضا(ع)
** هر آنچه برای شنبه تا دوشنبه می خواستم بگویم
*** هر چند با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمیشه
**** ما که لیاقت از علامه نوشتن رو نداشتیم
***** بسلامتی فیلم جهادی دبیرستان رو دارن خانواده از تلویزیون می بینن.
ع.ن. می گه اینجا بچه ها خیلی چیزها یاد میگیرن که نمیشه تو تهران بهشون گفت.
یکی از بچه ها میگه جهادی فقط برای خودسازیه.
اما اصل حرف رو اونی میگه که «وقتی کار می کنم حس غرور میکنم.»
چشم هممون روشن. دست مریزاد.
میشه یکی منو راهنمایی کنه؛ ما تو جهادی چی گیرمون میاد؟
غرور؟ برات برائت از آتش؟ منت بر محرومان؟ قبولی کنکور؟
راستشو بگم خودم هم یاد مصاحبه هام افتاده بودم
که آیا پخش میشن یا نه.
دم شیطون و نفس گرم،
خوب سلطنتی راه انداختن.
****** روش حذف مسلمان ها و تأثیرگذاری آنها در اجتماع
******* یکی از آفت های وبلاگ نویسی؛ بازی کردن در محدوده دانسته ها» به جای عمق بخشیدن به آنها
******** شورای مشورتی در چین
********* ... می نویسم آن مسیحِ سبز پوش،
کز دلش روید هزاران نوبهار
کاش گل می کاشت با جا پای خود
بر کویر جاده های بی سوار ...
********** حتی وبگاه حرفه ای و پربار جناب نصیری کیای عزیز -که آرزوی دیدارشان بر دل حقیر مانده- نتوانسته به این نوع فلسفه علاقه مندم کند. فلاسفه ی عزیز علاجی تجویز بفرمایند.

اسلام

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/8/28:: ساعت 11:59 عصر
سلام.
«لا یبقی من الاسلام الّا اسمه»
از اسلام چیزی جز اسم آن باقی نمی ماند.
«پیامبر اسلام(ص) پیش بینی عجیبی فرموده است.
با برخورد به این پیش گویی، سؤال هایی برای ما پیش می آید:
-   مگر اسلام در زمان پیامبر به چه شکل بوده است؟
-   این اسلام بعد چه شده؟
یعنی چگونه آن را از محتوای اصلی خالی کرده اند؛
آن را به چه شکل تحریف نموده
و چگونه حقایقی از آن را تبدیل یا کتمان نموده اند؟
-   چگونه ائمه(ع) اسلام صحیح را
-که اکنون در دست ماست-
به میان امت بازگرداندند و
به همان گونه که در زمان پیامبر(ص) بود
به مردم عرضه داشتند؟
...
پرسش های فوق در جمله ی زیر خلاصه می شود:
اسلام چه بوده؛ چه شده؛ و اکنون چه باید کرد؟»
قسمتی از درس دوم کتاب «نقش ائمه(ع) در احیاء دین» مرحوم علامه ی عسکری
یا علی
- - - - - -
قصه های صوفی ما دارد به بیست می رسد...
کلاه های شش گانه ی تفکر
قسمت 53ام خاطرات حج؛ خوش به حال حاجیان امسال؛
اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام
در تقابل با اضطراب مدرن
مادربزرگ انیشتین

<   <<   31   32   33   34   35   >>   >


بازدید امروز: 34 ، بازدید دیروز: 14 ، کل بازدیدها: 486915

پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ