دو مثل

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/5/6:: ساعت 10:5 صبح

سلام.

دو مَثَل:

گفتند مثل شمع نباش که فقط نور بدی و آب بشی؛
مثل ماه باش که هم نور بگیری و هم نور بدی.

گفتند مثل مورچه نباش که فقط جمع کنی؛
مثل زنبور عسل باش که هم جمع کنی و هم تولید کنی.

یا علی


یه هفته ...

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/5/5:: ساعت 6:2 عصر

سلام.

حداکثر یه هفته از ماه خدا مونده...

شاید بتونیم تو این فرصت خدا را بهتر بشناسیم؛
ماه رسولش نزدیک است.

«خاب الوافدون علی غیرک»

یاعلی


معرفی رشته مهندسی مکانیک

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/5/1:: ساعت 11:1 صبح

سلام.

قرار بود این پست به معرفی رشته مهندسی مکانیک اختصاص یابد. اما ترجیح داده می شود که تنها به دادن لینک مطالب مفید در این زمینه بسنده شود که حتماً از توضیحات زائد بنده راه‌گشاتر خواهد بود؛ و البته چند جمله‌ای که خالی از عریضه نباشد. اگر ابهامی بود در خدمتم.

 

·        در مهندسی مکانیک به حرکت (Kinematicنیروهای اعمالی (Kinetic) و تبادل انرژی در یک سیستم توجه می‌شود.

·        در مهندسی مکانیک رفتار سیستم‌ها در حالت کلی به کمک قوانین فیزیکی یا مطالعات تجربی با روابط ریاضی مدل‌سازی می‌شود.

·        در مهندسی مکانیک رفتار سیستم‌ها در یک مسأله خاص با حل روابط ریاضی حاکم بر آنها در شرایط خاص مسأله به‌صورت تحلیلی یا عددی استخراج می‌شود.

·        با کمک تحلیل رفتار سیستم‌ها و با توجه به نیازمندی‌های مختلف مهندس مکانیک می‌تواند طراحی سیستم را اصلاح و بهینه نماید.

·        با کمک تحلیل رفتار سیستم‌ها و با توجه به نیازمندی‌های مختلف مهندس مکانیک می‌تواند یک سیستم کنترل مناسب طراحی نماید.

·        هر سیستم دینامیکی صنعتی (بسیار کوچک یا بسیار بزرگ) در این رشته قابل بررسی است.

 

1.      معرفی رشته مهندسی مکانیک

2.      معرفی رشته مهندسی مکانیک دانشگاه شریف

3.      معرفی اجمالی رشته مهندسی مکانیک و بخشی از نرم‌افزارهای مفید در آن

4.      معرفی مکانیک (http://www.iranian-it.net/itf/معرفی-رشته-مکانیک-و-سایر-مسائل-مرتبط-با-t-235.html)

5.      معرفی انواع رشته‌های دانشگاهی

6.       معرفی اجمالی رشته و گرایش‌های مهندسی مکانیک

7.      معرفی رشته مهندسی مکاترونیک (دانشگاه آزاد قزوین)

8.      معرفی رشته مهندسی پزشکی؛ بیومکانیک

9.      معرفی رشته مهندسی مکانیک؛ گرایش سیالات (کنکور کارشناسی ارشد)

10.  معرفی رشته مهندسی مکاترونیک (کنکور کارشناسی ارشد)

یا علی

- - -
آخرین بروزرسانی: چهارشنبه 2مرداد87؛ 5:12 عصر
آخرین بروزرسانی: یکشنبه 24شهریور87؛ 4:17 عصر
(با تشکر از جناب «م» که تذکر دادن؛ لینک 4 و 6 خراب بود. امیدوارم مفید باشه.)


گاو وحشی و اهلی

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/4/29:: ساعت 9:5 عصر

سلام.

یکی از دوستان مثال قشنگی زد؛ چند وقتیه رو مخم نشسته.

می‏گفت مدیریت دولتی مثل سوارشدن رو یه گاو خشمگینه.
یعنی وقتی مدیر می‏شی فقط برات مهمه که چقدر مدیر بمونی؛
باید بتونی از زیراب‏زنی دیگران سالم بمونی،
و البته در مواقع لازم زیراب دیگران رو هم بزنی!

البته این نگاه خیلی سیاهه، ولی خیلی هم دور از واقعیت نیست.

حالت درستش اینه که سوار یه گاو اهلی بشی.
اون وقت برات مهمه که گاوه علف خوب بخوره، خوب استراحت کنه،
مشکلی براش پیش نیاد،
خوب بهت شیر بده، پروار بشه،
و شاید بتونه تو رو تا یه جای خوبی ببره (نه اینکه درجا بزنه).

البته این بیشتر به دید خود آدم بر می گرده و کمتر به شرایط موجود.

یاعلی

- - -
1- جناب «محمدامین»؛ درسته، مشکل تعهده. ولی تعهدی که اکتسابیه.
شاید اصلاً همه تقصیرها گردن نهادهای تربیتی و آموزشیه. با این حساب تقصیر خانواده‏های ما بیش از آموزش و پرورشه.

2- جناب «یه نظر»؛ نقش دوطرفه شرایط و دیدگاه آدم‏ها رو زیبا توصیف کردید.
این بحثیه که با سرفصل «هوش هیجانی» دنبال می‏کنیم. یعنی آدم چقدر و چگونه باید تحت تأثیر محیط باشه؟

3- همیشه وقتی پست رو می‏ذارم می‏گم «که چی؟». دوست دارم از درگیری ذهن خودم و شما به انواع راه حل‏ها برسم.
به هرحال تو هر جامعه‏ای نقاط ضعف و قوت هست، ولی اینها هیچ‏کدوم به تنهایی مانع جهنم‏رفتن ما نیست. بلکه همشون یه نوع امتحانه. شناخت شرایط کمک می‏کنه نوع امتحانی رو که باید بدیم بهتر بشناسیم.
به عبارتی هر چند شرایط جامعه در سؤالات منتهی به جهنم مؤثر باشه، مهم‏تر رفتار و انتخاب خود آدمه.

4- جناب «یه نکته» فرمایش خوبی فرموده‏اند:
«یه نکته‏ی خیلی مهم اینه که آدم‏ها خیلی شبیه هم هستند مگر اینکه روی خودشون کار کنند.
یا به بیان دقیق‏تر اینکه خدا بهشون توفیق بده که روی خودشون کار کنند.
دیگر اینکه لزوماً جهنم و بهشت در قیامت کبری نیست.
افرادی که روی گاو وحشی می‏شینن جهنم خودشون رو تو این دنیا دارن، هر چند احساس بهشت رو کنن.
یعنی اونا اینقدر سطح‏شون پایین هست که جهنم رو بهشت می‏بینن و مزاق‏شون به همینا عادت کرده.

شهید آوینی می‏گن: سر آنکه دهر بر مراد سفلگان می‏چرخد، آن است که دنیا وارونه‏ی آخرت است.»


حداقل...

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/4/25:: ساعت 11:47 صبح

سلام.

1- آدم دو تا مشکل اصلی ممکنه داشته باشه؛
ظلم و جهل*.

ما نه ادعا داریم که ظالم نیستیم.
نه اینکه جهل نداریم.

درمورد ظلم کار خیلی خفنه.
از حدیث و آیه برمی‏آد که آدم تو هرلحظه یا بنده خداست یا شیطان.
حالا ما تو زندگیمون چقدر بنده خداییم؟
خوب بقیه‏اش ظلومیم.

در مورد جهل هم که قربونش برم؛
شما بگید اصلاً ما چی می‏دونیم؟
از گذشته‏مون، از یه لحظه بعدمون، از عالم، از عاقبتمون. از چی؟
خلاصه اِندِ جهولیم.

یه حرف جدی:
حداقل خودمون رو قبول نداشته باشیم.

عبد واقعی باشیم؛
احساس نیاز کنیم.
مراقبه کنیم.
غرور رو رد کنیم.
گنده‏تر از دهنمون حرف نزنیم.
و هر نتیجه دیگه‏ای که از قبول نداشتن خودمون و امثال خودمون ناشی می‏شه.

2- فقط علی(ع) و بروبچه‏هاشو عشقه!

علیُ حُبه جُنة             قسیم النار والجَنة
وصیّ المصطفی حقاً     امامُ الإنس والجِنة

 

یا علی

*: إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ 
إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا (72-احزاب)

ما امانت (تعهّد، تکلیف، و ولایت الهیّه) را بر آسمانها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ امّا انسان آن را بر دوش کشید؛
او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)!


فلاح

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/4/23:: ساعت 11:50 صبح

سلام.

«
... و من یوق شحّ نفسه، فاولئک هم المفلحون ( آیه 9 سوره حشر)
و هرکس از حرص نفسش حفظ شود، پس آنان به حقیقت رستگارانند.

1- یک دانه از درون خاک مبارزه می‏کند
و می‏تواند شکم زمین را بشکافد و بالا بیاید
تا بگوییم اَفلَحَ و فَلَحَ.

و فلّاح هم به همان کشاورزی اطلاق می‏شود که زمینه رشد این بذر را فراهم می‏کند
تا رستگار شود و از درون خاک سر درآورد.

اگر من هم توانستم از شح نفس خویشتن‏داری کنم
به فلاح می‏رسم و رستگار و آزاد می‏شوم.

2- دانه‏ای که رشد کرد و از خاک سر درآورد،
در عین حال ماده را رها نکرده است.

ابتدا که در درون خاک اسیر بود،
اگر مبارزه حیاتی برای تسخیر خاک نمی‏کرد
سر درنمی‏آورد و از بین می‏رفت؛
اما با خاک مبارزه حیاتی تکاملی کرد و سر درآورد.

اکنون رو به بالا صعود می‏کند و در عین حال خاک منبع تغذیه اوست.

یعنی نه تنها ماده اسیرش نکرده است
بلکه ماده را در تصرف خود قرار داده
و از بستر ماده سنگر حرکت تکاملی خود را یافته است.

از کتاب «گفتارهای تربیتی»، شهید باهنر،
ذیل بحث «اراده و آزادی انتخاب» از مقاله «انسان از دیدگاه قرآن»
»

3- از دعای مکارم الاخلاق:
فاذا کان عمری مرتعا للشیطان، فاقبضنی
خدایا، هرگاه عمر من چراگاه شیطان گردد، روحم را قبض نما.

4- میلاد پر برکت‏ترین مولود عالم مبارک!

 یا جواد الائمه(ع) ادرکنی

یا علی


پارامترهای هوش هیجانی

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/4/20:: ساعت 6:45 عصر

سلام.

باز هم درباره هوش هیجانی:

«
یکی از مجموعه مواردی که در پرسش‏نامه‏های هوش هیجانی بررسی می‏شوند عبارتند از:
هوش درون فردی، هوش بین فردی، قابلیت انطباق، کنترل استرس و خلق عمومی.

هوش درون فردی به توانایی تشخیص و درک احساسات شخصی،
بیان احساسات، عقاید و افکار و دفاع از حقوق فردی به شیوه‌ای غیرمخرب
و رها بودن از وابستگی هیجانی اطلاق می‌شود.

 هوش بین فردی به معنی توانایی همدلی
یعنی آگاهی، درک و ارزیابی احساسات دیگران
و همچنین ارتباط بین فردی به معنی ایجاد و حفظ روابط رضایت‌بخش دوطرفه
(که شامل ابراز و دریافت محبت هستند)
می‌باشد.
همچنین هوش بین فردی بالا به معنای مسئولیت‌پذیری اجتماعی بالا می‌باشد.

سازگاری (قابلیت انعطاف) شامل توانمندی‌های حل مساله،
ارزیابی واقعیت و انعطاف‌پذیری است.

 کنترل استرس توان تحمل وقایع ناخوشایند و شرایط استرس‌زا
و همچنین مقاومت یا به تاخیر انداختن یک تکانه یا وسوسه برای عمل کردن می‌باشد.

خلق عمومی به معنای احساس رضایت از زندگی شخصی،
لذت بردن از خود و دیگران
و نگاه کردن به نیمه پرلیوان
و همچنین حفظ نگرش مثبت در مقابله با دشواری‌های زندگی می‌باشد.

به طور کلی افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند،
سطح بالایی از عاطفه مثبت و سطح پایینی از عاطفه منفی نشان می‌دهند.

 این افراد با وجدان و پذیرنده هستند،
مشکلات احساسی کمتری دارند
و در روابط بین فردی عملکرد بهتری دارند.

http://www.ravanyar.com/Psycologyworld/IQEQ.asp
»

مطلب مرتبط: http://nafsani.parsiblog.com/-563443.htm

یا علی


مصیبت

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/4/18:: ساعت 9:44 صبح

‏سلام.

وقتی دست می‏ذاری رو جیبت و می‏بینی خودکارت نیست،
ناراحت می‏شی؟

وقتی اتوبوسی که سواری چراغ قرمز رو رد می‏کنه،
خوشحال می‏شی؟

هنوز ول معطلی رفیق.

«
مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا
هیچ مصیبتی (ناخواسته) در زمین و نه در وجود شما روی نمی‌دهد
مگر اینکه همه آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است؛

إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ (22)
 و این امر برای خدا آسان است!

لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ
این بخاطر آن است که برای آنچه از دست داده‌اید تأسف نخورید،
و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید؛

وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (23 - حدید)
و خداوند هیچ متکبّر فخرفروشی را دوست ندارد!
»

یا علی


یا مکن ...

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/4/16:: ساعت 6:23 عصر

سلام.

این ...ها یه اخلاق خاص دارن؛

تو برخورد اول طرف رو له می‏کنن.
اگه پاشد باهاش رفیق می‏شن!

باور کنید.

خودشون هم تو این زمینه‏ها ظرفیت‏شون زیاده.

توصیه:
یا مکن با فیل‏بانان مشورت            یا بنا کن خانه‏ای فیل توش برد

یا علی

- - -
پ.ن.
1- این پست بیشتر خبری بود تا تحلیلی. یعنی می‏خواستم بگم این اخلاق وجود داره؛ نه اینکه خوبه یا بد.

2- حالا که چنین اخلاق‏هایی وجود داره، تنها راه برخورد حذف رفاقت با این جور آدم‏ها نیست.
اولاً پاسخ می‏تونه متناسب با لحن گوینده باشه.
ثانیاً می‏شه عادت کرد فارق از لحن صحبت، به متنش هم توجه کرد. شاید توی بعضی لحن‏های تلخ، حرف‏های خوبی هم پیدا شه.

3- قاعدتاً یه همچین اخلاق نسبتاً فراگیری ناشی از نوع تربیته. یه کم هم دلتون براشون بسوزه. شاید خیلی هم خودشون مقصر نباشن. شما حلالشون کنید.


هدایت و نجات

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/4/15:: ساعت 5:4 عصر

‏‏سلام.

یه بحث خام بدون مرجع:

بین «هدایت» و «نجات» فرقه.

اگه ما معتقدیم فقط عقاید خودمون تو عالم درسته
به این معنا نیست که بقیه حتماً می‏رن جهنم.

همیشه باب نجات بازه و بعد آدم می‏تونه هدایت بشه.

اصلاً برای خیلی از ماهایی که می‏گیم عقایدمون درسته
تنها مزیت‏مون نسبت به بقیه شانس به دنیا اومدن در یه شرایط خاصه.
این که نشد عدالت.

یه چیز دیگه هم می‏دونیم که ما خیلی کم از اون عالم خبر داریم.

نتیجه1:
هیچ پلورالیزمی وجود نداره.
فقط یه حقیقت وجود داره و فقط پیروان یه آیین می‏تونن هدایت بشن.
بقیه احتمالاً از بند نجات باید استفاده کنن.

تازه این هم مزیتی برای خیلی از پیروان این آیین نیست،
چون زحمت واقعی براش نکشیدن.

حالا اون دنیا چه اتفاقاتی برای آدم‏های مختلف می‏افته نمی‏دونیم.

نتیجه2:
اگه پیروان آیین هدایت‏گر اصلی خوب بهش عمل نکنن بیچاره‏ان.

خدایا خودت رحم کن.

یا علی

- - -
پ.ن:
کامنت‏ها رو ببینید؛ جالبن. بخصوص کامنت جناب «علوی» که از دید یه فلسفه‏دان بیان شده. تشکر.
هدف این بود که نگران جهنم‏رفتن دیگران و مشکلات فلسفی صراط مستقیم نباشیم. بهتر است نگران هدایت‏نشدن و جهنم‏رفتن خود باشیم.


<   <<   36   37   38   39   40   >>   >


بازدید امروز: 42 ، بازدید دیروز: 14 ، کل بازدیدها: 486923

پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ