سلام.


1- در خطر افتادن منافع گاهی بهانه‏ی شکستن حرمت‏های جدی می‏شه.


وقتی که تو یه موضوع مهم (از نظر خودمون) مانعی جلومون ببینیم،
حاضر می‏شیم هر جور شده بپیچونیمش؛
حتی اگه مانع حرف خدا باشه.


(خدایا، اگه خدایی ناکرده ما تو رو تو عمل به خدایی قبول نکردیم
و حرمت‏ت رو شکوندیم
تو ما رو به عفو و رحمت‏ت بگیر و تربیت کن.)


ظاهراً راه حل‏ش اینه که
خودمون رو گیر غیرخدا و غیرخدایی نندازیم.
مثلاً عادت نکنیم به خوشی‏های دنیایی
تا بود و نبودش برامون موضوع مهمی بشه؛
چون اون وقت حاضر می‏شیم براش کارهای بد بد بکنیم.


یکی از هزارتا(!) آیه‏ی مرتبط:
انهم کانوا قبل ذلک «مترفین» (45 واقعه)
(اصحاب شمال (آدم‏های بد تو اون دنیا) قبلاً اهل خوش‏گذرونی (نازپرورده) بوده‏اند)


پس وقت عادت به خوشی
و وقت عکس‏العمل هنگام از دست‏دادن منافع
حواس‏مون رو جمع کنیم.


2- هنوز وقت برای هدیه‏دادن هست.
البته سعی می‏کنم گوش هم بدم.
مثلاً چون جناب «رهسپار» به زود آپ‏کردن ما گیر داده‏اند
سعی می‏کنم به‏جای هفته‏ای سه‏بار، دوبار بیشتر آپ نکنم.


دیگه؟


یا علی


- - - - - -
ما که دستمون به جایی نمی‏رسه، محض انجام وظیفه.
یه سید بزرگوار کاشونی زحمت‏کش دیده شناخته‏ای می‏خواد دختر شوهر بده، جهاز می‏خواد. شاید یک میلیونی خرج برداره. اگه کسی می‏تونه نقدی یا غیرنقدی کمک کنه خبر بده.