سفارش تبلیغ
صبا

موعظه - نماز

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/12/17:: ساعت 8:51 عصر

سلام.
از باب «أحی قلبک بالموعظه».

+ «سعی کنید نماز خودتان را درست کنید.
نماز درست تقلید درست می‏خواهد
وضوی درست و طبق دستور رساله مرجع و غسل درست
و حمد و سوره وقرائت درست
و مسائل نماز درست لازم دارد،
که اینها کاری ندارد.
تقلیدتان را درست کنید و مسائل را در رساله ببینید
و حمد و سوره را نزد معلم قرآن بخوانید.
وقتی نمازتان درست شد آن را اول وقت بخوانید.
نماز درست و اول وقت کمک می‏کند که شما بتوانید در مقابل گناه مقاومت کنید.»

یا علی


دشمن‏ترین دشمنان

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/12/10:: ساعت 4:24 عصر

سلام.

این حکایت سعدی،
حال روزهای تیره ماست...
*
از دانش‏مند بزرگى پرسیدم معنى این سخن رسول خدا -صلى الله علیه و آله- چیست؟
مى‏فرماید: «اعدا عدوک نفسک التى بین جنبیک»
دشمن‏ترین دشمنان تو،
نفس بدفرماى توست که در میان دو پهلوى تو (در درون تو ) قرار دارد.
در پاسخ گفت:
از آنجا که به هر دشمنى نیکى کنی، دوست تو گردد،
مگر نفس اماره که هر چه او را بیش‏تر مدارا کنى،
مخالفت‏ش زیاد مى‏شود.
بنابراین دشمن‏ترین دشمنان خواهد بود.

فرشته‏خوى شود آدمى به کم‏خوردن      /       وگر خورد چو بهائم بیوفتد چو جماد
مراد هرکه برآرى مرید امر تو گشت       /        خلاف نفس که فرمان دهد چو یافت مراد
**
دعا کنید بیش از این خاک‏مال‏ش نشیم.

یا علی


کنج‏کاوی

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/11/30:: ساعت 9:28 عصر

سلام

آدم آلوده به گناه وقتی توبه می‏کنه
چه‏طور ممکن‏ه دوباره گیر بیافته؟

وجود زمینه گناه بعد توبه و یادآوری ناخودآگاه لذت اون
می‏تونه آدم رو وسوسه کنه.

برای گناه جنسی،
مثل نگاه آلوده
چه واقعی‏اش چه مجازی‏اش،
شاید خطرناک‏ترین چیز
کنج‏کاوی‏ه.

همیشه یه ککی هست که بخواد آدم رو آزار بده.
این ما هستیم که باید حواس‏مون به خودمون و گرایش‏هامون باشه.

یاهو همیشه دور و اطراف صفحات‏اش پر تبلیغات تحریک‏کننده بود،
حداقل برای حقیر که ضعیف‏النفس هستم.
همت کردم رفتم رو جی‏میل،
هم ظاهرش پاک‏تر بود و هم از نظر امکانات حرفه‏ای‏تر.
حالا مثل اینکه جی‏میل هم به جرم «باز»ش فیلتر شده.
منظورم این‏ه که خیلی جاها و وقت‏ها می‏شه
زمینه‏های وسوسه و کنج‏کاوی مذموم رو کم کرد.
این حداقل قدم تقواست.
مثال‏های دیگرش رو شما بگید.

نمی‏خوام حد تعیین کنم که برای دوری از گناه
چه‏قدر باید یا نباید از زمینه‏هاش خود رو دور کرد.
بالأخره هرکسی مرجع تقلید داره و یه نظام تربیتی-اخلاقی.
فقط خواستم ذکری از این نکته کرده باشم که
هر قدمی
برای دوری از گناه
خوش یمن‏ه.
از خدا بخواهیم که «من این یه کاری رو که از دست‏ام برمی‏آمد کردم،
تو هم اثرات منفی‏اش رو خنثی کن،
و من رو برای همیشه از آلودگی نجات بده.»
*

روا بود که گریبان ز هجر پاره کنم
دل‏م هوای تو کرده، بگو چه چاره کنم...

یا صاحب الزمان(عج)


رساله حقوق - دیگران 3

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/11/14:: ساعت 7:6 صبح

سلام.
به فضل الهی قسمت آخر رساله حقوق رو نقل می‏کنیم. واقعاً هر فرازش می‏تونه یک توجهی به آدم بده که چه نعمت‏هایی داریم و چه‏طور باید شکرش و حق‏اش رو ادا کنیم. ان‏شاءالله که مورد عنایت خدا و رضایت خاطر حضرت سجاد -علیه السلام- (در این ایام اسارت آل الله) قرار بگیره.
- - - - - -

و حق آن کس که با تو مشورت کند، این است که
اگر در آنچه پرسد چیزی می‌دانی، بگویی.
و گرنه او را بدان کس که داند، راهنمایی کنی.‌

و حق آن کس که تو از او مشورت خواهی، این است که
در آنچه موافق تو نگوید، وی را متهم نسازی.
و اگر موافق تو گوید خدای عزوجل را بر آن سپاس گویی.

و حق آن کس که از تو نصیحت خواهد این است که
او را اندرز دهی. و راه مدارا و مهربانی به او را پیش‌گیری.

و حق آن کس که تو را نصیحت کند، این است که
برابر او نرم‏خوباشی. و بد و نیک گوش فرا دهی.
اگر درست نصیحت کند، خدای عزوجل را به آن سپاس گویی.
و اگر موافق تو نگوید به او رحمت آری و او را متهم نکنی.
و بدانی که او خطا کرده است و براین خطا بر او نگیری.
مگر آنکه مستحق تهمت باشد که در این صورت به‏کار او اندک اعتنایی مکن.

و حق بزرگ‏تر از تو این است که
او را به خاطر سال‏مندی وی بزرگ داری.
و چون در مسلمانی از تو پیش‌تر است، او را حرمت نهی.
و در مخاصمت با او مقابلت نکنی.
و در راه بر او پیشی‌نگیری. و از او پیش نیفتی و با او جهالت نورزی.
و اگر او بر تو جهالت کند، به‏خاطر اسلام و حرمت آن، آن را تحمل کنی و او را اکرام نمایی.‌

و حق کوچک، رحمت بر او در آموختن او، و گذشت از وی و پرده‌پوشی.
و مدارا به او و کمک اوست.

و حق خواهنده، دادن به او به مقدار نیاز است.

حق کسی که چیزی از او خواسته شده، این است که
اگر داد، از او با سپاس و قدردانی از فضل او پذیری.
و اگر نداد، عذر او را قبول کنی.

و حق کسی که تو را به‏خاطر خدا شاد کند، این است که
نخست خدای عزوجل را سپاس‌گویی و سپس او را شکرگزار باشی.

و حق کسی که به تو بدی کند، این است که بر او ببخشی.
و اگر دانستی که بخشیدن او بد است، داد خود را از او بگیری.
خدای تبارک و تعالی گوید: بر کسی که به او ستم رسیده باشد و دادخواهی کند، گناهی نیست.

و اما حق هم‏دینان تو این است که
در ضمیر خود سلامت آنان را خواهی. و بر ایشان رحمت آوری.
و با گناه‏کار آنان مدارا کنی،
و با آنان الفت گیری، و در اصلاح کار ایشان بکوشی،
و نیکوکاران آنان را سپاس‌گویی و آزار خود را از ایشان بازداری.
و آنچه برای خود دوست داری برای آنان دوست داشته باشی.
و آنچه برای خود ناخوش می‌داری برای آنان ناخوش داری.
پیران آنان را هم‏چون خوددانی. و جوانان‏شان را برادر خود انگاری
و پیرزنان ایشان را مادر خود شماری و کودکان را فرزند خود به‏حساب آری.

حق کسانی که در پناه مسلمانان‌اند، این است که
آنچه خدای عزوجل از آنان می‌پذیرد، بپذیری.
و مادام که به عهد خدای عزوجل وفادار هستند، بر ایشان ستم نکنی.

+ مطالب مرتبط: «رساله حقوق - مقدمه»، «رساله حقوق - حقوق خدا، نفس و اندام»، «رساله حقوق - کارها»، «رساله حقوق - دیگران 1» و «رساله حقوق - دیگران 2».

یا حسین شهید


رساله حقوق - دیگران 2

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/11/11:: ساعت 10:21 صبح

سلام.

بخش پنج‏ام رساله حقوق، منسوب به حضرت سجاد -علیه السلام-.
- - - - - -

...
و اما حق کسی که به تو نیکی کرده،
این است که او را سپاس‏گزار باشی.
و نیکی او را به‏یاد داری و برای او نام نیک به‏دست آری.
و میان خود و خدای عزوجل او را خالصانه دعاگویی.
هرگاه چنین کردی در نهان و آشکارا سپاس او گفته باشی.
آنگاه اگر توانی روزی او را پاداش نیکو دهی.

‌و اما حق اذان‌گو این است که بدانی
او خدای تو -عزوجل- را به‏یادت می‌آورد و تو را به نصیبت می‌خواند.
و بر انجام واجبی که خدا بر تو نهاده یاری می‌دهد.
پس او را بر این کار چنان سپاس گو که نیکوکار بر خود را سپاس می‌گویی.‌

و اما حق پیش‏نماز تو آن است که بدانی
او عهده‌دار نمایندگی میان تو و پروردگارت عزوجل است
او از جانب تو سخن می‌گوید و تو از جانب او سخن نمی‌گویی.
او برای تو دعا می‌کند و تو برای او دعا نمی‌کنی.
و مهم ایستادن تو را برابر خدای عزوجل کفایت می‌کند و تو از او کفایت نمی‌کنی.
پس اگر در آن نقصی باشد بر اوست نه بر تو.
و اگر درست باشد، تو شریک او هستی و او را بر تو برتری نیست.
او خود را سپر تو و نمازش را سپر نماز تو کرده.
پس او را به این اندازه سپاس گوی.‌

و اما حق هم‏نشین تو این است که
با او نرم‏خو باشی.
و در سخن گفتن با وی به راه انصاف روی
و از آنجا که نشسته‌ای، جز با رخصت او برنخیزی،
و آن که نزد تو نشیند تواند که بی‌رخصت تو برخیزد و لغزش او را فراموش کنی.
و خوبی‌های او را حفظ کنی و جز سخن نیک به گوش او نگویی.

و اما حق هم‏سایه‌ات،
حفظ اوست در نهان و بزرگداشت اوست در عیان و یاری او اگر ستم‏دیده باشد.
و باید که عیب او را نجویی. و اگر از او زشتی دیدی آن را بپوشانی.
و اگر دانستی اندرز تو را می‌پذیرد او را اندرز دهی
-چنان که بین تو و او بماند-
و هنگام سختی او را رها نکنی.
و از خطای او درگذری.
و گناه او را ببخشی. و با او بزرگوارانه معاشرت کنی.‌

و اما حق رفیق تو این است که
با او با انصاف و بزرگ‏واری هم‏راه باشی.
و چنان که او تو را اکرام می‌کند، وی را اکرام کنی.
و بر او رحمت باشی نه عذاب.

و اما حق شریک این است که اگر غایب باشد، او را کفایت کنی.
و اگر حاضر باشد او را رعایت نمایی و مخالف او حکمی نکنی.
و بی‌مشورت او کاری نرانی.
مال او را نگهبانی کنی و در بسیاری و اندک آن خیانت نورزی.
چه مادام که دو شریک به یک‏دیگر خیانت نکنند دست خدا با آنهاست.

و اما حق مال تو این است که
آن را جز از حلال نگیری. و جز در راه آن خرج نکنی.
و کسی را که سپاس تو نمی‌دارد بر خود مقدم نداری.
پس در آن به‏اطاعت پروردگار کار کن.

و اما حق وام‏خواه تو این است که
اگر مال داری وام او را بپردازی.
و اگر تنگ‏دستی با سخن نیکو او را راضی سازی و با لطف او را از سر خود باز کنی.‌

و حق معاشر آن است که
وی را فریب ندهی. و گول نزنی.
و نی‏رنگ با او به‏کار نبری و در کار او از خدای تبارک و تعالی بترسی.

و حق خصمی که بر تو ادعا دارد.
اگر آنچه دعوی کند درست باشد،
تو گواه او بر خود باشی و بر او ستم نکنی. و حق او را به‏کمال بدهی
و اگر دعوی باطل کند،
با او مدارا کنی و جز راه مدارا پیش نگیری و در کار او خدای خویش را به خشم نیاوری.

و حق خصم تو که بر او دعوی داری، این است که
اگر در دعوی خود راست‏گو باشی، به‏نیکویی با وی سخن گویی.
و حق او را انکار نکنی. و در مطالب‏ات خود از دروغ‏گویی بپرهیزی.
و به‏سوی او توبه کنی و دعوی را رها سازی.

مطالب مرتبط: «رساله حقوق - مقدمه»، «رساله حقوق - حقوق خدا، نفس و اندام»، «رساله حقوق - کارها»، «رساله حقوق - دیگران 1» و «رساله حقوق - دیگران 3».

یا حسین شهید


رساله حقوق - دیگران 1

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/11/6:: ساعت 11:15 عصر

سلام
هر کدام از این حقوق دنیایی است که توجه به آن و اداکردن‏اش برکتی به زندگی آدم می‏دهد.
- - - - - -

و حق فرمان‏روا این است که بدانی
تو وسیله آزمایش او هستی.
و او با قدرتی که خدا وی را بر تو داده، آزموده می‌شود،
و بر توست که خود را گرفتار خشم او نسازی.
و به‏دست خود او را به هلاکت نیندازی
و در بدی که به تو می‌کند شریک او نشوی.‌

و اما حق آنکه آموزگار توست این است که
او را بزرگ داری و مجلس او را محترم شماری.
و به گفته او گوش دهی. و به او روی آوری.
و بانگ خود را در محضر او بلند نکنی
و اگر کسی از او پرسشی کند تو پاسخ ندهی تا او خود پاسخ دهد.
و در محضر او با کسی سخنی نگویی و پیش او کسی را عیب نکنی
و اگر پیش روی تو از او بد گویند از وی دفاع کنی.
و عیب‌های او را بپوشانی و نکویی‌های او را آشکار سازی.
و با دشمن او ننشینی و دوست او را دشمن نگیری.
پس اگر چنین کردی فرشتگان خدا گواهی دهند که تو برای خدا
-نه برای مردم-
نزد وی رفته‌ای و از او علم آموخته‌ای.‌

و حق آن کس که مالک توست
این است که او را اطاعت کنی و جز در آنچه موجب خشم خداست
نافرمانی او نکنی.
چه اطاعت مخلوق در معصیت خالق روا نیست.

و اما حق رعیت که تو بر آنان قدرت داری این است که
بدانی آنان به‏خاطر ناتوانی خود و قدرت تو رعیت تواند.
پس واجب است که با آنان به عدالت رفتار کنی
و برای ایشان پدری مهربان باشی،
و نادانی‌شان را ببخشی و در کیفرشان شتاب نکنی
و هر قدرتی که خدای عزوجل به تو عطا فرموده آن را سپاس گویی.

و اما حق آنان که در علم رعیت تواند، این است که
بدانی خدای عزوجل با علمی که به تو داده و گنجینه‌هایی که بر تو گشوده،
تو را سرپرست آنان کرده است.
پس اگر مردمان را نیکو تعلیم دهی،
بر آنان درشتی نکنی و بر ایشان خشم نگیری
خدا به فضل خویش علم تو را بیفزاید.
و اگر علم خود را از مردم بازگیری
یا هنگامی که از تو آموختن علم می‌خواهند با آنان درشتی کنی
بر خداست که علم و جمال آن را از تو باز گیرد
و مرتبه تو را در دل‏ها ساقط کند.

و اما حق زن این است که بدانی
خدای عزوجل او را مایه آرامش و انس تو کرده
و این نعمتی است از خدا بر تو.
پس او را گرامی بداری و با او مدارا کنی
و اگر چه حق تو بر او واجب‌ترست، اما بر توست که بر او رحمت آری.
و خوراک و پوشاک او را آماده سازی
و اگر از روی نادانی کاری کند بر او ببخشی که او گرفتار توست.

و اما حق مملوک این است که بدانی او آفریده پروردگار تو،
و فرزند پدر و مادر توست. گوشت تو و خون توست.
تو مالک او شده‌ای اما نه آنکه او را، یا اندامی از اندام‏های او را آفریده باشی.
و یا او را روزی داده باشی.
بلکه خدای عزوجل این کارها را از تو کفایت کرده،
سپس او را مسخر تو ساخته، و تو را امین بر او دانسته
و او را به تو سپرده تا هر نیکی که درباره او می‌کنی برای تو نگاه دارد.
پس چنانکه خدا درباره تو نیکویی کرده تو در حق آن بنده نیکویی کن
و اگر او را ناخوش داشتی، او را عوض کن
تا آفریده خدا را آزار نداده باشی.

و حق مادرت این است که بدانی
او تو را در جایی برداشته که کسی، کسی را بر نمی‌دارد.
و از میوه دل خود به تو داده که کسی به دیگری نمی‌دهد.
و تو را با همه اعضای خود نگاه‏بانی کرده،
و باکی نداشته است که خود گرسنه ماند و تو را سیر سازد.
و خود تشنه ماند و تو را سیراب کند.
و برهنه باشد و تو را بپوشاند.
و خود در آفتاب باشد و تو را در سایه نگاه دارد.
و به‏خاطر تو بی‏داری کشد و تو را از گرما و سرما نگاه دارد،
تا تو برای او باشی.
پس جز به یاری خدا و توفیق او از عهده سپاس او بر نخواهی آمد.

اما حق پدر تو این است که بدانی
او اصل توست و اگر او نبود، تو نمی‌بودی.
پس هر گاه در خود چیزی دیدی که تو را شادمان ساخت،
بدان که اصل آن نعمت را از پدرت داری.
و خدا را بر آن سپاس گوی و آن اندازه که می‌توانی شکر او گوی.‌

و اما حق فرزند تو این است که بدانی
او از توست و در نیک و بد این جهان پیوسته به تو.
و تو به حکم ولایتی که بر او داری،
در آداب نیک آموختن و شناساندن خدای عزوجل
و کمک‏کردن وی بر اطاعت خدا مسئول او هستی،
پس در کار او هم‏چون کسی باش که می‌داند
در نیکویی وی را پاداش، و در بدی او را کیفر می‌دهد.

و اما حق برادرت این است که بدانی
او دست تو، و عزت تو، قوت توست.
پس او را سلاح نافرمانی خدا مساز
و وسیله ستم بر آفریدگان خدا قرار مده
و برابر دشمنان‏اش یاری او را ترک مکن
و نصیحت خود را از او بازمگیر -اگر در فرمان خدا باشد-
و گرنه خدا را از او بزرگ‌تر بدان.

مطالب مرتبط: «رساله حقوق - مقدمه»، «رساله حقوق - حقوق خدا، نفس و اندام»، «رساله حقوق - کارها»، «رساله حقوق - دیگران 2» و «رساله حقوق - دیگران 3».

یا حسین شهید


رساله حقوق - کارها

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/11/5:: ساعت 6:55 صبح

سلام.
«خوشا به حال کسی که خدا او را به گزاردن حق‌هایی که بر او واجب فرموده یاری کند و او را موفق و استوار بدارد.‌»
- - - - - -

و حق نماز این است که بدانی...
تو در نماز پیش خدای عزّوجل ایستاده‌ای
و چون این دانستی، مانند بنده خوار حقیر خواستار،
پارسای امیدوار، ترسان اندک مقدار،
زاری کن...
با آرامش و وقار می‌ایستی
و نماز را به‏دل برپا می‌داری
و حدود و حقوق آن را می‌گذاری.‌

و حق حج این است که بدانی آن...
گریختن از گناهان تو به‏سوی اوست.
توبه تو با آن پذیرفته است
و واجبی که خدا برعهده تو نهاده با انجام آن محقق می‌شود.‌

و حق روزه این است که بدانی آن پرده‌ای است
که خدا بر زبان و گوش و چشم و شکم و عورت تو نهاده
تا تو را بدان از آتش بپوشاند.
اگر روزه را واگذاشتی، پرده خدا را پاره کرده‌ای.‌

و حق صدقه این است که بدانی
آن ذخیره تو نزد پروردگار تو است
و سپرده‌ای که نیازی به گواه گرفتن بر آن نداری.
اگر این را دانستی، اطمینان‏ات بدانچه در نهان به امانت می‌سپاری،
بیشتر است تا آنچه در آشکارا می‌دهی.
و می‏دانی که صدقه در این جهان بلاها و بیماری‌ها را از تو بازمی‌دارد،
و در آن جهان از آتش‏ات می‌رهاند.‌

و حق قربانی این است که بدانی
بدان، خدای عزّوجل را می‌خواهی نه آفریدگان او را.
و جز رحمت پروردگار و نجات روح خود از او در روز دیدار، نمی‌خواهی.‌

+ مطالب مرتبط: «رساله حقوق - مقدمه»، «رساله حقوق - حقوق خدا، نفس و اندام»، «رساله حقوق - دیگران 1»، «رساله حقوق - دیگران 2» و «رساله حقوق - دیگران 3».

یا حسین شهید

- - - - - -
+ یکی از بزرگ‏واران بابت اون کار خیر پیغام خصوصی بدون ای‏میل و آدرس گذاشتن، مجبورم اینجا جواب بدم: بله، در مورد شماره حساب مشکلی نیست. خدا خیرتون بده.


رساله حقوق - حقوق خدا، نفس و اندام

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/11/1:: ساعت 12:40 صبح

سلام.
+ رساله حقوق منتسب به مولانا حضرت سید الساجدین -علیه السلام-؛ به نقل از «خصال» شیخ صدوق -رضوان خدا بر او باد-.
«خوشا به حال کسی که خدا او را به گزاردن حق‌هایی که بر او واجب فرموده یاری کند و او را موفق و استوار بدارد.»
- - - - - -

«اما حق بزرگ خدا بر تو،
آن است که او را بپرستی. و چیزی را شریک او نسازی.
چون از روی اخلاص چنین کردی برای تو بر خود قرار دهد،
که کار دنیا و آخرت‏ات را بسازد.‌

و حق نفس تو بر تو این است که آن را در طاعت خدای عزوجل بداری.‌

و حق زبان،
بازداشتن آن است از سخن زشت. و خوی‏دادن آن بر (گفتار) نیک
و واگذاشتن آنچه در آن سودی نیست.
و نیکویی به مردم و سخن نیک درباره آنان.

و حق گوش
بازداشتن آن است از شنودن غیبت و آنچه شنیدن‏اش روا نیست.

و حق چشم این است که
آن را از آنچه بر تو روا نیست، بپوشانی.
و با نگریستن بدان پندگیری.

و حق دست آن است که آن را در آنچه بر تو روا نیست،
نگشایی.

و حق دو پای تو آن است که
به آنها در آنجا که بر تو روا نیست، نروی؛
چه، با این دو پاست که بر صراط می‌ایستی.
پس بنگر که تو را نلغزانند که در آتش بیفتی.

حق شکم تو این است که آن را ظرف حرام نسازی
و بیش از سیری نخوری.

و حق عورت تو این است که آن را از زنا بازداری
و آن را از دیده‌ها بپوشانی.‌
»

+ مطالب مرتبط: «رساله حقوق - مقدمه»، «رساله حقوق - کارها»، «رساله حقوق - دیگران 1»، «رساله حقوق - دیگران 2» و «رساله حقوق - دیگران 3».

یا رقیه بنت الحسین


رساله حقوق - مقدمه

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/10/29:: ساعت 11:17 عصر

سلام.
مقدمه رساله حقوق امام سجاد -علیه السلام- به نقل از سایت شهید آوینی(ره). پس «خوشا به حال کسی که خدا او را به گزاردن حق‌هایی که بر او واجب فرموده یاری کند و او را موفق و استوار بدارد.»
- - - - - -

«بدان‏که خدای عزوجل را بر تو حق‌هاست،
که تو را فراگرفته است در هر جنبشی یا آرامشی،
یا حالتی یا در هر جایی که در آن فرود آیی،
یا در عضوی که آنرا بگردانی یا در هر ابزاری که در آن تصرف کنی.‌

پس بزرگ‏ترین حق‌های خدای -تبارک و تعالی- برتو،
آن است که برای خود واجب ساخته، که آن اصل حق‌هاست.


پس آنچه برتو برای تو واجب ساخته، از سرتا به پاست،
با اندام‌های گوناگون که تراست.
پس خدای عزوجل - برای زبان تو بر تو حقی قرار داده است
و برای گوش تو برتو حقی، و برای دیده‌ات بر تو حقی،
و برای دست‏ات بر تو حقی، و برای پای‏ات برتو حقی،
و برای شکم‏ات برتو حقی، و برای عورت‏ات برتو حقی،
پس این هفت اندامند که کارها با آنها پدید آید.‌


پس خدای عزوجل برای کارهای تو، برتو حق‌ها نهاده است.
برای نمازت حقی و برای روزه‌ات حقی.
و برای صدقه‌ات حقی، و برای قربانی‏ات حقی.
و برای کارهای‏ات برتو حق‌هاست.

سپس حق‌های دیگران که بر تو واجب است.‌
واجب‌ترین آن بر تو حق‌های پیشوایان است.
پس حق‌های رعیت تو. پس حق‌های خویش‏آوند تو.
این حق‌هاست که از آن حق‌هایی جدا می‌شود.‌

اما حق پیشوایان تو سه حق است.
واجب‌ترین آن حق آنکه تو را با نیرو اداره کند.
پس حق آنکه تو را تعلیم دهد.
پس حق آنکه مالک تو باشد.
و هرکس که تدبیر کار با او باشد پیشواست.‌

و حق‌های رعیت تو سه حق است،
واجب‌ترین آن بر تو حق کسی که به‏خاطر قدرت تو رعیت توست.
پس حق کسی که در آموختن رعیت توست، چه نادان رعیت داناست.
پس حق کسی که بر آن تسلطی داری؛ زن یا غلام یا کنیز.

و حق‌های خویش‏آوندان تو بسیار است و به‏هم پیوسته
به‏اندازه نزدیکی پیوند خویش‏آوندی.‌
و واجب‌تر آن بر تو حق مادر توست. پس حق پدرت.
پس حق فرزندت. پس حق برادرت
پس نزدیک‌تر، پس نزدیک‌تر، پس سزاوارتر، پس سزاوارتر.

سپس حق مولای تو که بر تو حق نعمت دارد.
پس حق آنکه هم‏اکنون به تو نعمت می‌دهد
(ظاهراً: حق آنکه تو بر او نعمتی داری. چنان که در تفصیل به‏خوبی آشکار است).‌
پس حق آنکه به تو احسانی کرده.
پس حق آن که برای نماز تو اذان می‌گوید. پس حق پیش‌نماز تو.
پس حق هم‏نشین تو. پس حق همسایه تو.
پس حق رفیق‌ تو. پس حق شریک تو.
پس حق مال تو. پس حق وام‏خواه تو.
پس حق آنکه با تو آمیزش دارد.
پس حق آنکه بر تو ادعایی دارد. پس حق آنکه تو بر او ادعایی داری.
پس حق آنکه با او مشورت کنی. پس حق آنکه رأی خود را به تو گوید.
پس حق آنکه از او اندرز خواهی. پس حق آنکه تو را اندرز دهد.
پس حق آنکه از تو بزرگ‏تر است. پس حق آنکه از تو کوچک‏تر است.
پس حق آنکه از تو چیزی خواهد. پس حق آنکه تو از او چیزی خواهی.
پس حق آنکه به گفتار یا به کردار به تو بدی کرده، از روی عمد یا بدون عمد.
پس حق هم‏دینان تو. پس حق اهل ذمه تو (که در پناه مسلمانان‌اند).
پس حق‌هایی که به موجب‏های گوناگون و سبب‌های مختلف پدید می‌آید.


خوشا به حال کسی که خدا او را به گزاردن حق‌هایی که بر او واجب فرموده
یاری کند و او را موفق و استوار بدارد.‌
»

+ مطالب مرتبط: «رساله حقوق - حقوق خدا، نفس و اندام»، «رساله حقوق - کارها»، «رساله حقوق - دیگران 1»، «رساله حقوق - دیگران 2» و «رساله حقوق - دیگران 3».

یا حسین شهید

- - - - - -
+ پیدا کنید حق وب‏لاگ‏نویس را. و بیابید حق وب‏لاگ‏خوان را.
++ پست کار خیر رو که یادتون هست. خدا رو شکر تا حالا 400 هزار تومان برای جهیزیه جور شده که لااقل 400، 500تای دیگه کم داریم. بقیه موردها هم سرجاش‏ه. همت کنید شرمنده نشیم. هر کمکی هرقدر کوچک برکت خودش رو داره.


روز مباهله

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/9/21:: ساعت 1:26 صبح
سلام.

روز شنبه 21 آذر 1388،
ظاهراً مصادف با 24 ذی‏الحجه
و سال‏روز نزول آیه 61 سوره آل‏عمران، درباره ماجرای مباهله است.
*
«
فَمَن حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعدِ مَا جَاءَکَ مِنَ العِلمِ
فَقُلْ تَعَالَوا نَدعُ أبنَاءَنَا وَ أبنَاءَکُم وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُم وَ أنفُسَنَا وَ أنفُسَکُم
ثُمَّ نَبتَهِل
فَنَجعَل لَعنَتَ اللَّهِ عَلَى الکَاذِبِینَ
»
هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند،
به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛
ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛
ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛
آن‏گاه مباهله کنیم؛
و لعنت خدا را بر دروغ‏گویان قرار دهیم.
**
از مجموعه نکات قابل ذکر
به این اکتفا می‏کنم که در این ماجرا
حضرت امیر -علیه السلام- به‏عنوان جان پیام‏بر(ص) شناخته می‏شود.
حرف اینجاست که آن روز،
این جای‏گاه برای همه شناخته شده و معلوم بود.
مثال‏های دیگرش ماجرای جنگ تبوک
یا تبلیغ آیات سوره توبه در مکه.
در این مواقف حضرت رسول(ص) می‏فرمودند یا من باید این کار رو انجام بدم،
یا توی علی(ع).
مشکل اینجا بود که همه این رو می‏فهمیدند،
ولی اکثراً قبول و خوش نداشتند.
بعد از پیام‏بر(ص) هم حرف خدا و رسول‏اش رو کناری گذاشتند،
و به رأی خود عمل کردند.
از نتایج این کفر و انحراف یکی آن شد که
حرف‏های پیام‏بر(ص) فراموش شد و حرف‏های عمر ماند
+
(العیاذ بالله).
دیگری ماجرای قتل عام حره است،
که ان‏شاءالله روی‏اش صحبت کنیم.
خلاصه‏اش اینکه خلیفه یزید پا را از مقام رسول الله(ص) هم فراتر گذاشت
و جای خدا نشست (العیاذ بالله).
***
«
اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ

وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أولِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ
یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ
أُولَئِکَ أصحَابُ النَّارِ هُم فِیهَا خَالِدُونَ
»

این که وسط نداره.
اگه یه ذره ایمان نداشته باشیم،
به همون اندازه کافر و تحت ولایت طاغوت‏ایم.
به همون اندازه هم از نور به‏سمت ظلمات می‏ریم.
وای به روزی که آب از سرمون بگذره.

یا علی مددی


   1   2   3   4   5   >>   >


بازدید امروز: 34 ، بازدید دیروز: 35 ، کل بازدیدها: 306191

پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ