سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

تا می‏توانید...

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 89/1/24:: ساعت 12:16 صبح

سلام

1- (آیه 16 تغابن)
فَاتَّقُوا اللَّـهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ
وَ اسْمَعُوا وَ أطِیعُوا وَ أنفِقُوا خَیْرًا لأنفُسِکُمْ
وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأولَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ


پس تا می‌توانید تقوی الهی پیشه کنید
و گوش دهید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که برای شما به‏تر است؛
و کسانی‏که از بخل و حرص خویش‏تن مصون بمانند رست‏گاران‏ند!

2- (آیات 59-61 انفال)
وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَبَقُوا
إنَّهُمْ لا یُعْجزُونَ (59)
وَ أعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِن قُوَّة
وَ مِن ربَاطِ الْخَیْل تُرْهبُونَ بهِ عَدُوَّ اللَّـهِ وَ عَدُوَّکُمْ
وَ آخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ، اللَّـهُ یَعْلَمُهُمْ
وَ مَا تُنفِقُوا مِن شَیْء فی سَبِیلِ اللَّـهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أنتُمْ لاتُظْلَمُونَ (60) 
وَ إن جَنَحُوا لِلسَّلْم فَاجْنَحْ لَهَا وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّـهِ
إنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلِیمُ (61)


آنها که راه کفر پیش گرفتند، گمان نکنند (با این اعمال،)
پیش برده‌اند (و از قلمرو کیفر ما، بیرون رفته‌اند)!
آنها هرگز ما را ناتوان نخواهند کرد!
هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان‌]، آماده سازید!
و (هم‏چنین) اسب‏های ورزیده (برای میدان نبرد)،
تا به‏وسیله آن،
دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید!
و (هم‏چنین) گروه دیگری غیر از اینها را،
که شما نمی‌شناسید و خدا آنها را می‌شناسد!
و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید،
به‏طور کامل به شما بازگردانده می‌شود، و به شما ستم نخواهد شد!
و اگر تمایل به صلح نشان دهند،
تو نیز از در صلح درآی؛
و بر خدا توکّل کن، که او شنوا و داناست!
*

فرمودند دوجاست در قرآن که
ما استطعتم دارد؛
مقابله با دشمن داخلی
( تقوی - جهاد اکبر )
و مقابله با دشمن خارجی
( آمادگی نظامی - جهاد اصغر ).

خدا حاج آقای جعفری رو خیر بده.

یا علی


ولی مرشد

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 89/1/11:: ساعت 10:24 صبح

السلام‏علیک ایها الامام الهادی
و الولی المرشد

«مَن یَهدِ اللَّـهُ فَهُوَ المُهتَدِ
وَمَن یُضلِل فَلَن تَجدَ لَهُ وَلِیًّا مُّرشِدًا
»
هر کس را خدا هدایت کند، هدایت‏یافته واقعی اوست؛
و هر کس را گم‏راه نماید، هرگز ولیّ و راهنمایی برای او نخواهی یافت!
(سوره کهف آیه 17)

السلام علیک و رحمه اللّه و برکاته

یا امام رضا


سرزنش فریب‏خورده

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/12/21:: ساعت 11:55 عصر

سلام

حکمت‏های نهج البلاغه رو مرور می‏کردیم.
این دو تا در مورد
برخورد حضرت امیر -علیه السلام- با مخالفین جنگ جمل بود.
*
(حکمت 15)
روش برخورد با فریب‏خوردگان (اخلاقى، اجتماعى)
وَ قَالَ -علیه السلام-:
مَا کُلُّ مَفتُون یُعَاتَبُ
هر فریب‏خورده‏اى را نمی‏شود سرزنش کرد.

(توضیح آقای دشتی:
به‏هنگام حرکت امام(ع) جهت سرکوب شورشیان بصره،
سعد وقاص، محمد بن مسلمه، اسامه بن زید و عبدالله بن عمر
آماده حرکت نشدند.
امام از آنها پرسید چرا آماده جنگ نمی‏شوید؟
گفتند از اینکه مسلمانی را بکشیم ناراحت‏یم!
امام فرمود بر بیعت من وفادارید؟
گفتند آری.
امام فرمود به خانه‏های‏تان بروید و این حکمت را زمزمه کرد.)
**
(حکمت 18)
ره‏آورد شوم فرار از جنگ (سیاسى، اخلاقى، نظامى)
وَ قَالَ -علیه السلام-:
فِى الَّذِینَ اعتَزَلُوا القِتَالَ مَعَهُ خَذَلُوا الحَقَّ وَ لَم یَنصُرُوا البَاطِلَ
(درباره آنان که از جنگ کناره گرفتند) حق را خوار کرده، باطل را نیز یارى نکردند.

(توضیح آقای دشتی:
حارث بن حوط هم مخالف جنگ جمل بود و در آن شرکت نکرد.)
***
بیش‏تر هدف از این مطالب،
تبلیغ «حرف گوش کردن»ه.
اینکه بفهمیم تصمیم‏گیری در موضع ره‏بر چه پیچیدگی‏هایی داره.
نه اینکه خدا نکرده بخواهیم با خوندن و کنار هم گذاشتن
دو تا مطلب نسخه تصمیم‏گیری بپیچیم.
تشخیص روش برخورد در مواضع مختلف با مجتهد این‏کاره است.
خدا حفظ و هدایت‏مون کنه.

یا علی


کینه تابعین

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/12/19:: ساعت 5:10 عصر

سلام

چه سری‏ه که باید تابعین
حسد و کینه نسبت به مؤمنان را از دل بیرون کنند؟
یعنی این از ترفندهای معمول شیطون‏ه؟
فکر می‏کنم که ما هم تو این انقلاب تابعی هستیم،
و نسل‏های قبلی در ایمان و جان‏فشانی بر ما پیشی گرفته‏اند.
نکنه که ما حسد و کینه‏ای نسبت به‏شون داشته باشیم.
تو این اتفاقات اخیر راحت اظهار نظر کردیم و می‏کنیم.
البته در بیان روزمره‏مون هم نقد غیرمنصفانه زحمات دیگران خیلی معمول‏ه.
ان‏شاءالله خدا با رأفت و رحمت‏ش با ما برخورد کنه.

وَ الَّذینَ جَاءُوا مِن بَعدِهِم
یَقُولُونَ رَبَّنَا اغفِر لَنَا وَ لإِخوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بالإِیمَانِ
وَ لاتَجعَل فِی قُلُوبِنَا غِلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا
رَبَّنَا إنَّکَ رَءُوفٌ رَحیمٌ
(حشر 10)
و (هم‏چنین) کسانی‏که بعد از آنها [= بعد از مهاجران و انصار] آمدند
می‌گویند: «پروردگارا! ما و برادران‏مان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز،
و در دل‏های‏مان حسد و کینه‌ای نسبت به مؤمنان قرار مده!
پروردگارا، تو مهربان و رحیمی!»
*
این هم آیات پیشین درباره مهاجرین و انصار:

لِلفُقَرَاء المُهَاجرِینَ الَّذینَ أخرجُوا مِن دیارهم وَ أموَالهم
یَبتَغُونَ فَضلاً مِنَ اللَّهِ وَ رضوَاناً
وَ یَنصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
أولَئکَ هُمُ الصَّادِقُونَ
(حشر 8)
این اموال برای فقیران مهاجرانی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند
درحالی‏که فضل الهی و رضای او را می‌طلبند
و خدا و رسول‏ش را یاری می‌کنند؛
و آنها راست‏گویان‏اند!

وَ الَّذینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَ الإیمَانَ مِن قَبلِهِم
یُحبُّونَ مَن هَاجَرَ إِلَیهِم وَ لا یَجدُونَ فِی صُدُورِهِم حَاجَةً مِمَّا أوتُوا
وَ یُؤثِرُونَ عَلَى أنفُسِهِم وَ لَو کَانَ بهم خَصَاصَةٌ
وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَأولَئِکَ هُمُ المُفلِحُونَ
 (حشر 9)
و برای کسانی است که در این سرا [= سرزمین مدینه‌] و در سرای ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند
و کسانی را که به سوی‏شان هجرت کنند دوست می‌دارند، و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمی‌کنند
و آنها را بر خود مقدّم می‌دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند؛
کسانی‏که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده‌اند رستگاران‏اند!

یا علی

- - - - - - -
+ خدا حاج آقای عابدین‏زاده رو خیر بده.
+ حالا فکر نکنید ما هم رفتیم قاطی سبزها!
+ با تشکر از تصحیح خوانندگان محترم


نعمت میلاد پیامبر اکرم -صلى الله علیه و آله و سلم-

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/12/11:: ساعت 12:0 صبح

سلام.

+ «این ماه (ربیع الاول) همان‏گونه که از اسم آن پیداست
بهار ماه‏ها می‏باشد؛
به‏جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست.
در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است.
زیرا میلاد رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- در این ماه است
و مى توان ادعا کرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن بر زمین فرود نیامده است.
زیرا برترى این رحمت بر سایر رحمت‏هاى الهى مانند برترى رسول خدا بر سایر مخلوقات است،
همان‏طور که او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیک‏ترین آنها به خداوند
و فرمان‏بردارترین آنها از او و محبوب‏ترین‏شان نزد او می‏باشد،
این روز نیز برتر از سایر روزهاست.
و گویا روزى است که کامل‏ترین هدیه‏ها،
بزرگ‏ترین بخشش‏ها، شامل‏ترین رحمت‏ها،
برترین برکت‏ها، زیباترین نورها
و مخفى‏ترین اسرار در آن پى‏ریزى شده است.

پس بر انسان مسلمان که برترى رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- را قبول داشته
و مراقب رفتار با مولای‏ش مى‏باشد واجب است
این روز را به‏گونه‏اى وصف‏ناپذیر برتر از هر وقت و روز دیگرى بداند.
چون در مثل چنین روزى سرچشمه فضایل و برتری‏ها بر این امت فرود آمد؛
تمام برکت‏هاى نبوت و امامت و کتاب و شریعت
فقط با وجود رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- آشکار شد
که ابتداى آن در این روز مبارک بود.
و زمانى که با عقل و شرع برترى این روز ثابت شد،
بر مسلمان مراقب واجب است با تمام تلاش خود در شکرگزارى این نعمت بزرگ کوشش و سعى کند
که این رحمت وسیع را توسعه داده و این روز را بزرگ‏ترین عید خود بداند؛
با طاعات تام و تمام به خداوند نزدیک شده و با توسلات کامل به رسول خدا توسل پیدا کند.

از مراقبات این روز، این است که تمام ماه را در این روز
با تلاش‏هاى نیکو و اطاعت‏هاى گران‏قدر و بزرگ،
بزرگ داشته
و با پروردگار خود در مورد این نعمت بزرگ مناجات نماید.

و بدان اگر تو عبادت انس و جن را انجام داده
و اخلاص پیام‏بران را داشته باشى
باز هم نمى‏توانى واقعاً شکر این نعمت را به‏جا آورى.
البته نه به این جهت که این اعمال نیز از نعمت‏هاى اوست و شکر دیگرى را واجب مى‏کند.
بلکه بخاطر بزرگى نعمت، کسى توان شکر آن را ندارد.

پس به حکم عقل واجب است بعد از درک ناتوانى،
به‏اندازه توان شکر آن را به‏جا آورى و خداوند نیز
شکر خالصانه تو را با فضل خود می‏پذیرد که
خداوند با تشکر زیاد عمل کم را قبول می‏کند.

ولى مهم، داشتن حالت قلبى مناسب در این عید بزرگ
و شرم‏ساربودن از عجز و کوتاهى است؛
و نیز انجام اعمالى که انسان را از غفلت و تلف‏کردن وقت خارج نماید؛
نیز تلاش زیاد براى به‏دست‏آوردن صدق اخلاص هم‏راه با شرم‏سارى؛
و مهم‏دانستن این روز به‏مقدار اهمیت واقعى آن؛
گرچه در به‏جاآوردن حق شکر آن ناتوان بوده یا کوتاهى کرده باشی.

خلاصه،
بنده باید تمام توان خود را در انجام عبادات قلبی
از قبیل شناخت، یادآورى، شکر و مانند آن به‏کار گیرد.
زیرا شرع گرچه در عبادات بدنى خواهان میانه‏روى بوده نه زحمت زیاد،
ولى در عبادت‏هاى قلبى مثل شناخت، ذکر و شکر و لطیف‏نمودن قلب
با شناخت و صفات پسندیده‏اى که در پى آن می‏آید،
به‏کاربردن تمام توان را می‏طلبد.
تا به جایى برسد که امام صادق درباره عارف می‏فرمایند:
«اگر دل او به‏مقدار یک چشم به‏هم‏زدن خدا را فراموش نماید
از شوق او می‏میرد
و هنگامى‏که پرده‏هاى اوهام و حجاب‏هاى تاریکى از جلو او برداشته شده
و نورهاى زیبایى صفات و نشانه‏هاى عظمت و بزرگى خداوند در قلب او جلوه‏گر شود
و نور بسیار درخشانى را ببیند،
ممکن نیست اشتباه یا غفلت نماید؛
و حالات قلب او با جلوه‏گری‏هاى مخصوص صفات جمال و جلال خداوند دگرگون می‏شود.
و خداوند بزرگ عهده‏دار ریاضت دل او با ترس ‍ و امیدوارى از این راه می‏شود
تا زمانى‏که او را در جای‏گاه راستى و در پناه خود وارد کند
و او را در بهشت به‏تر، بهشت نور هم‏راه با پیام‏بران و شهدا و نیکوکاران سکونت دهد.»
»
(به‏نقل از «المراقبات» مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکى تبریزى -ره- )

یا علی


حجت و راه‏نما

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/12/5:: ساعت 2:25 عصر

سلام.

تبریک به‏مناسبت ایام.
اولین خبر خوش‏حال‏کننده بعد غروب، دست‏گیری عبدالمالک بود؛ به‏لطف خدا.
بعد هم برد استقلال در آسیا.
به‏هر حال خوش‏حالی این ایام نیاز به بهانه نداره.
- - - - - -

امام مهدی -علیه ‌السلام- :
إنّ الأرضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ وَلا یَبْقَی النَّاسُ فی فَتْرَةٍ
زمین هرگز از حجّت [خدا] خالی نیست و مردم در هیچ دورانی بدون راه‏نما نخواهند ماند.
(کمال الدین؛ ص 445)

ام‏روز هم باید در زندگی حجت داشت و راه‏نما.
ما ها داریم که؟

یا علی


باشد که مورد رحمت (خدا) قرار گیرید!

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/12/4:: ساعت 10:43 صبح

سلام.

کم‏تر شده بود که این‏قدر وقت نکنم که نتونم روزها بنویسم. از یه طرف اوضاع خونه و نقاشی، از یه طرف دانش‏گاه و پروژه و مسائل دیگه‏اش. در حد بضاعت این دو جا رو لینک می‏دم که اگر حال کردید در مورد وجود نازنین حضرت امام حسن زکی -علیه السلام- بخوانید: از سایت حاج آقا و از پای‏گاه اسلامی - شیعی رشد. این مختصر هم هدیه به پیش‏گاه ایشون.
- - - - - -

صحبتی از حاج آقا درباره رحمت الهی شنیدم.
گفتم بگردم ببینم چی پیدا می‏شه.
می‏گیم و می‏شنویم که رحمت.
حالا چه‏طور می‏شه به رحمت رسید.
این‏بار آیات «لعلکم ترحمون» رو ببینیم.
*
وَأَطِیعُوا اللَّـهَ وَالرَّسُولَ
لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (آل عمران: 132)

وَهَذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا
لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (الأنعام: 155)

أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَکُمْ ذِکْرٌ مِّن رَّبِّکُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنکُمْ لِیُنذِرَکُمْ وَلِتَتَّقُوا
وَلَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (الأعراف: 63)

وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا
لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (الأعراف: 204)

وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ
لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (النور: 56)

قَالَ یَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّـهَ
لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (النمل: 46)

وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَیْنَ أَیْدِیکُمْ وَمَا خَلْفَکُمْ
لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (یس: 45)

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّـهَ
لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (الحجرات: 10)
**
چه کار باید کرد که
امید «مورد رحمت (خدا) قرار گرفتن» به‏مون بره؟

آجرک الله یا صاحب الزمان(عج)


سپاه امام مجتبی -علیه السلام-

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/11/28:: ساعت 12:29 صبح

سلام
نکات زیادی در مورد زندگانی امام مجتبی -علیه السلام- وجود داشت که دوست داشتم با هم بازخوانی‏شون کنیم. حالا که ایام هم گذشت. فقط گفتم برای تکمیل، ماجرای «عبیدالله بن عباس» و دیگر یاران امام رو بنویسم که فضای قبل صلح به‏تر ترسیم شه. این مطالب هم از جلد 15 نقش ائمه(ع) است.
- - - - - -

معاویه، پس از اردو زدن و رویارویى با عبید اللّه‏ بن عبّاس در محلّى به نام حبّوبیّه،
کسى را به نزد عبید اللّه‏ فرستاد و به او گفت:
حسن بن على، درباره صلح با من مکاتبه کرده و مى‏خواهد کار را به من واگذارد.
تو هم اگر از هم‏اکنون به اطاعت من درآیى، رئیس و رهبرى،
و اگر دیر بجنبى، تابع و مرئوسى.
اگر هم‏اکنون بیایى، یک میلیون درهم به تو عطا مى‏کنم
که نصف آن را نقد و بقیه را پس از ورود به کوفه، دریافت مى‏کنى.

عبید اللّه‏ هم نیمه شب، لشکر را رها کرد و به معاویه پیوست.
صبح که شد، نیروها در انتظار خروج فرمانده و اقامه جماعت بودند؛
امّا قیس بن سعد با آنان نماز گزارد
و آنان را دل‏دارى داد و به شکیبایى و مقابله با دشمن، تشویق کرد.
صبح همان روز، پسر بن ارطات، از سپاه معاویه بیرون آمد
و سپاه عراق را مخاطب ساخت و فریاد زد:
واى بر شما اى عراقى‏ها!
این فرمانده شماست که نزد ما آمده و بیعت کرده است.
امامِ شما حسن نیز مصالحه کرده است.
شما براى چه خودتان را به کشتن مى‏دهید؟!

از طرف دیگر،
معاویه،
مغیرة بن شعبه را با چند نفر، به‏ظاهر براى مذاکره،
به‏سوى امام حسن -علیه‏السلام- فرستاد؛
ولى آنان پس از بیرون‏شدن از نزد امام -علیه‏السلام-،
با برنامه ازپیش طرّاحى‏شده، گفتند:
خداوند، خون مسلمانان را به وسیله پسر دختر پیام‏بر حفظ کرد!

ملاحظه کنید!
نوع دیگرى از قرآن برنیزه‏کردن!
حالا چه فکر مى‏کنید؟
سپاه متزلزل و مُذبذَب امام که با خیانت فرماندهان خائن،
یکى پس از دیگرى از درون پوسیده و متزلزل شده بود، چه مى‏اندیشد؟
به‏خصوص که در میان آنها جاسوسان و سخن‏چینان معاویه و بازماندگان خوارج، منتظر فرصت بودند.
چنین بود که آنان، به‏سوى خیمه امام -علیه‏السلام- هجوم بردند
و هر چه را یافتند، غارت کردند
و حتّى سجّاده زیر پاى امام -علیه‏السلام- را بیرون کشیدند و بُردند...

در بین راه نیز، هنگامى‏که در مسیر باغ‏ستان‏هاى ساباط (مداین) حرکت مى‏کردند،
شخصى به نام جرّاح بن سنان، از کمین‏گاه بیرون آمد
و درحالى‏که خنجرى به‏دست داشت، گفت:
اللّه‏ اکبر! اى حسن، مشرک شدى، همان‏گونه که پدرت مشرک شد!
سپس، ضربه‏اى به ران پاى امام -علیه‏السلام- زد
و آن را چنان شکافت که به استخوان رسید...

با این وضع، امام مجتبى -علیه‏السلام- چه باید مى‏کرد؟
اگر صلح نمى‏کرد، با کدام سپاه با معاویه مى‏جنگید؛
با سپاهى که از میان ایشان کسانى از خوارج بودند که با خنجر، آن حضرت را مجروح کردند،
و دودستگى و نفاق، از درون، و حیله‏ها و تزویرهاى معاویه از برون،
آن را متلاشى کرده است؟
امام -علیه‏السلام- با این سپاه، چه باید مى‏کرد؟
سپاهى که وقتى امام مجتبى -علیه‏السلام- با دیدن رفتار ناهنجار آنان
و خیانت برخى سران و فرماندهان‏شان، اعتمادى به آنها نداشت،
چنان‏که پیش از آن و در زمان پدرش امام على -علیه‏السلام- نیز
بى‏وفایى خود را نشان داده بودند و علاقه به ماندن ذلّت‏بار را
بر مرگ با شرافت، ترجیح مى‏دادند...

سبحان اللّه‏، از این همه مظلومیت و تنهایى!

یا علی

- - - - - -
+ به قول یکی از دوستان؛ خدا بهاری‏مون کنه در این بهار اول


کار ما الآن همین است و بس!

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/11/24:: ساعت 9:45 صبح

سلام.

+ لحظه احتضار فرا رسید.
رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- به امیرالمؤمنین -علیه السلام- فرمود:
«سر مرا در دامان خود قرار ده؛ زیرا امر خدا فرا رسیده است.
بعد از مرگ‏م تجهیز مرا برعهده گیر و بر من نماز بخوان
و از من جدا مشو تا این که مرا در مرقدم قرار دهی
و از خداوند متعال در این امور یاری طلب.»
*
+ عباس عموى پیامبر به امیرالمؤمنین -علیه‏السلام- گفت:
«برادرزاده! دست‏ت را بگشا تا با تو بیعت کنم که مردم بگویند:
عموى پیامبر با برادرزاده‏اش بیعت کرد و دیگر کسى بر [شایستگى] تو اختلاف نکند!»
امام فرمود: «... ما اکنون باید به تجهیز پیامبر بپردازیم،
کار ما الآن همین است و بس!»
و کسانى‏که براى تجهیز جنازه پیامبر باقى ماندند تنها پنج نفر بودند:
عباس و پسر عباس و امام على -علیه‏السلام- و ...
تنها پنج نفر!

خلاصه، امام على -علیه‏السلام- هیچ اقدامى ننمود و تنها به تجهیز پیامبر پرداخت.
بعد هم بر آن حضرت نماز گزارد و دیگرانى که حاضر بودند نیز
بر جنازه رسول خدا -صلى‏الله‏علیه‏و‏آله- نماز خواندند.
پس از آن، از عصر دوشنبه یا عصر سه شنبه
-چون بر همه واجب بود بر جنازه پیامبر نماز بخوانند-
گروه گروه آمدند و بر جنازه پیامبر نماز خواندند تا شب چهارشنبه که پیامبر را دفن کردند؛
درحالى‏که کار خلافت پایان یافته بود و صحابه پیامبر
خلافت را به همان سوئى که خود مى‏خواستند بردند
و از مسیر اصلى منحرف کردند.
(قسمت‏هایی از جلد 16 نقش ائمه)
**
کاش لااقل طوری رفتار می‏کردند که آیه
«الا الموده فی القربی»
نقض نمی‏شد...

یا رسول الله، یا امام الرحمه

- - - - - -
+ روز دوشنبه به مناسبت شهادت حضرت ثامن الحجج(ع) در مدرسه سابق ما روضه است (+).


اوضاع پیش از صلح

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/11/23:: ساعت 11:49 صبح

سلام.
در سایت علامه عسکری(ره) لینک دانلود کتاب‏های فارسی‏شون رو پیدا کردم. اگر از اینها استفاده کردید، فصل مربوط به امام مجتبی -علیه السلام- صفحه 684 فایل وورد نقش ائمه 2 است.
- - - - - -

«
... مهم‏ترین مسئله از دید امام مجتبى علیه‏السلام به یقین،
اسلام و حفظ آن از تحریف بوده...
*
تعریف اسلام
اصول و کلیّات اسلام که شامل:
عقاید، احکام و معارف اسلامى است،
در قرآن کریم، به اجمال آمده است؛
ولى شرح و توضیح و تفسیر و بیان آن را باید
از احادیث پیامبر -صلى‏الله‏علیه‏و‏آله- بگیریم،
چنان‏که عینیت و تجسّم آن هم از سیره آن حضرت
و سایر معصومان -علیهم‏السلام- معلوم مى‏شود.

... شریعت آسمانى در امّت‏هاى گذشته،
به‏وسیله مستکبران و زورمندان هر امّتى تحریف مى‏شد و آنان،
هر چه از شریعت،
ازجمله مواردى از کتاب‏هاى آسمانى را مخالف هواى نفس و امیال خود مى‏دیدند،
کتمان و تحریف مى‏کردند؛
امّا چون مشیّت خداى سبحان بر آن بوده تا قرآن کریم
از دست‏برد توطئه و تحریف، مصون و محفوظ بماند،
اصول شریعت خاتم الأنبیا در قرآن کریم قرار دارد
و نبوّت و رسالت به این شریعت، ختم مى‏گردید،
لذا مواردى که مخالف هواى نفس و خواسته دل زورمندان این امّت بوده،
در قرآن نیامده،
بل‏که در احادیث پیامبر خدا آمده است؛
یعنى احادیث پیامبر -صلى‏الله‏علیه‏و‏آله- نیز وحى خداست؛
ولى بر زبان پیامبر خدا، نه با لفظ قرآنى...
**
در زمان خلفاى سه‏گانه،
احادیث پیامبر -صلى‏الله‏علیه‏و‏آله-، یعنى شرح و بیان قرآن و اسلام،
نباید روایت مى‏شد؛
زیرا در آنها چیزهایى بود که خوشایند سلطه حاکم نبود.
این دستور به اندازه‏اى گستره و نافذ شد که در مقدّمه سنن الدارمی،
از شخصى روایت شده که گفت:
با سعد وقّاص، صحابى پیامبر خدا،
از مدینه تا مکّه و در بازگشت از مکّه تا مدینه هم‏سفر بودم؛
ولى یک بار هم از او نشنیدم که بگوید: «پیامبر خدا چنین فرمود»،
درحالى‏که مناسک حج را مى‏باید از حدیث پیامبر مى‏گرفتند.

و باز در همان کتاب آمده:
کسى که با عبد اللّه‏ بن عمر، دوست بوده و دو سال را با وى سپرى کرده است،
یک بار از او نشنیده که بگوید: «پیامبر خدا، چنین فرموده»!

حال، با توجّه به منع روایت حدیث از پیامبر -صلى‏الله‏علیه‏و‏آله-
و محصور شدن احادیث ایشان در مدینه،
بدیهى است که حدیث، به‏تدریج از اذهان پاک شده، از میان برود
و سخنان کسانى چون کعب الأحبار و تمیم دارى
و شاگردان‏شان مانند ابو هریره، در مدینه منتشر گردد؛
***
لیکن چنان که در جزء چهاردهم نقش ائمه بیان داشتیم،
حکومت چند ساله امیر مؤمنان على -علیه‏السلام- در کوفه،
مسیر انحراف را متوقّف کرد؛
زیرا آن حضرت، علاوه‏بر آن که شخصاً به نشر احادیث پیامبر اکرم پرداخت،
با تشجیع و ترغیب دیگر صحابیان رسول خدا
-که بیش از شش‏صد نفرشان در کوفه و در رکاب او بودند-
دامنه این کار را گسترش داد و همه آنان را
به نشر حدیث پیامبر خدا واداشت و بدین وسیله،
شریعت اسلام را دوباره از کوفه به گوش مردم رسانید و آن را تبلیغ کرد.
شاید علّت این که خداوند، على -علیه‏السلام- را در آیه مباهله،
نفس -پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله- خوانده، به‏همین علّت باشد،
آنجا که مى‏فرماید:

(سوره آل عمران: 61)
«فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَکُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ»
بگو: بیایید تا ما و شما، پسران‏مان و زنان‏مان و نفس‏های‏مان را بخوانیم.

یعنى على -علیه‏السلام- در امر تبلیغ، نفس رسول خداست
و اگر چنین تبلیغى در زمان حکومت او صورت نمى‏گرفت
و تبلیغ دوباره شریعت اسلام
توسّط امام على -علیه‏السلام- صورت‏نمى‏گرفت
(که بعضى از آنها را در نهج‏البلاغه مى‏بینیم و سیّد رضى هم،
چنان‏که مسعودى مى‏گوید، همه خطبه‏ها را جمع نکرده است)،
شاید بشر نیازمند آن بود تا پیامبر جدیدى دوباره به تبلیغ اسلام بپردازد!
»
****
حقیر می‏گویم که به‏نظر شما
اگر حضرت مجتبی -علیه السلام- صلح نمی‏کردند
و جنگ با معاویه مغلوبه می‏شد،
معاویه چه می‏کرد؟
و بر سر اسلام و معدود مبلغین راستین آن چه می‏آمد؟
*****
تو را نادیدن ما غم نباشد         که در خیلت به از ما کم نباشد...

یا صاحب الزمان(عج)


   1   2   3   4   5   >>   >


بازدید امروز: 13 ، بازدید دیروز: 86 ، کل بازدیدها: 293417

پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ