سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

حجاب - سؤال‏های اساسی

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/8/30:: ساعت 12:49 صبح

سلام.

ام‏روز می‏خوام ازتون خواهش کنم که بحث معضل حجاب در دانش‏گاه رو این‏طور ببینیم.
بفرمایید جواب فهرست‏وار این سؤال‏های اساسی (اولیه، تعریف مسئله) چی هستند.
و اینکه سؤال‏های اساسی دیگری که به تعریف مسئله کمک کنه به ذهن‏تون می‏رسه؟
*

1- انواع ناهنجاری‏ها (معیارهای کیفی بدحجابی) چیستند؟
هرزگی
مانکن‏بودن
قبح‌شکنی
اختلاط با جنس مخالف
عدم عفاف
از ارزش‌افتادن پوشش درست و حجاب
ظاهرسازی، نفاق و ریا

2- مصادیق بدحجابی یا بی‏حجابی چیست؟
شخصی: پوشش
جمعی:
       روابط ناسالم دختر و پسر در محیط دانشکده
       فضای درسی و کاری
       ورزش دختران در فضای عمومی
       بازی مختلط
       اردوهای مختلط

3- فضای مطلوب دانش‏گاهی چیست؟
جو سالم در دانشگاه
جو علمی در دانشگاه
فضای در شان یک دانش‏جوی مسلمان
**

ام‏روز قراره جلسه چهارم برگزار شه.
دعا کنید ثمربخش باشه.

یا علی


حجاب - نقاط اصلی بحث

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/8/25:: ساعت 11:43 عصر

سلام.

جناب «برای خاطر آیه‏ها» روی پست قبل نظرات به‏جایی فرموده‏اند که نقاط اصلی بحث حجاب رو بیش‏تر می‏شناسونه و اغلب‏شون دغدغه حقیر هم هست. حداقل برکت این بحث این‏ه که فرصتی است برای تفکر و مشورت‏کردن در مورد مسائلی که جواب‏اش رو حاضر و آماده نمی‏دونیم. خدا کمک‏مون کنه.
- - - - - -

1- «... برای خود بنده که خیلی دغدغه پررنگی هست و پرونده‏اش توی ذهن‏ام همیشه باز.
راست‏اش قبلاً همین‏جا هم گفتیم که این‏قدر لایه‏های درهم‏تنیده
و عوامل مؤثر و متأثری دارد این بحث حجاب که اظهارنظر درباره‏اش سهل ممتنع است.
و آن‏قدر برخوردهای بد و یرداشت‏های سطحی ریشه دوانده
که واقعاً گاهی می‏شود فقط می‏شود حسرت خورد و دید که سخت می‏شود کاری کرد.

قدر مسلم این است که این انتخاب حجاب،
باید از درون اتفاق بیفتد و تجلی‏اش در بیرون باشد.
آنچه امروزه در جامعه ما به‏صورت عام
و در دانش‏گاه به‏طور خاص چالش‏برانگیز شده،
همین است که خانم‏هایی، حجاب برای‏شان درونی و نهادینه نشده
و از بیرون با ابزارهایی که بیش‏تر
از جنس فشار و تهدید است تا تشویق و ترغیب،
تلاش می‏شود که آنها را محجبه کنند
و تبعاً نتیجه عکس می‏دهد.

زیر همین چند جمله هزارتا مبحث می‏توان باز کرد
و در هر مبحث‏اش کتاب‏ها و مقاله‏ها و سمینارها و چاره‏جویی‏ها.
برای درونی‏کردن و نهادینه‏کردن این معروف چه باید کرد؟
خانواده؟ مدرسه؟ جامعه؟ رسانه؟ نهادهای فرهنگی؟ زن و مرد؟
برخورد صحیح با جماعتی که به هر دلیلی
از درون این معروف را نپذیرفته‏اند چه باید باشد؟
در کوتاه مدت چه باید باشد؟
در دراز مدت چه باید باشد؟»

2- «اگر خیلی واقع‏بینانه نزدیک بشویم
و به‏جای تعیین تکلیف کردن برای جامعه
و پدر و مادرها و مدرسه و دانشگاه و نهادهای دولتی...
به وظیفه عینی و فعلی خودمان بپردازیم،
خلاصه‏اش همان می‏شود که خودتان هم فرمودید.
حداقل‏اش این است که هر کس در سطح و شعاع تأثیر خودش تلاش کند
که در عرف،
حجاب مثبت و معروف شناخته شود.
که متأسفانه الان دیگر توی نسل ما
این تلقی خیلی کم‏رنگ شده.
حالا دوباره این سؤال که چه باید بکنیم
که عرف نسل ما،
حجاب را مثبت تلقی کند.
چه پرزنتی از حجاب داشته باشیم که...»

3- «اما بگذاید من هم به‏جای تلاش برای جواب‏دادن به سؤال‏های شما
که سؤال‏های خیلی از ماهاست،
به سؤال‏ها بیافزایم.
یکی از دغدغه‏های جاری من این است که
برخورد صحیح یک حکومت اسلامی با مسئله بدحجابی چگونه باید باشد؟
شرایط ایده‏آل را نه،
شرایط فعلی جامعه خودمان را درنظر بگیریم.
واقعاً با این سطح مخالفت‏های فعلی با حجاب،
و با این سطح بدحجابی‏ها توی تهران و بقیه شهرها،
به‏نظرتان راه درست برخورد خصوصاً در کوتاه مدت چیست؟
گشت‏های ارشاد؟؟!!.
یعنی نه می‏شود به‏راحتی از کنار ماجرا گذشت
و به شیوه اعمال زور و فشار و تهدید که نتیجه‏اش قطعاً عکس مطلوب است
برخورد کرد
و نه می شود به‏راحتی
از کنار این وضعیت با مماشات و تساهل و تسامح گذشت.
قبول دارم که نهادهای دولتی دارند آنچه ما
به‏عنوان اعضای جامعه و بدنه جامعه در قالب روش دراز مدت و تدریجی
و توی خانواده‏ها و مدرسه‏ها حل نکردیم
و از امر به معروف غافل شدیم،
را ضربتی جبران می‏کنند.
یعنی من هم مسئول این برخوردها هستم با کم‏کاری‏های‏ام.
اما حالا چه باید کرد؟»

4- «... کاش سؤال‏ها را ریزتر کنیم که راحت‏تر بشود راجع به‏شان صحبت کرد.»

5- «... در صدر اسلام و بعد از آن در زمان ائمه -علیهم السلام-
برخورد با این مسئله چه‏طور بوده است؟
اما حداقلی که من فهمیدم این بوده که
اصلاً به این معنا و با این وسعت و شیوع بدحجابی را در جامعه آن موقع نداشته‏ایم.
روایت ام سلمه در باب اوضاع جاری مدینه
موقع صدور حکم وجوب حجاب خواندنی‏ست.
اگر شما یا بقیه دوستانی که اینجا را می‏خوانند
مصداقی تاریخی از برخورد پیامبر یا معصومین(ع) دارند،
ممنون می‏شوم بدانم.»
*

اولین چیزی که حقیر بگم،
خواهش می‏کنم از ایشون که همین
قضیه صدور حکم وجوب حجاب در مدینه رو
برامون بگن.
بنده تا به‏حال نشنیده‏ام‏اش.

بعد هم از بقیه بخوام که کمی برامون از مصادیق تاریخی،
به‏خصوص از تاریخ اسلام بگن.

و باز هم از خدا بخوام که در فهم و عمل این موضوع
یاری‏مون کنه.
**

روزهای آخر ذی‏القعد است و شهادت حضرت جواد -علیه السلام-.
خدایا،
اگر این امواج سایبر بویی از خوبی و رضایت الهی درشون هست،
همه‏گی تقدیم به پیش‏گاه ایشون.
کاش ما هم بال‏هایی داشتیم به مثال کبوتران بغداد
تا یه روزی برامون آب‏رو بشن.

یا علی

- - - - - -
+ جناب «برای خاطر آیه‏ها» فرموده‏اند:
«روایتی که عرض کردم و الان سند اصلی‏اش دقیق یادم نیست، اما فکر کنم سیوطی به سندش از ام سلمه روایت می‏کند. اگر اشتباه نکنم هم در مسئله حجاب شهید مطهری خواندم و هم در تفاسیر نمونه و المیزان ذیل آیه حجاب. خیلی مفصل نیست. مضمون‏اش این است که قبل از نزول آیه، زنان انصار با مو و گریبان باز در مجامع حاضر می‏شدند و... اما از صبح بعد از نزول آیه ام‏سلمه مسجدالنبی را توصیف می‏کند که زنان برای نماز آمده بودند درحالی‏که همه بدن و سر و گردن‏شان را کامل پوشانده بودند...
نکته‏ای که مدنظرم بود و برای‏ام جالب بود اینکه در مضمون این روایت ام‏سلمه حجاب در جامعه آن موقع مدینه را وجه تمایز کنیزان و زنان طبقه غیرمسلمان و زنان مسلمان می‏داند. تعبیر من -که شاید درست هم نباشد- این است که اولاً حکم حجاب در بدو نزول‏اش مختص زنان مسلمان بوده و سایر زنان حاضر در جامعه و البته غیرمسلمان اجباری برای پوشش نداشته‏اند. ثانیاً حجاب در عرف آن زمان، خصوصاً در بدو نزول حکم، عامل تمایز زنان مسلمان و معتقد بوده است.
اگر راحت‏تر بخواهم بگویم به‏نظر می رسد حجاب نشانه ای از زنان طبقه اصیل و متشخص جامعه اسلامی بوده است. عامل شناسایی زنان آزاد از زنان کنیز و خارجی.»

+ جناب «زسمک» فرموده‏اند:
«به‏نظر می‏آد در این مورد قضیه حجاب رو می‏شه از دو جنبه بررسی کرد:
1) یکی از جنبه اعتقادی و دینی، که در واقع فلسفه حجاب و پوشش برای فرد گفته می‏شه تا فرد خودش با شناخت حجاب رو انتخاب بکنه و اون رو از درون بپذیره و در خارج تجلی پیدا کنه. که این جنبه از حجاب در واقع به تربیت دینی فرد برمی‏گرده و معمولاً در سن یک دانشجو، شخصیت کاملاً شکل گرفته و جای تغییرات بنیادی زیادی وجود نداره!
2) اما جنبه دیگه مسئله که معطوف می‏شه به تعهد یک فرد نسبت به ضوابط موجود در محیطی که در اون مشغول فعالیت‏ه؛ مثل دانشگاه!
یعنی ممکن‏ه فردی از درون خودش اعتقادی به حجاب نداشته باشه، ولی به جهت حرمتی که مکان دانشگاه داره خودش رو ملزم بدونه که حد و مرزی رو رعایت کنه.»

در مورد اینکه شخصیت یک دانش‏جو کاملاً شکل گرفته موافق نیستم. البته انعطاف سنین راهنمایی و دبیرستان در دوران دانش‏جویی وجود نداره.
هدف این بحث همین‏ه که چه‏طور می‏شه با ترویج درست، کمی روی شخصیت افراد تأثیر گذاشت (جنبه اول) و بعد با ایجاد حد و مرز شرعی و عرفی فضای ظاهری جامعه رو پاک نگه داشت.
تقسیم‏بندی به‏جایی بود.

+ مطلب آقا ابراهیم عزیز (و البته کمی از نظرات) رو خواندم. بنده خودم نمی‏تونم در مورد تحمیل نظری بدم. ولی با بحث تبلیغ حسابی موافق‏ام. در واقع هدف این بحث هم شناخت روش و حدود مناسب تحمیل و تبلیغ‏ه.

+ جناب «برای خاطر آیه‏ها» نظرات قابل توجه دیگری فرموده‏اند که حسابی جای تأمل داره. ان‏شاءالله در یک پست جدا باید روشون حرف بزنیم.


حجاب - روی‏کردها

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/8/24:: ساعت 11:42 عصر

سلام.

دو تا از نظرات مرحمت رو ام‏روز آوردم اینجا،
به‏علاوه دو سه نکته‏ای که به‏ذهن‏ام می‏رسید،
و البته مرتبط با بحث حجاب در دانش‏گاه.
نظر شما چی‏ه؟
*

1- «شاید درست نباشه که آدم این‏جوری فکر کنه!

ولی واقعاً به‏نظرتون می‏شه کاری کرد؟


الآن متأسفانه جوون‏ها حاضر نیستن
کوچک‏ترین ایراد یا اشکالی رو در مورد قضیه حجاب بشنون.
حتی اگر از دوست نزدیک و صمیمی‏شون باشه.
هر چی می‏گی، می‏گن کی به ما نگاه می‏کنه.
این‏قدر تو خیابون‏ها ریخته!!
تازه نه در مورد کسانی که به قول شما کم‏حجاب‏انن،
اون‏ها رو که اصلاً نمی‏شه رفت طرف‏شون.
‏اما همون‏هایی هم که تا حدی مقید به حیا و پوشش هستن
حاضر به شنیدن بعضی از حرف‏های آدم نیستن.
بدتر آدم رو ذهن‏بسته و خشک‏مذهب تلقی می‏کنن.
که به‏نظرم بازتاب جالبی نداره!
متأسفانه.

یه کسی خواهرش باردار بود.
به‏اش گفتم به خواهرش بگه این دوران برای اون جنین خیلی باارزشه
سعی کنه تا می‏تونه قرآن بخونه، ‏قرآن گوش بده و ...
تا اون بچه با صدای قرآن آشنا باشه.
می‏دونید چه جوابی به‏ام داد؟
‏با اینکه هم این دختر خانم و خواهرشون چادری هستن گفت:
خوب حالا به فرض هم که اون همه این کارها رو بکنه
و بچه‏اش مذهبی از آب در بیاد.
آخه اون‏وقت به خونواده‏اش نمی‏خوره.
کسی تو خونواده‏اش این‏طوری نیستن که...
(مثلاً اهل گوش‏دادن موسیقی و...)

شاید خیلی به بحث حجاب ربطی نداشت
ولی بیشتر می‏خواستم طرز تفکر آدم‏ها رو بگم.»
**

2- «به‏نظر شما وقتی آدم سوار تاکسی می‏شه،
می‏بینه که نوار موسیقی روشن‏ه، بهترین کار چیه؟
(که هم آدم گناه نکنه و هم دیگران رو نسبت به دین حساس یا زده نکنه!)

به‏نظرم یا باید پیاده شه
یا باید از راننده بخواد که خاموش یا کم‏اش کنه
یا اینکه باید هیچی نگه و حرص بخوره و خودش رو بزنه به  کَری
که نمی‏شه، بالأخره داره می‏شنوه دیگه.

یه بار علی‏رغم اینکه دل‏ام نمی‏خواست با راننده صحبت کنم،
خواهش کردم که کم‏اش کنه،
اون هم کرد، اما ان‏قدر کم کم کرد
که من که عقب بودم بازم می‏شنیدم (پخش‏کن‏اش عقب بود)»
***

3- شاید شرط امر به معروف (یا نهی از منکر)
این‏ه که طرف یا عرف، اون چیز رو معروف (یا منکر) بدونه.
اگر این‏طور نباشه باید تلاش کرد که موضوع به معروف (یا منکر) شناخته بشه.
حداقل اینکه خودمون نشون بدیم این موضوع برای ما معروف (یا منکر) است.
****

4- در مورد موضوع حجاب شخصی خودمون و شرایط حجاب جامعه،
یک روی‏کرد توصیه به «حق» و «صبر» است.

روی‏کرد دیگر «امر به معروف» و «نهی از منکر» است.
در این جبهه کار خیلی متنوع‏ه.
از معرفی معروف و منکر در عرف
تا طریقه و سطوح امر و نهی.
*****

5- چه باید کرد؟
چه کار می‏توانیم بکنیم؟
از کجا شروع کنیم؟


یا علی


جلسات حجاب - سرفصل‏ها

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/8/17:: ساعت 12:6 صبح

سلام.

+ قبل از همه چیز یادآوری جناب «...» رو بگم: «یادتون نره فردا (یعنی ام‏روز) یک‏شنبه است»، سومین یک‏شنبه ماه ذی‏القعده. نماز فراموش نشه. سختی‏اش غسل‏ه که می‏شه قبل خروج از خونه کرد. خود نماز چند دقیقه‏ای بیش‏تر طول نمی‏کشه، و البته دعای یکی دو خطی‏اش.
++ طبق معمول بحث‏هایی که تو پست‏های قبل داشتیم اگه پی‏گیر باشید ادامه داره. حداقل برای حقیر که هنوز خیلی‏هاش بازه.
- - - - - -

یک سلسله جلساتی ازطرف مسئول نهاد راه افتاده در مورد حجاب.
چون به هم‏فکری نیاز داره خواستم اینجا هم مطرح بشه.

خوب، جلسه اول که بنده نبودم،
اما توی جلسه دوم حدود دو ساعت و نیم بیش از ده نفر
حرف‏های خوبی زدند.
فعلاً به این بسنده می‏کنم که سرفصل‏های استخراج‏شده چی‏ها بودن،
تا شما هم اگه خواستید تو هر کدوم از این سرفصل‏ها وارد شید.
ان‏شاءالله تو پست‏های بعدی موضوعات مربوط به هر سرفصل رو جداگونه می‏آرم.
*

1- تعریف صورت مسأله
1-1- ناهنجاری و تعریف آن
1-2- مطلوبات

2- ریشه‏ها

3- راه‏کارها
3-1- قانونی
3-2- فرهنگی

4- متولیان
4-1- نهاد
4-2- تشکل‏ها
4-3- بدنه دانش‏جویان (مستقل از تشکل‏ها و گروه‏های رسمی)
**

قرار شده بعد از جمع‏بندی نظرات مختلف،
فرایند تحلیل و تصمیم‏گیری در یک کارگروه تخصصی انجام بشه.
به‏نظر شما روند کلی کار خوب‏ه؟

یا علی


عناوین روایات حجاب

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/6/9:: ساعت 12:11 صبح

سلام.

در پست‏های قبل (+ و ++) آیات مربوط به حجاب مطرح شدند. اما روایات؛ جناب عباس رجبی روایات مربوط به حجاب را در 13 گروه بیان می‏کنند که در این پست تنها به ذکر عنوان آنها بسنده می‏کنیم. و من الله التوفیق
- - - - - -

1- روایات ذیل آیات حجاب و آمر به پوشش زنان
2- روایات ناهی از نگاه شهوانی به غیر هم‏سر
3- روایات حرام‏دانستن آرایش و زینت زن برای مردان بی‏گانه

4- روایات ممنوعیت پوشیدن لباس‏های مهیّج و فتنه‏انگیز
5- روایات جایزنبودن لمس بدن زن نامحرم
6- روایات معرّف اهل بیت(ع) به‏عنوان الگوی عملی رعایت حجاب

7- روایات ممنوعیت استعمال عطر و بوی خوش زن در حضور نامحرم
8- روایات ناهی از خلوت‏کردن زن و مرد بی‏گانه
9- روایات ناهی از شوخی‏های زننده، سخنان و ملاقات‏های غیرضروری زن و مرد نامحرم

10- روایات ناهی از شبیه‏شدن زن و مرد به یک‏دیگر
11- روایات مشوق عفت، حیا و غیرت
12- روایات ناهی از رفت و آمد زن، به‏ویژه زن جوان در جاهای شلوغ و در برابر نگاه مردان بی‏گانه و نیز از جلب توجه نامحرم
13- روایاتی که بدحجابی و رعایت‏نکردن حریم بین زن و مرد را سبب فساد اخلاق می‏داند.

*
نمی‏دونم.
شاید یکی یکی روایات رو بیارم،
شاید هم این بحث رو همین‏جا فعلاً ببندم.
می‏شه هم روی اونهایی که مفیدتر می‏دونید تمرکز کنیم.
اگه چیزی به‏ذهن‏تون می‏رسه خوش‏حال می‏شم پیش‏نهاد بدید.
توکّل بر خدا

یا علی

- - - - - -
+ یکی از بزرگ‏واران تو پیام خصوصی این‏طور نوشتند:
«فکر کنم رو همین عنوان‏ها هم کمی تأمل بشه کل مطلب گفته شده. اما چه کنیم که جامعه نسوان به‏راحتی از کنار حجاب رد می‏شن. یحتمل به قول خودشان متمدن هستند و کاش می‏دونستند که حجاب چه لذت وصف‏ناشدنی داره...»


آیات روابط

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/6/6:: ساعت 1:8 صبح

سلام.

قبلاً آیات «پوششی» حجاب ذکر شد و اکنون آیات «روابط».
- - - - - -

1- (آیات 32 و 33 احزاب)
یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ
فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً؛
وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى

ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید
اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به‏گونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگویید
که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!
و در خانه‌های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید.

* این آیات اختصاصی به زنان پیام‏بر(ص) ندارد.
* در گفت‏گو با نامحرم دقت لازم را داشته باشید.
* تا جایی‏که امکان دارد زنان از خانه خارج نشوند.
* کلمه‏ی «تبرّج»، از برج گرفته شده
و به معنای آن است که فرد خود را مانند برج
در معرض دید و تماشای دیگران قرار دهد.

2- (آیات 30 و 31 نور)
 قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ
وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ 
إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ 
وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ...

به مؤمنان بگو چشم‏های خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند،
و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه‌تر است؛
خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است! 
و به زنان با ایمان بگو چشم‏های خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند...

* پرهیز از نگاه هوس‏آلود به نامحرم
(ادامه‏ی آیه 31 که بیش‏تر مربوط به پوشش است در پست قبلی ذکر شده)

3- (آیه 53 احزاب)
... وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ 
ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ...

و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را (به‏عنوان عاریت) از آنان [= همسران پیامبر] می‌خواهید
از پشت پرده بخواهید؛
این کار برای پاکی دل‏های شما و آنها بهتر است!

* این آیه به مردان دستور می‏دهد هنگام صحبت‏کردن با زنان نامحرم
سعی کنند رو در روی آنها قرار نگیرند،
بلکه از پشت پرده صحبت کنند.

4- (آیات 23 و 25 قصص)
... قَالَتَا لا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعَاء...
فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ...

(و هنگامی که به (چاه) آب مدین رسید،
گروهی از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب می‌کنند؛
و در کنار آنان دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویش‏اند
(و به چاه نزدیک نمی‌شوند؛ موسی) به آن دو گفت: «کار شما چیست؟
(چرا گوسفندان خود را آب نمی‌دهید؟!)»)
گفتند: «ما آنها را آب نمی‌دهیم تا چوپان‏ها همگی خارج شوند...

ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد
درحالی که با نهایت حیا گام برمی‌داشت...

* پرهیز از اختلاط با نامحرم
** مراد از اینکه راه‏رفتن‏اش بر استحیا بوده،
این است که عفت و نجابت از طرز راه‏رفتن‏اش پیدا بود.

توضیحات * نقل حقیر از آقای عباس رجبی و ** نقل از تفسیر المیزان علامه طباطبایی(ره) است.

یا علی


آیات «پوششی» حجاب

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/6/4:: ساعت 1:42 صبح

سلام.

در مورد حجاب چندین آیه در سوره‏های نور و احزاب آمده است. این آیات را می‏توان به دو دسته «پوششی» و «روابط» تقسیم نمود. این تقسیم‏بندی جناب «عباس رجبی» در تحقیق «حجاب و نقش آن در سلامت جامعه» مطرح شده که ظاهراً در قالب تز دکتری ایشان در مؤسسه امام خمینی(ره) انجام و به‏صورت کتاب منتشر شده است.

در این پست دو آیه دسته اول را ذکر می‏کنیم. طبق معمول از ترجمه آقای مکارم استفاده شده.
- - - - - -

1- (آیه 31 نور)

1-1- جلوگیری از چشم‏چرانی و نظربازی
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ
و به زنان با ایمان بگو چشم‏های خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند،

1-2- پاک‏دامنی و حفظ عورت
وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ
و دامان خویش را حفظ کنند

1-3- لزوم پوشش برای زنان و آشکارنکردن آرایش و زیور
وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا 
وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ 
وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ
أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ
 و زینت خود را -جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند
و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)،
و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهران‏شان،
یا پدران‏شان، یا پدر شوهران‏شان، یا پسران‏شان، یا پسران همسران‏شان، یا برادران‏شان، یا پسران برادران‏شان، یا پسران خواهران‏شان، یا زنان هم‌کیش‏شان، یا بردگان‏شان [=کنیزان‏شان‌]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند؛
(همان‏طور که ملاحظه می‏شود در اینجا دو استثنا برای پوشش بیان شده)

1-4- جلوگیری از تحریک مردان با زینت پنهانی‏شان
وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ
و هنگام راه‏رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‏شان دانسته شود (و صدای خلخال که برپا دارند به گوش رسد).

 

وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
و همگی به‏سوی خدا بازگردید ای مؤمنان، تا رستگار شوید!

 

2- (آیه 59 احزاب)
یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ
ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ
وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا

ای پیامبر! به همسران و دختران‏ات و زنان مؤمنان بگو:
«جلباب‏ها [= روسری‌های بلند] خود را بر خویش فروافکنند،
این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛
(و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.

یا علی

- - - - - -
نظرات قابل تأمل:

+ «خدا به همه خانم‏ها توی ماه مبارک، توفیق درک منزلت حجاب رو عطا کنه.»
++ «کاش می‏شد یکی هم به مردان بگه که شماها هم باید حجاب داشته باشید؛ مثل حجاب چشم، گوش، زبان و حتی لباس...
به امید هدایت همه در رمضان المبارک»

+++ «ممنون از طرح مجدد دغدغه حجاب...
دسته‏بندی جالبی بود. دسته دوم در مرحله عمل دشوارتر و ظریف‏تر و نیازمند دقت بیش‏تر به‏نظر می‏رسند و ممنون می‏شوم آیات دسته دوم را از منظر این پژوهش در پست‏های آتی بیاورید.
روایت جالبی دارند جناب ام سلمه از فضای مدینه بعد از نزول آیه 59 احزاب که خواندن‏اش خالی از لطف نیست با این دید که بانوان متشخص انصار بعد از نزول این آیه محجبه شدند و این آیه وجه تمایزی ایجاد کرد میان زنان مؤمن و سایرین که شاید با مقایسه شرایط فعلی جامعه ما قابل تأمل باشد.
نکته حاشیه‏ای دیگری که به‏ذهن‏ام آمد اینکه در فضای آیات روزه، بحثی داریم به نام تطوّع: فمن تطوّع خیراً فهو خیر له. باب تفعل به معنای «خود را به کاری‏زدن» و بنابراین از ریشه طوع یعنی خود را به رغبت‏زدن. خلاصه‏اش اینکه اگرچه ظاهر پذیرش و انجام بعضی احکام و حدود مثل روزه یا همین حجاب سخت به‏نظر برسد ولی باید خود را به رغبت بزنیم و میل به انجام آنها را به نفس تلقین کنیم.

مباحث پراکنده‏ زیادی در باب حجاب هست که کاش می‏شد در دو بعد نظری و بعد ارائه راه‏کارهای عملی تدوین‏اش کرد. در بخش نظری و پایه‏های فقهی و روایی حجاب نسبتاً خوب کار شده، ولی به‏نظر می‏رسد فارغ از شرایط موجود و بسترهای درست و نادرست ایجادشده بدان پرداخته شده است. لذا آسیب‏شناسی و تحلیل درست شرایط موجود پیش از ارائه راه‏کار ضروری به‏نظر می‏رسد. مثلاً از همان جنس مباحثی که در حاشیه پست قبلی حجاب مطرح شد. با روی‏کردهای فردی و اجتماعی. در بعد سیاست‏گذاری‏های نهادهای خرد و کلان جامعه و ...»




بازدید امروز: 16 ، بازدید دیروز: 86 ، کل بازدیدها: 293420

پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ