سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

خدمت شعیب

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/6/17:: ساعت 1:16 صبح

سلام.

1- یکی از سخن‌رانی‌های آقای حق‌شناس(ره) رو می‌شنیدم،
این قسمت‏اش برام جالب بود.
ایشون بعد از ذکر آیات 103 و 104 کهف این‌طور ادامه دادند:

«... استاد نداره دیگه عزیز من؛
شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد   /    که چند سال به‌جان خدمت شعیب کند
تا حضرت موسی(علی نبینا و علیه الصلوه و السلام)
خدمت شعیب نرفت، عصا رو نگرفت عزیز من.
باید استاد لازم‌ه، پیش استاد بری، عرضه بکنی اعمال‌ات رو.

یک شب براتون عرض کردم همین حضرت عبدالعظیم(علیه الصلوه و السلام)
در زیارت‌اش می‌خونیم، ببین مقام‌اش برای چی رفته بالا؟
من زار العبدالعظیم ب‏ری، کمن زار الحسین بکربلا.
خوب. (این به‏خاطر درستی عقایدش بود و عرضه‏ی آن به امام زمان‏اش)*
(باید خدمت استاد عرضه کنی که) آقا جون،
روش من این‌ه، عقیده من این‌ه، کردار من این‌ه، در اونجا این‌ه، در فلان این‌ه...»

(توشه 21م رو که یادتون هست.)

2- دهه آخر ماه مبارک،
و شب و روز آخر.
می‌گن در پایان هر روز این ماه و وقت افطار هزار هزار کس از آتش جهنم آزاد می‌شن،
در شب و روز جمعه و در هر ساعت‌اش هزار هزار کس،
و در شب و روز آخر به اندازه‌ی تمام ماه آزاد می‌کنند.

3- أعوذ بجلال وجهک الکریم
أن ینقضی عنی شهر رمضان
أو یطلع الفجر من لیلتی هذه
و لک قبلی تبعه أو ذنب تعذبنی علیه.

* برخی منابع ماجرای عرضه‏ی عقاید حضرت عبدالعظیم به امام هادی(ع):
+ کتاب «شرح حدیث عرض دین حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‏السلام»، نویسنده: آیت اللّه‏ العظمی لطف اللّه‏ صافی گلپایگانی، ناشر و محل نشر: آستانه مقدسه حضرت معصومه علیهاالسلام، قم، 1378.
، + و «محک ایمان؛ آموزه‏های حدیث عرض دین حضرت عبدالعظیم حسنی».

یا علی

- - - - - -
+ مراسم احیاء در لیالی قدر با حضور حجت الاسلام و المسلمین جاودان؛ ساعت 23:30 الی 3:30 بامداد
مکان: خیابان 17 شهریور- نرسیده به میدان شهدا- سمت راست- جنب ورزشگاه 17 شهریور- دبیرستان سادات موسوی

++ تا بعد ماه مبارک که قرار نیست این خراب‌آباد رو به‌روز کنم. تا بعدش ببینیم خدا چی می‌خواد.
از همه‌ی بزرگ‌واران طلب حلالیت و دعای خیر دارم و به خدای بزرگ می‌سپارم‌تون.

+++ برخی از نظرات و بحث‏ها:

* جناب «ره‏سپار»:
«استاد همیشه لازم‏ه. تو تمامی علوم. مثل دانشگاه که اگه بخوای از کمک استاد بهره‏مند بشی جلو می‏افتی و خیلی چیزها رو ساده‏تر و عمیق‏تر می‏آموزی، در علوم دینی هم همین‏طوره و به‏خاطر اهمیت موضوع این مسئله حیاتی‏تر می‏شه.
اما چند نکته هست. استاد خوب به‏نظر من کسی‏ه که درست فکرکردن رو یاد آدم بده. نه اینکه بگه این‏جوری که من می‏گم فکر کن. تو مسائل دینی به‏خاطر پیوندی که این‏گونه مباحث با خدا دارن، آدم‏ها ناخودآگاه می‏رن تو موضع کوچک‏دانستن خود. این موضع در مقابل خدا درست‏ه، اما خیلی وقت‏ها به اشتباه در مورد استاد هم اتفاق می‏افته. انگار به خودت اجازه نمی‏دی تصور کنی استادت داره اشتباه می‏گه. یا ممکن‏ه یه چیزی رو اشتباه بدونی، اما اگه همون رو استادت بگه ازش قبول کنی. این پدیدآورنده جهل دینی‏ه. تو علوم دیگه هم جهالت‏هایی همیشه بوده و هست، اما به این خطرناکی نیست. چون جهل دینی با یه تقدس خاصی همراه‏ه. درحالی‏که در علوم دیگه این‏طور نیست. ضمن اینکه چون علوم دینی اهمیت زیادی دارن، جهل توشون بیشتر آسیب‏زننده است تا سایر علوم.
انقدر به‏نظرم خطرناک می‏آد این جهل دینی، که گاهی فکر می‏کنم خطر انکار دین کمتره از خطر قبول دین از روی جهل‏ه.
آدم‏هایی رو دیده‏ام که استاد داشته‏اند. نه حتی لزوماً دینی، شاید مرید یه پیر طریقت بودن تو شکل دل‏خواه خودشون. دیده‏ام که اون آدم رو 100 درصد قبول داشتن و به‏اش اجازه دادن تو تمام مسائل حتی مسائل شخصی زندگی‏شون وارد بشه. درحالی‏که اون آدم تخصص همه زمینه‏ها رو نداره. این تعمیم معمولاً تو مریدانی که خیلی مرادشون رو قبول دارن اتفاق می‏افته. متأسفانه!
شاید بهتر باشه این‏جور وقت‏ها آدم به‏جای استاد از اساتید استفاده کنه. چون به‏نظرم تنها خداست که یگانه است، دلیلی نداره اون یگانگی رو به استاد هم بخوایم نسبت بدیم.

اینها دلایلی‏ه که همیشه از داشتن استاد نگران بوده‏ام. درحالی‏که می‏دونم استادداشتن تسهیل‏کننده ره‏پویی حقیقت‏ه، خطرات‏اش رو هم جدی می‏دونم. نمی‏دونم چه باید کرد؟»

حقیر هم این‏گونه پاسخ دادم:
دغدغه‏های به‏جایی است. هدف تربیت و رشد است. برای هر کسی نسخه‏ای لازم است و هر بی‏ماری طبیب متخصص خود را نیاز دارد. کم‏تر طبیبی برای تمامی دردها و بی‏ماران یافت می‏شود. هدف این‏گونه نوشتار حقیر نیز ترویج یک شخص خاص نیست، بل‏که تذکر به اهمیت موضوع است.
یه مثلی هست که می‏گن می‏ارزه آدم نصف عمرش رو بگرده تا استاد پیدا کنه. این نشون می‏ده که استاد هر آدم معروف و معتبری نیست و جای‏گاه‏اش خیلی خاص‏ه و قاعدتاً برای آدم‏ها فرق می‏کنه. تو خود سایت حاج آقا هم مطالب مختلفی درباره نحوه ارتباط با استاد ذکر شده، مانند: http://javedan.ir/?action=show_news&news_id=595 و http://javedan.ir/?action=show_news&news_id=594 و http://javedan.ir/?action=show_news&news_id=278 و http://javedan.ir/?action=show_news&news_id=266 و http://javedan.ir/?action=show_news&news_id=70 و http://javedan.ir/?action=show_news&news_id=188

** آقا «علیرضا»ی عزیز:
«البته یک‏سری‏ها هم اصلاً استاد نداشتند، مثل آقای بهاءالدینی(ره).
به‏نظرم کسی که قراره راه هدایت رو باز کنه خودش نسخه کامل رو می‏پیچه. اگر نیاز به استاد باشه خود استاد به استقبال طرف می‏آد.»

*** در پیام‏های خصوصی هم نوشته‏اند که:
«یه محرک لازم‏ه... می‏تونه اسم‏اش استاد باشه، کتاب باشه... مهم اینکه محرک‏ات باشه... چشم‏ات رو باز کنه و راه نشون بده...
اما استاد باید نمونه تقوا باشه برامون... با تقوا آرامش شاگرد و بصیرت‏اش بیشتر می‏شه...»

**** جناب «نفحه» هم این پست قابل تأمل رو معرفی کردند که قسمت‏هایی‏اش رو اینجا می‏آرم:
«اگر در پیچیدگی‏های درونی و دشواری‏های تربیتی انسان اندیشه شود و راه‏زن‏های مرئی و نامرئی که در کمین او نشسته‏اند به‏حساب آید، بی‏تردید ضرورت استاد و راهنما در اخلاق احساس می‏گردد. چراکه با تکیه بر عصای عقل، استعداد و ذکاوت ذاتی، نمی‏توان گلیم انسانی را از آب زندگی بیرون آورد و در هر حال و هوایی راه را یافت و پیمود.
عارف بلند پایه حاج میرزا علی آقای قاضی(ره) می‏فرمایند: «کسی که طالب راه سلوک طریق خدا باشد اگر برای پیداکردن استاد این راه نصف عمر خود را در جستجو و تفحص بگذارد تا پیدا کند، ارزش دارد. کسی که به استاد رسید نصف راه را طی کرده‏است.‏»
حضرت امام خمینی(ره) نیز توصیه می‏کند که: «استاد اخلاق برای خود معین کنید، جلسه وعظ و خطابه و پند و نصیحت تشکیل دهید. خودرو نمی‏توان مهذب شد… چه‏طور برای هر علم و صنعتی در دنیا استاد لازم است، لیکن علوم معنوی به تعلیم و تعلم نیازی ندارد و بدون معلم حاصل می‏گردد!!؟   »

***** جناب «محمد علی» عزیز هم فرموده‏اند:
«توی مقدمه کتاب *در محضر لاهوتیان* نوشته آقای مجاهدی (در احوالات شیخ جعفر مجتهدی) یه توضیحی در مورد *سالکان مجذوب* و *مجذوبان سالک* اومده که فکر می‏کنم مفید باشه. خلاصه‏اش این‏ه که سالکان مجذوب ابتدا مجذوب خدا می‏شوند و سپس سالک. یعنی یه اتفاق اونها رو مجذوب می‏کنه، بدون هیچ استادی. مثل شیخ جعفر مجتهدی یا ملا آقاجان زنجانی و ...
و سالکان مجذوب کسانی هستند که با انجام یه سری اعمال (که اغلب استاد تجویز می‏کنه) به مراحلی می‏رسند و ...
می‏شه نتیجه گرفت که چون ما جزو مجذوبان سالک نیستیم، پس نیاز به استاد داریم ...
و یک لحظه نگاه در رخ دل‏ربای او کار هزاران استاد کند ...
اللهم ارزقنا...»


مهمان بر در!

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/6/15:: ساعت 12:5 صبح

سلام.

از مولا امام مجتبی -علیه السلام- هرچه بخوانیم و بدانیم کم است. این هم هفت تصویر منتخب از اینجا.
- - - - - -

1- «إذا أردت عزاً بلا عشیرة و هیبه بلا سلطان،
فأخرج من ذلّ معصیه الله إلی عزّ طاعه الله»

هرگاه اراده عزتی بدون دار و دسته،
و هیبتی بدون سلطنت داشتی،
از خواری معصیت الهی بیرون آمده، به‏سوی عزت طاعت خداوند رو کن.

2- پرسیدند چرا چنینی؟
«حقّ علیّ کل من وقف بین یدی ربّ العرش
أن یصفر لونه و ترتعد مفاصله»

بر هر کسی که در پیش‏گاه خداوند می‏ایستد لازم است که
[از عظمت الهی] رنگ‏اش زرد و اندام‏اش به لرزه افتد.

3- هنگام ورود به مسجد،
سر به‏سوی آسمان بلند می‏کرد و عرضه می‏داشت:
«الهی ضیفک ببابک
یا محسن قد أتاک المسی‏ء،
فتجاوز عن قبیح ما عندی بجمیل ما عندک یا کریم»*

خدایا، میهمان‏ات درب خانه‏ات ایستاده،
ای احسان‏کننده! [بنده] گنه‏کار به‏سوی تو آمد،
بخوبی آنچه نزد توست، از بدی آنچه نزد من است درگذر. ای بخشنده.

4- «... وکان إذا قام فی صلاته ترتعد فرائضه بین یدی ربّه عزوجل ...»

و هرگاه برای نماز می‏ایستاد، بند بند وجود او در مقابل خدای‏اش می‏لرزید.

5- «إنّ الحسن کان إذا فرغ من الفجر لم یتکلم حتی تطلع الشمس»

وقتی از نماز صبح فارغ می‏شد، [باز هم بر سجاده خویش می‏نشست و عبادت خدا می‏کرد،]
با هیچ کس [در آن حال] سخن نمی‏گفت: تا آن‏گاه که خورشید طلوع می‏کرد.

6- در هنگام قرائت قرآن، وقتی به آیه «یا أیها الّذین آمنوا» می‏رسید،
می‏گفت: «لبیک اللهم لبیک»

7- ای پسر رسول خدا!
گریه می‏کنی درحالی‏که محبوب رسول خدا هستی
و رسول خدا درباره تو بسیار تعریف کرد و سخن گفت
و تو بیست نوبت پیاده به حج مشرف شدی. 
«إنما أبکی لخصلتین؛ لهول المطلع و فراق الأحبه»

به‏خاطر دو چیز می‏گریم؛ وحشت آنچه در پیش دارم و جدائی دوستان.

* این عبارت تا مدت‏ها آدم رو یاد این پست خاطره‏انگیز می‏اندازه؛ خدای‏اش خیر دهاد.

یا علی

- - - - - -
+ چند مطلب در آب نمک گذاشته‏ام برای این چند روز، که بعد بتوانم با خیال راحت برم تعطیلات. اما معمولاً اونی که می‏خوای نمی‏شه. تا ببینیم خدا چی می‏خواد.
+ اگه تو این ایّام دنبال یه بی‏چاره می‏گشتید که دعاش کنید، بلکه اصلاح شه، یاد ما هم باشید. همه‏اش که نمی‏شه خوب‏ها رو دعا کنید!


هم‏نام فرزند هارون

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/6/14:: ساعت 12:4 صبح

سلام.

1- سال دوم یا سوم هجری بود.
حضرت حبیب(ص) به دیدن دخترشان(س) رفته بودند که
قنداقه‏ی پسر بزرگ حضرت حیدر(ع) را نزدشان آوردند.
فرموده باشد که آیا برای‏اش نامی گذاشته‏ای؟
و جواب شنیده بودند که بر شما پیشی نمی‏گیریم.
حضرت حبیب(ص) هم فرموده بودند که من بر خدا پیشی نمی‏گیرم...

جبرئیل آمد با سلام و تهیت پروردگار و ابلاغ کرد که
«علی(ع) در نزد تو به منزله‏ی هارون است در نزد موسی،
پس نام فرزند را به اسم فرزند هارون نام گذاری کن.»
چنین بود که پسر بزرگ‏وار حضرت حیدر(ع)، حسن(ع) نام گرفت؛
همان شبّر به زبان عبری.*
جان‏ام به قربان مقدم‏اش.

2- مجیرخوانی‏ات تمام شد رفیق.
ان‏شاءالله سبک شدی از گناه،
فارغ شدی از هموم،
آماده‏ی شب‏های سرنوشت شدی؛
شب‏های مناجات مسجد کوفه،
شب‏های قدر حضرت صدیقه(س)،
شب‏های تنزّل ملائکه و روح،
شب‏های صاحب زمان(عج).

... حیف اگر در شب قدر، قدر خود نشناسی

* برگرفته از اینجا

یا علی


مجیر

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/6/11:: ساعت 12:24 صبح

سلام.
توجه، توجه. زمان مراسم ختم هم‏سر حاج آقای امجد اصلاح شد.
- - - - - -

1-
در هر ماه قمری سه روز هست که شب‏هاش یه اسم عجیب داره؛
«لیالی بیض»

این شب‏های سپید گاهی خواصی داره که شب‏های دیگه نداره.
خاصیت ظاهری‏اش اینه که ماه در تمام طول این شب‏ها کامل و قابل رؤیت‏ه.
شب‏هایی سپید، مهتابی و درخشنده.

2-
حضرت حبیب(ص) در مقام ابراهیم(ع) مشغول نماز بود.
در همان حال جبرئیل دعایی بر ایشان نازل کرد.
می‏گویند هرکه در لیالی بیض ماه رمضان این دعا را بخواند
گناهان زیادی از او آمرزیده می‏شود.

3-
چهارشنبه، پنج‏شنبه و جمعه شب ظاهراً لیالی بیض ماه رمضان‏‏اند.
کاش توفیق‏مان بشود مجیرخوانی...

4-
به پیش‏واز شب‏های قدر،
به یاد طواف‏های کعبه،
به یمن میلاد حضرت مجتبی(ع)،
بخوانیم:

سبحانک یا الله، تعالیت یا رحمان، أجرنا من النار یا مجیر...
سبحانک یا شفیق، تعالیت یا رفیق، أجرنا من النار یا مجیر...
سبحانک یا رشید، تعالیت یا مرشد، أجرنا من النار یا مجیر...

یا علی

- - - - - -
+ روز دوشنبه، مصادف با وفات حضرت خدیجه(س)، هم‏سر حاج آقای امجد به رحمت خدا رفتند و روز سه‏شنبه تشییع شدند. اگر حوصله‏ای هست صلوات و فاتحه‏ای نثار کنید.
مراسم ختم‏شون: جمعه 13 شهریور ماه در مسجد ولی عصر (ع) واقع در خیابان خالد استانبلی (وزرای سابق) از ساعت 6 الی 7:30 بعد از ظهر

+ «مجیرنامه که آغاز شد آموختم والعصر رو»


حضرت خدیجه (س)

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/6/10:: ساعت 1:3 صبح

سلام.

1- وفات حضرت خدیجه -سلام الله علیها- با کمی تأخیر تسلیت.

1-1- عایشه می‏گوید: ... رسول خدا از خدیجه بسیار یاد می‏کرد
و زبان به مدح و تعریف‏اش می‏گشود.
خاصه اینکه خداوند ازطریق وحی به پیامبرش خبر داده بود که
خدیجه را کاخی بس مجلل و پرشکوه در بهشت ارزانی داشته است.

... بسیار اتفاق می‏افتاد که رسول خدا از خدیجه به نیکی یاد می‏کرد
و از او تعریف و تمجید می‏نمود.
چه بسا که آن حضرت گوسفندی را به نام خدیجه قربان می‏کرد
و آن را پاره‏پاره می‏فرمود و به نام او قسمت می‏کرد.

(روزی) رسول خدا فرمود: ... هرگز خداوند نیکوتر از او را به من عوض نداده است.
زیرا هنگامی‏که همه مردم منکر رسالت‏ام بودند، خدیجه بود که به من ایمان آورد
و در آن وقت که دروغ‏گوی‏ام می‏پنداشتند، خدیجه بود که مرا تصدیق کرد،
و آن زمان که مردم مرا در مضیقه مالی گذاشته بودند،
هم خدیجه بود که مرا شریک دارائی بی‏حساب‏اش گردانید،
و درحالی‏که خداوند مرا از زنان دیگر بی‏بهره کرده بود،
از خدیجه به من فرزندانی ارزانی داشت. *

1-2- این هم نقل قابل تأملی است:
«حضرت خدیجه (س) زنی در اوج معنویت، ثروت، زیبایی و شهرت بود،
زنی که چون جبرییل بر پیامبر (ص) نازل می‌شد نخست سلام خدا را بر او می‌فرستاد.
او همه این امتیازات را یک‏جا فدای اسلام و پیامبر (ص) نمود
و دوشادوش ایشان مردانه تا پای جان ایستاد.
چون درگذشت، پیامبر (ص) از شدت اندوه
سال وفات‏اش را عام‌الحزن نامید
و هم‏واره او را مورد ستایش قرار داد و به یادش بود.»

1-3- خدیجه همسر گرامى پیامبر -صلى الله علیه و آله و سلم-
به‏وسیله فاطمه -علیها السلام- از پیامبر خواهش کرد
تا همان عبایى را که درحین نزول وحى به سر مى‏کشید کفن او قرار دهد.
پیامبر -صلى الله علیه و آله و سلم- نیز عبا را براى خدیجه داد،
در همین هنگام جبرئیل نازل شد و گفت: یا رسول الله!
سلام بر تو و خدیجه باد.
خدای‏ات مى‏فرماید: خدیجه هرچه مال داشت در راه ما داد.
تو عبای خود را نگه دار.
من کفن خدیجه را از بهشت آوردم و آن کفن رحمت و مغفرت است. **

1-4- «خدیجه، به‏هنگامی‏که بر بستر مرگ خفته بود،
به پیامبر چنین می‏گوید: "ای رسول خدا...
من در حق تو کوتاهی کردم و آنچه شایسته تو بود انجام ندادم.
از من درگذر و اگر اکنون، دل در طلب چیزی داشته باشم،
خشنودی توست".
کلمات بر لبان پاک‏اش می‏لغزد و آخرین نفس‏هایش را با خشوع و ایمان برمی‏آورد...
خدا خدیجه را رحمت کند؛
آن نمونه بارز زن مسلمان بود که برای عقیده و رسالت‏اش پیکار کرد.» ***

2- دهه‏ی دوم شهر خدا مبارک.

3- بالأخره ویس تونست جمشید رو نجات بده؛
جالب بود.

* از سایت حاج آقا، به‏نقل از صحیح بخاری و منابع دیگر.
** مشابه این را حاج آقای صدیقی روز نماز جمعه گفت و ما هرچه جست‏جو کردیم نایافتیم‏اش. نمی‏دونم که چرا یه جا پیدا نمی‏شه متن کامل نماز جمعه رو بنویسه. درنهایت این مطلب رو از اینجا جستم.
*** از اینجااین هم مطلب جامعی است.

یا علی

- - - - - -
+ «این اشعار منسوب به حضرت خدیجه -سلام خدا بر او- است، خطاب به حضرت رسول(ص) که به گمان‏ام در بحار آمده:
فلو اننی امسیت فی کلّ نعمه   /    و دامت لی الدنیا و تملک الاکاسره
فما سوّت عندی جناح بعوضه    /     اذا لم یکن عینی لعینک ناظره
مضمون کلی‏اش این است:
اگر در نعمت‏های دنیا غرق باشم و ملک و تخت کسری‏ها را داشته باشم، درنظرم هیچ ارزشی ندارد وقتی چشم‏ام در چشم‏ات تلاقی نیابد.»


خداحافظ شب چهارم

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/6/3:: ساعت 3:5 صبح

سلام.

1- ... عظم یا سیدی أملی و ساء عملی
فأعطنی من عفوک بمقدار أملی
و لا تؤاخذنی بأسوء عملی...

(ای آقای من! آرزوی‏ام بزرگ و عمل‏ام زشت است
پس تو از عفو خویش به‏اندازه‏ی آرزوی‏ام به من بده
و مرا به بدترین عمل‏ام مؤاخذه مکن)

از ابوحمزه

2- أعوذ بجلال وجهک الکریم،
أن ینقضی عنی شهر رمضان أو یطلع الفجر من لیلتی هذه
و لک قبلی تبعه أو ذنب تعذبنی علیه.

(پناه می‏برم به جلال ذات بزرگ‏وارت،
از اینکه ماه رمضان از من بگذرد یا سپیده دم ام‏شب بزند
و هنوز از تو در پیش من بازخواست یا گناهی مانده باشد که مرا بدان عذاب کنی.)

دعای شب‏های ماه مبارک

3- خداحافظ شب چهارم

یا علی

- - - - - -
این هم هدیه آقا علیرضای عزیز، شعر جناب قزوه:

السلام ای ماه پنهان پشت استهلال ما   /   ما به دنبال تو می‏گردیم و تو دنبال ما
ماه پیدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه گم   /   رؤیت این ماه یعنی نامه اعمال ما
خاصه این شب‏ها که ابر و باد و باران با من است   /   خاصه این شب‏ها که تعریفی ندارد حال ما
کاش در تقدیر ما باشد همه شب‏های قدر   /   کاش حوّل حالنایی‏تر شود احوال ما
این سحرها در زلال ربّنا گم می‏شویم   /   این سحرها آسمان گم می‏شود در بال ما
ما به استقبال ماه از خویش تا بیرون زدیم   /   ماه با پای خودش آمد به استقبال ما
گوشه چشمی به ما بنمای ای ابروهلال   /   تا همه خورشید گردد روزی ام‏سال ما


عظمت ماه

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/6/2:: ساعت 12:54 صبح

سلام.

یکی از شواهد عظمت ماه رمضان این‏ه که
حتی خانم‏های نمازخانه هم تو این ماه
وقت نماز جماعت کمی ساکت‏تر می‏شن.

یا علی

- - - - - -
+ فرصت کردید این مطلب حسین آقا رو به نقل از آقا مجتبی بخونید.
++ چشم به هم زدیم روز سوم رسید. از خدا بخوایم دست خالی از این ماه بیرون‏مون نکنه.


تصدی کار

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/5/30:: ساعت 4:23 عصر
سلام.
1- «روز اول ماه رمضان دو رکعت نماز کند؛ 
در رکعت اول حمد و «انّا فتحنا لک فتحاً مبیناً» 
و در رکعت دوم حمد و هر سوره که خواهد بخواند.
تا حق تعالی جمیع بدی‌ها را در آن سال از او دور گرداند
و در حفظ خدا باشد تا سال آینده.»

2- خدایا!
بیا و تصدی کارم رو به‌عهده گیر؛
اون هم اون جوری که تو اهل‌اش هستی*،
که تو اهل تقوی و مغفرتی**.
من بنده توام، فرزند بنده‌ات، فرزند کنیزت***،
من رو می‌شناسی؟
بندگی ما در خانه‌ی تو با سابقه است.
من همون ضعیف‌ام، محتاج رحمت‌ات****.
تو که وضع من رو بهتر از همه می‌دونی،
اگه یه زمین‌خورده نفس تو عالم باشه اون هم من‌ام.
بیا و تو این ساعات شریف که من از عظمت‌شون سردرنمی‌آرم،
بیا و به‌خاطر اهلیّت خودت،
پاکم کن و لباس تقوی به تن‌ام بپوشان.
من بی‌آب‌رو رو با سلامت، آسانی و عافیت وارد شهرت کن
و از اون خارج کن*****.
خدایا!
ما رو از اون احمقانی قرار مده که 
بیداری و عبادت‌مون بدتر از خواب زیرکان باشه.

3- شیخ صدوق بسند معتبر روایت کرده از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام
که آن حضرت از پدران بزرگوار خود از حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نقل کرده اند
که ایشان فرمود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روزی برای ما خطبه خواندند و فرمودند:
أیها الناس بدرستیکه روکرده است به سوی شما
ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش.
ماهی است که نزد خدا بهترین ماههاست
و روزهایش بهترین روزهاست و شبهایش بهترین شبها و ساعتهایش بهترین ساعتهاست
و آن ماهی است که خوانده اند شما را در آن بسوی ضیافت خدا
و در آن شما از اهل کرامت خدا گردیده اید.
نفس های شما در آن ثواب تسبیح دارد و خوابهای شما ثواب عبادت
و عملهای شما در آن مقبول است و دعاهای شما در آن ...
 
4- شاید هنوز هم وقت باشه؛
اللهم إن لم تکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان،
فاغفرلنا فیما بقی منه.

* الهی تولّ من أمری ما أنت أهله (مناجات شعبانیه)
** یا أهل التقوی و یا أهل المغفره (دعای شب آخر ماه شعبان و شب اول ماه رمضان)
*** إنی عبدک بن عبدک بن أمتک (دعای شب آخر ماه شعبان و شب اول ماه رمضان)
**** ضعیفٌ فقیرٌ إلی رحمتک (دعای شب آخر ماه شعبان و شب اول ماه رمضان)
***** فسلّمنا فیه و سلّمه لنا و تسلّمه منّا فی یسرٍ منک و عافیهٍ (دعای شب آخر ماه شعبان و شب اول ماه رمضان)

یا علی
- - - - - -
جناب «روی ماه خداوند» خوش فرموده اند:
«فاصله گرفته ایم، از آخرین روزی که وجودمان از خان رحمتش سرشار گشت و نفسمان در عطر ملائک مقربش گره خورد.
یک سال گذشت و جان چه تشنه عنایت است. یک سال گذشت و وجود چه فقیرانه نوازش الهی را تمنا میکند.
بعثتیست برای ما که یگانه پیامبر برای بازسازی وجود زنگاریمان باشیم. رمضان مبارک»

رمضانیه 4

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/7/7:: ساعت 4:50 عصر

سلام.

1- شرمندگیم حد ندارد؛
روز قدس آمد و رفت کلمه‏ای ننوشتم.
«روز قدس، روز حیات اسلام است.»
خدا رحمتت کند امام(ره).

بد نیست لینک‏های پی‏نوشت را ببینید.

2- بهتر است با رفتنش کنار بیاییم...

اللّهُم لا تجعله آخر العهد من صیامنا ایاه،
فاجعلنی مرحومین،
ولا تجعلنی محرومین.

یا علی

- - -
روز اسلام

ماجرای ایران و اسرائیل در پکن

القدس لنا

به جهنم سلام کن..

توشه مبارک

شب‏های قدر هم گذشت

تمت الرمضان الکریم!

سورپریز

مرا به رمه‏ام بازگردان

وصیت‏نامه امام علی(ع) (با تشکر از کمیل عزیز؛ منبع روزنامه اطلاعات، ترجمه آقای رسولی محلاتی، به نقل از بحار و ابوالفرج)

تأملی بر بهره‏مندی از کتاب خدا (یه جزوه 15 صفحه‏ای شیک، کار مؤسسه فرهنگی اعراف)

یه سری عکس از کارهای بچه‏های یزد (تبلیغات، نشریه و پوستر)

چند دقیقه تا اذان صبح!

یا سامع الشکایا

- - -
چند تا اسمس عید:

* این عید مبارک را که نوید تازه‏شدن روح را می‏دهد...

** یار گفتا که بس است مهمانی                  پاک گشتی و شدی قرآنی
رو سر سفره نعمت‏هایم                          آدمی باش که باز مهمانی

و قبل عید:

*** کوله‏بارت بر بند!
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد!
که به مقصد برسیم.
ای سبک‏بال در این راه شگرف،
در دعای سحرت،
در مناجات خدایی شدنت،
هرگز از یاد نبر،
من جامانده بسی محتاجم.

**** حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق             بدرقه رهت شود همت شحنه نجف

***** اگه امشب سر سجاده سبز،
دل مهربونتون لرزید و قطره اشکی،
گوشه چشمای پاکت رو نم‏ناک کرد،
به یاد من دستی به آسمان بلند کن.

****** شب قدر است و من قدری ندارم            چه سازم توشه قبری ندارم
مبادا لیله القدرت سر آید                             گنه بر ناله‏ام افزون‏تر آید
مبادا ماه تو پایان پذیرد                              ولی این بنده‏ات سامان نگیرد

******* با آب طلا نام حسین قاب کنید     با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید که سربلند و جاوید شوید             تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید

******** عجب است که
عکس شهدا می‏بینیم و
عکس شهدا عمل می‏کنیم

+ آخرین بروزرسانی: پنج‏شنبه 11 مهر 87


توشه 21م

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/7/2:: ساعت 2:3 عصر

سلام.

پیش‏نویس: اینها رو فهرست‏وار بخونید؛ بیش از این خلاصه نمی‏شد.

1- هر چه بندگی کنیم از خدا طلب‌کار نمی‌شیم.

2- درباره ترک گناه:

هیچ گناهی نباید کوچک انگاشته شود.
«فمن کان منکم مطیعاً للَّه تنفعه ولایتنا،
ومن کان منکم‏عاصیاً للَّه لم تنفعه ولایتنا»
هر کس مطیع خدا باشه، ولایت ما برایش نفع می‌بخشد.
(امام باقر(ع))

لا ینفع اجتهادٌ لا ورع فیه
اگر مواظب زحمتی که می‌کشی نباشی، از بین می‌ره.
(امام صادق(ع)؛ سفینةالبحار، ج2، ص 642)

بهترین وسیله تقرب به خدا پرهیز از گناهه.
برای همچین کسی درهای بهشت عدن را باز می‌کنم.
(منظور از بهشت عدن، بهشتی است که از لای زرورق در آمده،
بهشتی خصوصی که چشم هیچ‌کس دیگه‌ای بهش باز نشده.)
(مضمون مناجات حضرت حق با حضرت موسی(ع))

گرفتن حاجت به واسطه مراقبت 40 روزه ترک گناه مجربه.

3- اگه من گوشی دارم که این حرف‌ها یک ساعت بیشتر توش نمی‌مونه
احتیاج به «واعظ نفسانی» دارم.
اگه جوانی‌مون یادمون بیاد، واعظ نفسانی داشتیم.
(شاید همون وجدان باشه.)
بدون واعظ نفسانی واعظ بیرونی فایده نداره.

4- «هَلَکَ مَن لَیسَ لَه حکیمٌ یُرشِدُه»
(امام سجاد(ع)؛ بحارالانوار، جلد 75، صفحه ‏159)
حکیم یعنی عالم خبیر.
در درجه بالا حضرت امیر(ع) حکیم است؛
«ادلاء علی صراطه» است. (زیارت جامعه کبیره)
اگر راست بگی،
امام زمان(عج) متولی هدایت است.
هیچ وقت سرش شلوغ نیست،
از همه نقدتر و دم دست‌تره.
اصلاً امام برای هدایته.
قبر، پرچم گنبدش و زیارتش هم برای هدایته.

تنها منتی که خدا به بنده‌هاش می‌گذاره،
منت بعثت پیامبر(ص) (و اوصیائشون)ه.
ما که عبادات‌مون علویه،
باید زندگی‌مون هم علوی باشه.

در مورد حضرت ابراهیم داریم که:
«فَمَن تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی»
(آیه 36 سوره ابراهیم)
حدیث هم داریم که:
«شیعَتُنا جُزءٌ مِنّا»
(امام صادق(ع)؛ امالی شیخ طوسی ج 1، ص 305)

5- با ولایت نعمت اسلام تمام شد؛
یعنی بدون ولایت اسلام نعمت نیست.
(به تفاوت تمام و کمال توجه کنید.)

بدون ولایت بعد 50 سال اسلام می‌شود حکومت یزید؛
سال اول جنایت کربلا را مرتکب می‌شود.
سال دوم به فرمان خلیفه
سه روز جان، مال و ناموس اهل مدینه بر سربازان حلال می‌شود،
تا مچ اسبان را خون می‌گیرد،
بر سر قبر پیامبر(ص) اسب می‌بندند،
پناه‌آورندگان به حرم نبوی(ص) را سر می‌برند.
چون خلیفه اسلام بدون ولایت فرمان داده.
سال بعد مکه را محاصره می‌کنند،
به فرمان خلیفه وقت کعبه را به منجنیق آتش می‌بندند.
به فرمان خلیفه اسلام بدون ولایت خانه خدا را خراب می‌کنند؛
خانه‌ای که همان وقت هم رو به آن نماز می‌خواندند.

و این است نعمت ولایت که باید قدرش بدانیم.

یا علی

- - -
رفتیم تو صف امضاء...

1- همه‏مان یتیم شدیم.

2- وظیفه؛ وظیفه...

3- مگر علی نماز می‏خوانْد؟

4- سرازیری (کاش قدر فرصت‏ها را بدانیم...)

5- دردسرهای رمضانی در سوئیس (پاراگراف‏های آخرشه)


   1   2      >


بازدید امروز: 58 ، بازدید دیروز: 57 ، کل بازدیدها: 311601

پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ