سفارش تبلیغ
صبا

تصدی کار

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/5/30:: ساعت 4:23 عصر
سلام.
1- «روز اول ماه رمضان دو رکعت نماز کند؛ 
در رکعت اول حمد و «انّا فتحنا لک فتحاً مبیناً» 
و در رکعت دوم حمد و هر سوره که خواهد بخواند.
تا حق تعالی جمیع بدی‌ها را در آن سال از او دور گرداند
و در حفظ خدا باشد تا سال آینده.»

2- خدایا!
بیا و تصدی کارم رو به‌عهده گیر؛
اون هم اون جوری که تو اهل‌اش هستی*،
که تو اهل تقوی و مغفرتی**.
من بنده توام، فرزند بنده‌ات، فرزند کنیزت***،
من رو می‌شناسی؟
بندگی ما در خانه‌ی تو با سابقه است.
من همون ضعیف‌ام، محتاج رحمت‌ات****.
تو که وضع من رو بهتر از همه می‌دونی،
اگه یه زمین‌خورده نفس تو عالم باشه اون هم من‌ام.
بیا و تو این ساعات شریف که من از عظمت‌شون سردرنمی‌آرم،
بیا و به‌خاطر اهلیّت خودت،
پاکم کن و لباس تقوی به تن‌ام بپوشان.
من بی‌آب‌رو رو با سلامت، آسانی و عافیت وارد شهرت کن
و از اون خارج کن*****.
خدایا!
ما رو از اون احمقانی قرار مده که 
بیداری و عبادت‌مون بدتر از خواب زیرکان باشه.

3- شیخ صدوق بسند معتبر روایت کرده از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام
که آن حضرت از پدران بزرگوار خود از حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نقل کرده اند
که ایشان فرمود: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روزی برای ما خطبه خواندند و فرمودند:
أیها الناس بدرستیکه روکرده است به سوی شما
ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش.
ماهی است که نزد خدا بهترین ماههاست
و روزهایش بهترین روزهاست و شبهایش بهترین شبها و ساعتهایش بهترین ساعتهاست
و آن ماهی است که خوانده اند شما را در آن بسوی ضیافت خدا
و در آن شما از اهل کرامت خدا گردیده اید.
نفس های شما در آن ثواب تسبیح دارد و خوابهای شما ثواب عبادت
و عملهای شما در آن مقبول است و دعاهای شما در آن ...
 
4- شاید هنوز هم وقت باشه؛
اللهم إن لم تکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان،
فاغفرلنا فیما بقی منه.

* الهی تولّ من أمری ما أنت أهله (مناجات شعبانیه)
** یا أهل التقوی و یا أهل المغفره (دعای شب آخر ماه شعبان و شب اول ماه رمضان)
*** إنی عبدک بن عبدک بن أمتک (دعای شب آخر ماه شعبان و شب اول ماه رمضان)
**** ضعیفٌ فقیرٌ إلی رحمتک (دعای شب آخر ماه شعبان و شب اول ماه رمضان)
***** فسلّمنا فیه و سلّمه لنا و تسلّمه منّا فی یسرٍ منک و عافیهٍ (دعای شب آخر ماه شعبان و شب اول ماه رمضان)

یا علی
- - - - - -
جناب «روی ماه خداوند» خوش فرموده اند:
«فاصله گرفته ایم، از آخرین روزی که وجودمان از خان رحمتش سرشار گشت و نفسمان در عطر ملائک مقربش گره خورد.
یک سال گذشت و جان چه تشنه عنایت است. یک سال گذشت و وجود چه فقیرانه نوازش الهی را تمنا میکند.
بعثتیست برای ما که یگانه پیامبر برای بازسازی وجود زنگاریمان باشیم. رمضان مبارک»

خداحافظ شهر حبیب(ص)

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/5/29:: ساعت 5:42 عصر

سلام.

1- روزهای آخر مدینه نشسته بودیم تو حیاط پشت گنبد سبز،
همون‏جایی که ستون‏های با چتر بازشو داره،
همون‏جایی که گنبد از آسمون‏اش معلوم‏ه،
همون‏جایی که دور تا دورش اسامی بزرگان اسلام رو نوشتن،
و از جمله نام حضرت عباس -علیه السلام- رو.

پرانتز باز(
این یه اسم من یکی رو که دیوونه کرده بود.
اسم ائمه(ع) و بزرگان دیگه هم بود.
ولی وقتی روز میلاد حضرت‏اش اونجا باشین،
اون نوشته دایره‏ای دل‏بر رو ببینید،
سر قبر مادرش برید که مدام یه وهابی این ور و اون ور می‏ره
تا ملت رو متفرق کنه،
اون وقت حال من رو درک می‏کنین.
)پرانتز بسته

علی گفت فلانی!
من می‏ترسم.
از اعمال عمره و این‏که از پس‏اش برمی‏آیم یا نه...
گفتم چاره‏ای نیست.
واقعیت‏اش این‏ه که من هم می‏ترسیدم،
از قبل‏ترها.
اصلاً وقتی رفتیم مدینه گفتم بی‏خیال ترس از اعمال،
فرض می‏کنیم مکه و کعبه تو یه کره‏ی دیگه‏ان،
این چند روز رو استفاده کنیم،
کتاب اعمال رو بخونیم، جلسه‏ها رو بریم،
خدا بزرگ‏ه.

آره.
گفتم چاره‏ای نیست.
از حضرت رسول(ص) می‏خوایم که کمک‏مون کنه،
اعمال رو به صحت و با معرفت و معنویت انجام بدیم.

 

حالا هم که از شهر رسول می‏خوایم بریم به شهر رمضان،
دل‏هره داریم که یعنی چه؟
من و مهمونی خدا؟
نه خودمون رو پاک کردیم، نه لباس درست و حسابی پیدا کردیم.
حالا هم دست به دامن حضرت رسول(ص) باید بشیم.

شرمنده‏ایم حبیب(ص) که تو این ماه یاری‏ات نکردیم*.
اما شما بیا و تو ورود به شهر خدا یاری‏مون کن.

2- اباصلت هروی می‏گوید: جمعه آخر ماه شعبان
خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم. حضرت فرمود:

ای اباصلت!
اکثر ماه شعبان رفت و امروز جمعه آخر ماه است.
پس تقصیرها و کوتاهی‏های گذشته را در بقیّه این ماه جبران کن،
و به آنچه برای تو سودمند است روی آور؛
بسیار دعا کن و استغفار نما و
قرآن را بسیار تلاوت کن و از گناهان خود توبه نما،
تا وقتی که ماه رمضان داخل می‏شود، خود را برای خدا خالص ساخته باشی،
و هر دِین و امانتی برعهده داری، ادا کن،
و کینه هر کس که در دل داری بیرون نما،
و گناهانی را که انجام می دادی ترک کن،
و از خدا بترس،
و در امور پنهان و آشکار خود بر خدا توکل نما،
که هر کس بر خدا توکل کند،
خداوند امور او را کفایت می‏نماید.

3- اَللّهُمَّ اِن لَم تَکُن غَفَرتَ لَنا فیما مَضی مِن شَعبانَ،
فَاغفِر لَنا فیما بَقِیَ مِنهُ

* ماه شعبان ماهی است منسوب به پیامبر اعظم -صلی الله علیه و آله- که خود می‌فرمودند: شعبان ماه من است و رمضان ماه امت من‎‎؛ و می‌فرمودند خدای ببخشاید و بی‏آمرزد او را که با پاس‏داشتن حق ماه، من مرا یاری کند.

یا علی

- - - - - -
شرمنده اگه طولانی شد. کلی‏اش رو حذف کردم که این دراومد.


رسواش می‏کنم من

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/5/27:: ساعت 3:20 عصر

سلام.

1- ذکر ام‏روز:
«شبا همه‏اش به می‏خونه می‏رم من...
دل‏ام گم شده پیداش می‏کنم من...
رسواش می‏کنم من...»

ذکر مجرّبی‏ه، باور کنید!
اکثر تاکسی‏هایی که آدم سوار می‏شه همین رو می‏خونه.

اصلاً کاش آدم هیچ‏وقت تاکسی سوار نشه.
کاش آدم ان‏قدر آدم باشه که بتونه با لطایف‏الحیلی خفه‏اش کنه این ذکر مجرّب رو.

2- یکی از مشکلات آدم منافق این‏ه که
قسمت‏اش با تریپ‏اش متضاده.
ای آدم منافق! (یعنی خودم، کسی به خودش نگیره)
«یا منو ببر به خونه‏تون یا بیا به خونه‏ی ما»
(این هم از همون ترانه‏های مجرّب‏ه!)
یعنی تا آدم نشی آدم گیرت نمی‏آد،
حالی‏ات‏ه؟
برو مشکل‏ات رو با خدات حل کن.
بهشت را به بها دهند.

*
کاش برای بعضی چیزها تبصره و راه فراری بشه پیدا کرد.

3- حضرت رضا -علیه السلام- فرموده‏اند:
خداوند به احترام و عظمت ماه مبارک رمضان،
بنده‏های بسیاری را در ماه شعبان از آتش جهنم آزاد می‏گرداند.

یا علی


مهدی مقیمی اسیر

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/5/26:: ساعت 6:18 عصر
سلام.
1- دوستی اتفاق عجیبی‏ه که به آدم قوه قضاوت و تعمیم می‏ده؛
نه اینکه بدونی این قضاوت‏ات صددرصد درست‏ه،
ولی با اطمینان قلبی می‏تونی بگی که طرف آدم خوبی‏ه یا اهل فلان برنامه‏ها نیست،
پس فلان اتهام به‏اش نمی‏چسبه.
این موضوع لااقل در مورد یکی از دوستان برام صادق‏ه.
از چند هفته پیش شنیده بودم که مهدی مقیمی بازداشت شده!
اول که باورم نمی‏شد.
چون که فکر می‏کردم کاری هم از دست‏ام برنمی‏آد خودم رو زدم به اون راه.
یعنی دوست نداشتم قطعی بدونم همچین چیزی اتفاق افتاده.
بعد هم فکر می‏کردم بر فرض اگه این‏جور هم باشه
چند روزه آزاد می‏شه.
قبل مکه هم نشد پی‏گیری کنم و چون خبری هم نشنیدم
گفتم لابد موضوع تموم شده.
تو اونجا یکی تو فیس‏بوک کامنت گذاشت که برای مهدی هم دعا کن.
مثل آب سردی بود که روم ریختن.
دوباره یادش افتادم.
تهران که اومدم گفتن کجای کاری،
مهدی رو تو دادگاه ابطحی و عطریانفر از تله‏ویزیون نشون دادن.
وقتی سرچ کردم و عکس‏اش رو دیدم بیشتر متأثر شدم.
*
من زیاد از سیاست سر درنمی‏آرم.
اما می‏تونم همین الآن برم تو زندان و پشت سر این آقا مهدی
که بیش از یک ساله ندیدم‏اش نماز بخونم.
اینها رو نوشتم که فقط از مهدی عزیز نوشته باشم.
کاش بیش از این از دستم برمی‏آمد.
اللهم فکّ کلّ اسیر
اگه خواستید مهدی رو بیشتر بشناسید اینجاها رو ببینید:
شماره 21 مهدی مقیمی: به کدامین گناه؟
مهدی مقیمی را آزاد کنید
به‏یاد مهدی
اسامی متهمان

2- از امام صادق -علیه السلام- نقل شده‏است
که هر کس سه روز از آخر ماه شعبان را روزه بگیرد
(به‏حساب من می‏شه چهارشنبه، پنج‏شنبه و جمعه)
و به ماه مبارک رمضان متصل سازد، خداوند متعال
ثواب روزه دو ماه متوالی را برای او بنویسد.
3- اللهم أیّد و انصر و احفظ قائدنا الخامنه‏ای
یا علی

به‏تر آن باشد

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/5/24:: ساعت 2:36 عصر

سلام.

1- وقتی دو تا آدم رو می‏بینی که اونها هم از سرزمین بهشتی برگشتن،
همه کاری می‏کنی که باهاشون هم‏صحبت شی.
از همه دری می‏گی که فقط بحث اونجا باشه.
هتل‏تون کجا بود؟
از کدوم در وارد می‏شدین؟
روز اول کی رسیدین؟
روز آخر چی کار کردین؟
خط اتوبوس‏تون شماره‏اش چند بود؟

یعنی اصلاً مهم نیست سؤال‏ها چه‏قدر چرت و بی‏ربط باشن؛
مهم این‏ه که بتونی بیش‏تر درباره اونجا بشنوی، فکر کنی و حرف بزنی.

به‏قول مادربزرگ اون چند روز برات مثل خواب می‏مونه.
و شاید این هم‏زبونی بتونه کمی از لذت اون خواب رو برات تداعی کنه.

*
به‏تر آن باشد که سرّ دل‏بران
گفته آید در حدیث دیگران

اون روزی که محمد صادق عزیز
چند ساعت مخ‏ام رو به‏کار گرفته بود،
اگه همه‏اش هم برام جذاب نبود،
اما کلّ‏اش می‏ارزید به اون دقایقی که از حاج آقا می‏گفت.
دوست داشتی کل دنیا وایسته تا اون درباره‏شون بگه و تو بشنوی.

مثل ماجراهای این سفر.
حاضری ساعت‏ها بشینی و بشنوی و بگی ازش؛
حتی از در و دیوار شهر، ماشین، هواپیما و بازار.
فقط چون درباره‏ی اونجاست.
. . .

2- تو این چند روزه بدم نمی‏آد یه کمی از شعبان بنویسم؛
این چند عبارت از صلوات شعبانیه.
اگه خوندید یاد حقیر هم باشید:

«و هذا شهر نبیک سید رسلک، 
شعبان الذی حففته منک بالرحمه و الرضوان،
الذی کان رسولک صلی الله علیه و آله و سلم،
یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایامه
بخوعاً لک فی اکرامه و اعظامه الی محل حمامه...»

و این ماه پیامبرت سرور رسولان که درودت به او و آل‏اش باد،
شعبانی که آن را با رحمت و خشنودی پوشاندی،
ماهی که رسول‏ات (درود به او و آل‏اش باد)
به روزه و عبادت‏اش در شب‏ها و روزهای‏اش می‏کوشید،
برای فروتنی در پیش‏گاه‏ات، در گرامی‏داشت و بزرگ‏داشتن، تا وقتی که رحلت کردند.

یا علی


شعبان

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/6/7:: ساعت 9:1 صبح

سلام.

1- «شعبان شهری، رحم الله من اعائنی علی شهری»
شعبان ماه رسول خدا(ص) است،
خدا رحمت کند کسی را که ایشان را در این ماه یاری کند.

«... الذی کان رسول الله(ص)
یدأب فی صیامه و قیامه
فی لیالیه و ایامه ...»

«اللهم فاعنا علی الاستنان بسنته فیه»
خدایا ما را به پیروی از سنت ایشان در این ماه یاری فرما

تا ...

«و نیل الشفاعه لدیه...»
تا به شفاعتی که نزد ایشان است برسیم.

خدایا در این ماه ما را موفق به یاری رسول الله(ص) کن تا به شفاعتشان برسیم.

2- شعبان فرصتی است برای آماده‏شدن جهت ماه رمضان؛
خالص‏شدن قلب؛
ادای حق الناس، توبه از گناهان.

3- اللهم
ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان
فاغفرلنا فیما بقی منه

یا علی

- - -
این پست برگرفته از صحبت های آقا مجتبی بود.

یه اس ام اس: «اکنون که یار راه ندادم به کوی خویش        ما در نیاز خویشتن و او به ناز خویش
بیچاره‏ام ز درد و کسی چاره‏ساز نیست                          لطفی نمای با نظر چاره‏ساز خویش
اللهم عجل لولیک الفرج»


یا صاحب الزمان(عج) ادرکنی

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/5/28:: ساعت 1:9 صبح

سلام.

درباره میلاد پربرکت حضرت صاحب(عج) ترجیح دادم
چند تا پیام کوتاه، ایمیل و کامنت رو بنویسم.
شما هم اگه مطلب خوبی دارید بفرمایید.
 * گفتم که خدا مرا حیاتی بفرست      طوفان زده‌ام راه نجاتی بفرست
فرمود که با زمزمه یا مهدی       نذر گل نرگس صلواتی بفرست
** مبارک باد بر شما شکفتن زیباترین «گل نرگس»
*** دوباره نیمه شعبان شد و نیامدی      ببخش این دل ناپاک و بیا
 
**** شاید آن روز که سهراب نوشت:
«تا شقایق هست زندگی باید کرد»
خبری از دل پردرد گل یاس نداشت!
باد اینجور نوشت:
هر گلی هم باشد،
چه شقایق، چه گل پیچک و یاس!
تا نیاید گل نرگس زندگی دشوار!
***** السلام علی ربیع الانام و نضره الایام، المهدی المنتظر
****** از دوری تو جان به در آمد، فکری دگر آمد، ای یار کجایی
در دشت و دمن مردم خندان، من یکسره گریان، ای یار کجایی
در وادی حیرت همه بیمار، یا رب برسان یار، ای یار کجایی
از منطق و حکمت شده‌ام سیر، درسی دگرت گیر، ای یار کجایی
وز صوفی و عارف شده ترسان، من در پی انسان، ای یار کجایی

*******

حضــــــــــرت صاحب زمان، مشکوة انوار الهى            مــــــــــالک کوْن و مکان،  مرآت ذات لامکانى

مظهــــــــــر قدرت، ولىّ عصر، سلطان دو عالم            قــــــائم آل محمّـــــــد،مهدى آخــــــــر زمانى

با بقـــــــــــاء ذات مسعودش، همه موجود باقى          بــــــــى لحاظ اقدسش، یکدم همه مخلوق فانى

خوشه چین خرمن فیضش، همه عرشى و فرشى      ریـــزه خوار خوان احسانش، همه انسى و جانى

از طفیـــــــل هستى‏اش، هستىّ موجودات عالم        جـــــوهـــــرى و عقلى و نامى و حیوانىّ و کانى

شاهـــــــدى کو از ازل،  از عاشقان بر بست رُخ را       بر ســـــــر مهـــــر آمـد و گردید مشهود و عیانى

از ضیــــــــائش ذرّه‏اى برخاست، شد مهر سپهرى       از عطــــایش بـــــــدره‏اى گردید بدر آسمانى

بهـــــــــــــــــــر تقبیل قدومش، انبیا گشتند حاضر       بهــــــــر تعظیمش، کمر خم کرد چرخ کهکشانى

گــــــــــــــو بیا بشنو به گوش دل، نداى "اُنظُرونى"       اى که گشتى بى‏خود از خوف خطاب "لَنْ ترانى"

عیـــــــــــــد "خُم" با حشمت و فرّ سلیمانى بیامد       کـــــــه نهـــــادم بر سر از میلاد شه، تاج کیانى

جمعه مــــــــى گوید  من آن یارم که دائم در کنارم      نیمــــــه شعبـــــــان مرا داد عزّت و جاه گرانى

قـــــــــــــــــرنها باید که تا آید چنین عیدى به عالم      عیـــــــد امسال از شرف، زد سکه صاحبقرانى

عقل گوید باش خامش، چنـــــد گویى مدح شاهى ؟      کـــــه سروده مدحتش حق،  با زبان بى زبانى

اى کـــــــه بـــى نور جمالت، نیست عالم را فروغى     تا بــــــــه کـــى در ظلِّ امر غیبت کبرى ، نهانى؟

پـــــــرده بردار از رخ و ما مردگان را جان ببخشا           اى کـــــــــه قلب عالــــم امکانى و جانِ جهانى

قسمتی از قصیده در مدح ولى‏عصر (عج)  از امام خمینی (ره)

 

******** مثل همیشه... بازهم مثل همیشه خواستم بگویم
ولی تو زودتر گفتی...
خواستم بگویم که چشم براهم به دیدارت... خواستم بگویم...
که تو فریاد زدی مشتاق تری به انتظارم، مشتاق تری از من به رهاییم!...
من خواستم بنویسم که دلتنگم از دوریت، نوشتی که دلتنگ تری از فراموشی ام...

مهربانم! چشم به راه ترم کن... مشتاق ترم کن ... دلتنگ ترم کن....

*********

عمریست که از حضور او جا ماندیم     در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر است تا که ما برگردیم     ماییم که در غربت کبری ماندیم

یا علی


امام علی بن الحسین(ع)

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/5/19:: ساعت 12:39 صبح

سلام.

1- «... اکنون
امام علی بن الحسین(ع)
پس از حادثه‏ی عاشورا بر سر یک دوراهی است:

یا باید با ایجاد هیجان و احساسات 
- که کسی چون او بسهولت قادر است در میان جمع معتقدان و علاقه‏مندان به خود، آن را به‏وجود آورد-
به یک ماجراجویی و عمل متهورانه دست زند؛
پرچم مخالفتی برافرازد؛
حادثه‏ی شورانگیزی بیافریند؛
ولی بر اثر آماده‏نبودن ابزار لازم برای اقدام عمیق و پایداری،
چون شعله یی فرو بخوابد و صحنه را برای ترکتازی‏های بنی‏امیه در میدان فکر و سیاست خالی کند...

یا باید احساسات سطحی را به وسیله‏ی تدبیری پخته و سنجیده مهار کند
و نخست مقدمه‏ی واجب کار بزرگ خود را فراهم آورد:
اندیشه‏ی راهنما و نیز عناصر صالح برای شروع به‏کار اصلی
تجدید حیات اسلام و بازآفرینی جامعه‏ی اسلامی و نظام اسلامی-

را تأمین کند؛
عجالتاً جان خود و تعداد بسیار معدود یاران قابل اتکاء خود را حراست نماید
و میدان را در برابر حریف‏ها رها نکند؛
تا زنده است و تا از جسم جستجوگر و هراسان بنی‏امیه پنهان است،
در این جبهه -
جبهه‏ی سازندگی افراد صالح و تعلیم اندیشه‏ی راهنما-

به مبارزه یی بی‏امان ولی پنهان مشغول باشد
و آنگاه ادامه‏ی این راه را که بی‏گمان به سر منزل مقصود بسی نزدیکتر است،
به امام پس از خود بسپارد...»*

2- «شک نیست که راه نخست، راه فداکاران است؛
ولی رهبر مسلکی که شعاع تأثیر عمل او نه تنها دایره‏ی محدود زمان خودش،
بل سراسر تاریخ را در بر می‏گیرد،
کافی نیست فداکار باشد؛
بلکه علاوه‏بر آن باید ژرف‏نگر و دور اندیش و پرحوصله و سخت باتدبیر نیز باشد...
و امام ... دومین راه را... برگزید و سرانجام نیز جان بر سر آن نهاد.»*

* کتاب «پیشوای صادق» نوشته‏ی آقای خامنه‏ای

3- بالآخره ما هم جهادی برو شدیم؛ اون هم با یه سری سال‏صفری.
معلوم نیست ما رو واسه چی می‏خوان کول کنن ببرن.
ما هم یه سری ایرادهایی به اصل برنامه داریم؛
منتها تو این دوساله نتونستم جمع‏بندی‏شون کنم.
بهر حال گفتن رفتن بهتر است.
اصل خود آدمه؛ فقط فکر صبح زود بیدار شدنش رو که می‏کنم کم میارم.
کمرم هم که نگو؛ بعد عید دردش داره علنی میشه.
وضع معنوی هم که داغونه.
فقط یه فکر تو کلّم هست که آشناشدن با مردم منطقه است.
شاید این یه کار از دستم بر بیاد.
خدا کنه حداقل حضورم بار منفی نداشته باشه.
حلال کنید.
و من الله التوفیق

4- یه خبر خوب؛ واسه‏ی حاج آقا سایت زدن: http://www.javedan.ir

به قول آقا ماشاءالله: خدا به ما توفیق مناجات با خودش و اولیائش رو نصیبمون کنه.

یا علی

- - -
پ.ن.
شرمنده، احتمالاً تا نیمه شعبان اینترنت ندارم. پیشاپیش مبارک.

جناب «محمد» فرموده اند: «امام بر سر دو راهی قرار می گیره، فکر می کنه، انتخاب می کنه. این عبارات شاید بخش گمشده معصوم شناسی ماست
من با نظر ایشون موافق نیستم. مثل این میماند که ما از بیرون درباره مسیر بعدی یک ماشین غریبه نظر بدیم که به راست میپیچه یا به چپ. برای راننده بسیار واضحه که کدوم ور می خواد بره؛ ولی ما از شواهد و قراین فرایند تصمیم گیری راننده رو برای خودمون شبیه سازی میکنیم.
من فکر میکنم معصومین(ع) اینقدر عبد خدا هستند که آینه تمام نمای قرآن شده اند؛ ایشان برای تصمیم گیری های عقلانی بلاتشبیه نظیر حرکات غریزی حیوانی بلادرنگ، مطمئن و بدون اشتباه عمل می کنند.
اینها را از احساس نوشتم، باید پخته شود. اما به نظرم منظور این متن همان شبیه سازی شرایط زمان امام برای ماست تا برای الگوگیری راحت شود؛ چه شاید نویسنده هم ادعای کامل بودن استدلال خود را نداشته باشد. شاید راه های دیگری هم بود، شاید انگیزه های دیگر.


اعیاد شعبانیه مبارک!

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/5/15:: ساعت 12:4 عصر

سلام.

 

اعیاد شعبانیه مبارک!

منبع عکس:  اسماعیل نیوز

یا علی

- - -
عبارات منتخب به مناسبت این ایام
* جناب «رهسپار» فرموده‏اند: «اما به راستی چه ساده نبودنش را به جشن می نشینیم...!»
و یه لینک خوب معرفی کرده‏اند: http://www.emamhossein.com/bank%20shear.htm
خدا خیرشان دهاد! تکان این حرف ما رو به قم رفتن تشویق کرد، هر چند جمکران نصیبمان نشد!

** جناب «علوی» خوش فرموده‏اند: «

1- شاه شمشاد قدان، خسرو شیرین دهنان/ که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان(حافظ)

2- ای حسین مقدس، روزگار درازی بود که هر انقلابی را مقدس می شمردم و نام او را با نام تو توام می کردم و او را در قلب خود جای می دادم و به عشق تو او را دوست می داشتم و به قداست تو او را مقدس می شمردم و در راه کمک به او از هیچ فداکاری حتی بذل حیات و هستی خود دریغ نمی کردم...

اما تجربه ،درس بزرگ و تلخی به من داد که اسلحه و کشتار و انقلاب و حتی شهادت به خودی خود نباید مورد احترام و تقدیس قرار گیرد، بلکه آنچه مهم است انسانیت، فداکاری در راه آرمان انسانها، غلبه بر خودخواهی و غرور و مصالح ژست مادی و ایمان به ارزش های الهی است .(شهید چمران، خدا بود و هیچ نبود،74 -75)»

***  یه اس ام اس: «ماه میلاد سه پرچمدار عشق؛                     دلبر و دلداده و دلدار عشق
                     ماه میلاد سه ماه عالمین؛                        سید سجاد و عباس و حسین
بر شما مبارک باد.»

**** از وبلاگ «تا جمکران» این حدیث رو برداشتم:«
مقام حضرت عباس
امام سجاد (علیه السلام): إنّ لِلْعَبّاسِ عِنْدَ اللهِ تَبارَکَ وَتَعالی لَمَنْزِلَةً، یَغْبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَوْمَ القِیامَةِ.
عباس نزد خداوند منزلتی دارد که روز قیامت هم? شهیدان به آن رشک میبرند.

In the sight of Allah, ‘Abbas enjoys a status that all martyrs will envy on the Day of Judgment.
خصائص، ج 1، ص 68

»




بازدید امروز: 34 ، بازدید دیروز: 35 ، کل بازدیدها: 306191

پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ