سفارش تبلیغ
صبا

خدا برای‏مان حفظ‏تان کناد

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 89/1/28:: ساعت 12:0 صبح

سلام

بدین‏وسیله
خدمت تمامی علما و اولیاء الهی
مراتب تشکر و قدردانی خود را ابراز می‏داریم
که با حضور خود ما رو از عذاب نجات می‏دهند.
به‏خصوص حضراتی که از ترک تهران صرف‏نظر فرمودند.
کاش هیچ‏وقت از دست‏مان خسته نشوید.
خدا برای‏مان حفظ‏تان کناد.

کاش ما هم سهم استغفار خود را ادا کنیم.

(آیه مبارکه 33 سوره انفال)
و ما کان اللهُ لیعذّبهم و أنت فیهم
و ما کان اللهُ معذّبهم و هُم یَستَغفرون

*
حلول ماه حضرت صدیقه -سلام الله علیها- و دخت‏شان مبارک

یا علی

- - - - - -
+ یه تقاضای کمک. یه مورد داریم، مرد 37 ساله با دو تا بچه که تصادف و ضربه مغزی شدند. بعد هم افسردگی گرفتن و اخراج و بعد هم متأسفانه معتاد شدن. حالا راه‏نمایی می‏خوایم: دکتر خوب اعصاب و روان برای افسردگی‏شون و مؤسسه خوب ترک اعتیاد. خدا خیرتون بده


پی‏گیری کار خیر

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/12/8:: ساعت 8:15 عصر

سلام.

هفته وحدت مبارک

در مورد پست کار خیر؛
اولویت اول‏مون مورد زنجانی‏ه که تحت درمان هستن.
حدود 2 میلیون نیاز داشتن که خدا رو شکر تا حالا 1 میلیون‏ش جور شده.
بقیه‏ش هم به‏صورت قرض‏الحسنه باید تا قبل 23 اسفند جور بشه،
وگرنه اتفاق بدی می‏افته.
این 1 میلیون باقی‏مانده رو می‏تونن طی قسط‏های 50، 60 هزاری تصفیه کنن.

یه جهیزیه هم داریم که قول دادن قبل عید جور شه.
برآوردمون این‏ه که با 650 هزار کارشون راه می‏افته.

خلاصه ببینید دم عیدی می‏شه کاری کرد یا نه.

یا علی


کار خیر

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 88/10/27:: ساعت 10:43 عصر

سلام.

ام‏روز می‏خوام اون باری که به گردن‏ام افتاده،
با شما تقسیم بکنم.
البته قبلاً هم این کار رو کردیم و خدا هم به‏مون عنایت داشته.
این باری که می‏گم، نیاز عده‏ای از بندگان خوب خداست،
که شاید گره کارشون به دست ما وا شه.
***
اول یه خونواده‏ای تو قرچک ورامین‏ه.
پدر کارگر نمایش‏گاه ماشین، با حقوق 150 هزار تومان،
7 تا بچه که دو تا دخترشون عقد کردن.
یکی از این دخترها علی‏رغم میل خانواده
دانش‏جوی شبانه است و خرج تحصیل رو هم با قرض جور کرده.
تحت پوشش جایی هم نیستن.
باید براشون جهیزیه جور کرد.
*
بعد یه دختر خانم حدود 24 سال،
زنجانی.
به‏علت سرماخوردگی و عدم درمان مناسب فلج شده‏اند!
الآن تحت درمان‏اند.
ظاهراً باید عمل نخاعی می‏شدند.
حدود دو میلیون هزینه داره که فعلاً یک میلیون‏اش جور شده.
*
یه خانواده روستایی کم بضاعت اطراف شهرکرد.
دخترشون تازه از رشته تاریخ فارغ‏التحصیل شده.
دنبال کار می‏گرده.
خونه‏شون هم تعمیرات اساسی می‏خواد.
کافی‏ه یک لحظه سرمای این فصل اون منطقه رو تجسم کنید.
*
مورد آخر.
یه جان‏باز اصفهانی،
یک سال پیش عمل پیوند ریه کرده.
برای پول‏اش قرض و قوله کرده.
هنوز نتونسته پس بده و همه چیزش گرو بیمارستان‏ه.
حدود دو و نیم میلیون بدهی داره.
***
ان‏شاءالله خدا آب‏رویی بده که ارزش گره‏گشایی داشته باشه.
خودتون ببینید چه کمکی می‏تونید بکنید.
حتی دعای خیر شما هم راه‏گشاست.
مطمئن‏ام.

یا حسین شهید

- - - - - -
+ سه‏شنبه 29 دی 1388؛ 11:20 شب:
خدا رو شکر تا حالا 400 هزار تومان برای جهیزیه جور شده که لااقل 400، 500تای دیگه کم داریم. بقیه موردها هم سرجاش‏ه. همت کنید شرمنده نشیم. هر کمکی هرقدر کوچک برکت خودش رو داره.


دعای خفن

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/12/1:: ساعت 11:22 عصر

سلام.

ظاهراً این چند روزه قراره به بهانه‏های مختلف بعضی از دوستان وب‏لاگی رو از نزدیک ببینم.
امروز به‏طرز معجزه‏آسا و غیرمنتظره یکی از این بزرگ‏واران رو دیدم. صحبت‏های خوبی فرمودند. گفتند که تا چند ساعت پیش داشتن اون دو تا پست «رابطه شخصی و جای‏گاهی + و ++» رو می‏خوندند و وقت نشده نظر بذارن. شب که اومدم دیدم نظر مفصل و به‏جایی فرموده‏اند که بی‏کم و کاست اینجا می‏آرم.
- - - - - -

«سلام به سلام عزیز.
تجربه‏های خودم را در مورد رابطه و دوستی براتون می‏نویسم، شاید مفید باشه.

 

1- گاهی تو شلوغی خیابون یا توی اتوبوس شرکت واحد
نگاه آدم به چهره‏ای می‏افته که انگار سال‏هاست اون رو می‏شناسه،
با اینکه هرگز این آدم رو قبلاً ندیده
و برعکس گاهی چند سال با کسی هم‏کلاس، هم‏سایه و حتی فامیل هستی
ولی انگار با این آدم هیچ‏وقت آشنایی نداشته‏ای.

فکر می‏کنم علت‏اش اینه: معمولاً حالات عاطفی و افکار ما
در چهره و رفتار ما اثر می‏گذاره.
یعنی آدم حسود یا خشن را معمولاً از رفتارش می‏توان شناخت.
وقتی یک چهره به‏نظر ما محبوب و دوست‏داشتنی است،
علت‏اش می‏تواند یک‏سانی ما و طرف مقابل ازنظر شخصیتی باشد.

 

2- دوست‏داشتن یک طیف وسیع است؛ مثل طیف نور یا صوت.
همان‏طور که در طیف نور یک محدوده‏ی فرکانسی به نور قرمز
و محدوده‏ی دیگر به رنگ سبز تعلق دارد،
در طیف دوست‏داشتن محدوده‏ای به مادر، محدوده‏ای به طبیعت، محدوده‏ای به همسر و... تعلق دارد.
البته همان‏طور که بعضی به‏علت اشکال در بینایی بعضی رنگ‏ها را تشخیص نمی‏دهند
ممکن است کسانی نسبت به درک یکی از این علایق ناتوان باشند.

 

3- همان‏طور که بعضی نورها نامرئی و خطرناک هستند،
ممکن است بعضی دوست‏داشتن‏ها نامرئی یا خطرناک باشند.
فکر می‏کنم این دوست‏داشتن‏های خطرناک همان‏هایی هستند که حرام شده‏اند.

 

4- بعضی دوست‏داشتن‏ها اگر به انحراف بروند خطر ناک می‏شوند
و بعضی وقتی به افراط بروند.

 

5- جنس مخالف معمولاً جالب، جذاب و دوست‏داشتی است.
خوب خدا این‏طور خواسته.
در ملاقات با جنس مخالف غدد خاصی شروع به فعالیت کرده
و با ترشحات خود سیستم عصبی را برای رابطه با جنس مخالف تلطیف و آماده می‏کنند.
نو جوان‏ها ممکن است به این احساس پاسخ  قوی و سریعی بدهند
که به اصطلاح عشق زمینی یا جوانی خوانده می‏شود
و معمولاً با جدایی و فراموشی مشکل حل می‏شود.

 

6- در افراد عاقل‏تر،
عوامل عقلانی مثل علم و حکمت سیستم عصبی‏شان را تحریک می‏کند
و به محدوده‏ی بالاتری از طیف دوست‏داشتن دست‏رسی پیدا می‏کنند
که ماندگاری بیشتری نیز دارد.»
(این رو من نفهمیدم یعنی چی.)

 

«7- امیدوارم خداوند همسری نصیب‏تان کند که
همه‏ی محدوده‏های مفید و مجاز طیف دوستی را به شما هدیه نماید.»

(چه دعای خفنی)

یا حسین شهید

- - - - - -
+ یه درخواست کمک؛
دو هفته پیش از روستای داهوئیه زرند تماس گرفتند که سه تا از خانم‌های روستا احتیاج به دوا دکتر دارن.
ظاهراً با 360 هزار تومان ناقابل مشکل‌شون حل می‌شه. خانم عرب‌پور (ده‌دار داهو) می‌گفتن مثل مکه‌رفتن می‌مونه.
خدا رو شکر فعلاً 120تاش جور شده.
شد 170تا. (یک‏شنبه 4 اسفند 87) زنگ زدم به خانم عرب‏پور. قرار شد درمان یکی‏شون شروع شه تا بقیه پول جور شه ان‏شالله.
(چهارشنبه 7 اسفند 87) خدا رو شکر 360تاش پر شد.

++ این مطلب رو صاحب‏اش، خودشون با اصلاحات لازم گذاشتن تو وب‏لاگ‏شون. خواستید اونجا رو هم ببینید.


جوان‏مردی

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/10/24:: ساعت 9:54 صبح

‏سلام.

1- نصفه شبی سه تا بچه پریدن تو اتوبوس.

تو جیب هم‏دیگه دنبال بلیط می‏گشتن که
راننده گفت پسر جون پولی‏ه؛
100 تومان.

بچه‏ها یه‏وری شدن که برن پایین،
راننده صداشون کرد و تا مقصد رسوندشون.

2- ظهر تاسوعا نشسته‏بودیم تو یکی از هیئت‏های شلوغ منتظر سخن‏ران.

پسر بچه حداکثر سه ساله لباس‏های مشکی خوش‏گِل
و سربند سبز بسته‏بود و باباش ازش عکس می‏گرفت.
قرآن رو که شروع کردند به خوندن از باباش پرسید:
بابا کی مُرده؟
و مدام تکرار می‏کرد سؤال‏ش رو
و باباه هم مونده‏بود چی بگه.
و من هم ...

3- تو ماشین از امیرحسین پرسید:
تو که این همه هیئت داری و می‏ری بگو ببینم امروز چه روزی‏ه؟

مثل بچه مدرسه‏ای‏ها گفت: روز تاسوعا.
در این روز جنگی اتفاق نیفتاده،
امروز برای حضرت عباس(ع) امان‏نامه آوردند و ایشون قبول نکرد.

دیدم اگه از من پرسیده‏بود نمی‏تونستم به این خوبی بگم.

روز تاسوعا نمی‏خواستند به حضرت عباس(ع) امان بدن،
روز تاسوعا می‏خواستند حضرت حسین(ع) رو تنها کنن،
روز تاسوعا می‏خواستند کمرش رو بشکونن.

کاش ما هم سر بزن‏گاه پشت امام‏مون رو خالی نکنیم.

4- با ارامنه مصاحبه می‏کردند؛

می‏گفت امروز روز شش ژانویه است و روز عید ما،
اما به احترام محرم و حضرت حسین(ع) عید نگرفتیم...

یا حسین شهید

- - - - - -
در راستای پ.ن. ** پست قبل، این افاضات را هم از جناب انصاری‏فر ببینید:

«خدا را شاکر هستم که به من لطف کرد و این مسئولیت خطیر را بر دوش من نهاد، معتقدم آقا امام زمان(ع) نسبت به این جلسه و مسئولیت مدیریت در باشگاه پرسپولیس عنایت و توجه دارند. چرا که این مسئولیت با دل و روح مردم سروکار دارد.»

خدایا! دیگه بقیه‏ات رو بفرست!


یا علی موسی الرضا(ع)

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/8/21:: ساعت 2:2 صبح

سلام.

میلاد امام الرئوف(ع) مبارک

1- عبد در بند توام، آرزومند توام         می نمی‏خواهم که من، مست لبخند توام
یا علی موسی الرضا

بی‏پناهم یا رضا، رو سیاهم یا رضا             جز تو چیزی از خدا، من نخواهم یا رضا
یا علی موسی الرضا

 

2- کبوتران حریم تو در چشم اهل دل حورند             کتیبه‏های حریم تو مصحف نورند
نوشته بر در صحنت حدیث زیبایی                    که زائرین تو در حشر با تو محشورند
نجات دور سر دوستانتان می‏گردد                 هلاکت است بر آنان که از شما دورند
به راهیان حریم تو می‏برم حسرت               که گرم عمره‏ی مقبول و سعی مشکورند
فرشتگان الهی برای کسب شرف                        به خاک‏بوسی این آستان مأمورند
گدایی سر کوی تو فوق سلطنت است         خوش آن گروه که در این مقام مشهورند

3- بهار می‏رسد از ره به شوق چشمانت         شمیم حضرت حق می‏دهد گریبانت
برای آنکه به محشر تو ضامنم باشی                    خدا کند که شوم آهوی بیابانت

4- ای نقش دیده و دل ما جای پای تو                      روح‏الامین کبوتر صحن و سرای تو
من دور صندوق کرم تو کبوترم                                   ردّم مکن که از همه بی‏آبروترم
دستی که دست لطف خدا می‏شود تویی         شاهی که خود رفیق گدا می‏شود تویی

 

5- تلالو خورشید حرمت دلتنگم کرده، ای رئوف

6- السلام علیک یا امام الرئوف(ع)

7- قرار

8- پنجره‏ای رو به آسمان

9- چرا امام رضا(ع) خود را به دربار مامون نزدیک کرد؟

یا علی

- - - - - - -

1- این اشعار زیبا را شب میلاد شنیدم و برایتان نوشتم.

2- این روزها وقت اینترنتیم کم شده،
خوش به حال شما.

3- برای حضرت رضا(ع) هر وقت آپ کنی دیر نیست.
اصلاً همه‏ی این ماه مال خودشه،
 از روز اول که میلاد خواهرشه(س)
تا روز آخر که شهادت پسرشه(ع).
 اینها رو هر سال هم تکرار بگیم کنیم خوبه.
 نماز یکشنبه‏اش رو هم که بهتر از من بلدید،
دعامون کنید بد نیست.

4- از همه‏ی دوستانی که با وجود بضاعت مضجات این خرابه‏ی نفسانی
قدم رنجه می‏کنند و سر می‏زنند بسی تشکر و درود.
دعایم کنید که با وسع اندکم بیش از این شرمنده‏ی وقتتان نباشم.
هر وقت هم صلاح دانستید، مطلب مفیدی نوشتید یا دستتان رسید،
اینجا متعلق به خودتان است...


هدایای شما

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/8/17:: ساعت 9:18 عصر

سلام.

1- یه جمعه دیگه هم غروب شد،
الا مسافر زهرا(س)
کی میایی...

2- قرار بود از حضرت صادق(ع) بیشتر بگوییم؛
این لینک را ببینید:
خلاصه ای فضایل، معجزات و روایات به نقل از
کتاب شریف منتهی الآمال مرحوم حاج شیخ عباس قمی

3- بخشی از هدایای شما (نقاط ضعف وبلاگ و نویسنده‏ی بیچاره‏اش):

اعتیادآور،
بغرنج و سربسته‏گویی،
کمبود «امونوا و عملوا الصالحات»،
دست کم گرفتن وبلاگ،
وسواس،
زیادی صلابت کلام،
خوردن کلام و گیج‏کردن مخاطب،
کمی فاصله‏ی زمانی آپ‏ها،
کمبود متن‏های نوشته‏شده در مقابل تذکرات داده‏شده،
دادن پیغام‏های به‏دردنخور در وبلاگ‏های دیگران،
به‏کاربردن فن برای همراه‏کردن مخاطب،
داشتن دغدغه آرایش و پیرایش متن،
ننوشتن حرف دل،
چهاربار آپ‏نکردن در طول هفته،
گم‏کردن عشق ناب الهی.

خیلی مهربونید

3- از بین 13تا مورد باقی‏مونده که برای این پست کنار گذاشته بودم
همین رو بگم (البته همین‏ش هم طولانی شد).

مضمون قسمتی از سخنان آقای جوادی‏آملی
جهت بزرگداشت ملا محسن فیض کاشانی در قم (همین دیروز):

3-1- اسلام علوم فراوانی را عرضه و روش فراگیری علوم را نیز ارایه کرده است...
او(خدا) گفت آیه محکمه، فریضه عادله و سنت قائمه را بخوان
و من کتابی به شما نشان می دهم که آیات محکم دارد، فریضه عادله و سنت قائمه دارد
و جمع این ها شد قرآن.
قرآن بنیان مرصوص و جامع علوم است.

(قبل‏ش ظاهراً در باب لزوم اصلاح فرمودند که
در حوزه‏ی ما آیه محکمه فقه و اصول است،
فریضه عادله فقه و اصول است،
سنت قائمه فقه و اصول است.)

3-2- اصل مهم طهارت روح و رسیدن به روش دین است که مشکل است.

وی (ملا محسن) توانست هوای نفس را زیر پا گذارد
و در جهاد اکبر فاتحانه پیروزی یابد که این زنده‏بودن است.

با تشکر از اینجا و اونجا.

4- چند نفر از دوستان در باب پ.ن. پست قبلی بسیار لطف و پیگیری داشتند،
ان‏شاءالله فردا من هم همتی کنم تا بتونیم واسطه رفع مشکل تشکیل یه زندگی بشیم.

یا علی


منفعت و حرمت

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/8/14:: ساعت 12:29 صبح

سلام.

1- در خطر افتادن منافع گاهی بهانه‏ی شکستن حرمت‏های جدی می‏شه.

وقتی که تو یه موضوع مهم (از نظر خودمون) مانعی جلومون ببینیم،
حاضر می‏شیم هر جور شده بپیچونیمش؛
حتی اگه مانع حرف خدا باشه.

(خدایا، اگه خدایی ناکرده ما تو رو تو عمل به خدایی قبول نکردیم
و حرمت‏ت رو شکوندیم
تو ما رو به عفو و رحمت‏ت بگیر و تربیت کن.)

ظاهراً راه حل‏ش اینه که
خودمون رو گیر غیرخدا و غیرخدایی نندازیم.
مثلاً عادت نکنیم به خوشی‏های دنیایی
تا بود و نبودش برامون موضوع مهمی بشه؛
چون اون وقت حاضر می‏شیم براش کارهای بد بد بکنیم.

یکی از هزارتا(!) آیه‏ی مرتبط:
انهم کانوا قبل ذلک «مترفین» (45 واقعه)
(اصحاب شمال (آدم‏های بد تو اون دنیا) قبلاً اهل خوش‏گذرونی (نازپرورده) بوده‏اند)

پس وقت عادت به خوشی
و وقت عکس‏العمل هنگام از دست‏دادن منافع
حواس‏مون رو جمع کنیم.

2- هنوز وقت برای هدیه‏دادن هست.
البته سعی می‏کنم گوش هم بدم.
مثلاً چون جناب «رهسپار» به زود آپ‏کردن ما گیر داده‏اند
سعی می‏کنم به‏جای هفته‏ای سه‏بار، دوبار بیشتر آپ نکنم.

دیگه؟

یا علی

- - - - - -
ما که دستمون به جایی نمی‏رسه، محض انجام وظیفه.
یه سید بزرگوار کاشونی زحمت‏کش دیده شناخته‏ای می‏خواد دختر شوهر بده، جهاز می‏خواد. شاید یک میلیونی خرج برداره. اگه کسی می‏تونه نقدی یا غیرنقدی کمک کنه خبر بده.


برنامه و استفاده

ارسال شده توسط مسعود مسیح تهرانی در 87/6/28:: ساعت 2:33 عصر

‏‏سلام.

1- با حسین آقای عزیز درباره برنامه ماه رمضانمان گپ می‏زدیم.
می‏گفت تو دنبال برنامه‏ای و من دنبال استفاده.

راستم می‏گه.
برام دعا کنید تو این ایام باارزش به خود بیام.

2- یه طرح آموزش برای کودکان کم‏بضاعت (و مادرانشان) منطقه 14 تهران گذاشته‏اند.
(لینک طرح آموزش)

پایه کمک شدید بهشون ایمیل بزنید:
hoseina_f@yahoo.com

یا علی

- - -
چند لینک ماه رمضانی:

به‏یاد خدا باشی!

مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

شعر شاید ابری باید (شاید به ایام ربطی نداشته باشه)

متن شدیداللحن برگردیم. (اگه خوندید و آدم نشدید واویلا!)

خط زندگی صوفی

ماجرای اگر عقلمان می‏رسید (تذکر جالبی است)

تعادل در تحول صوفی




بازدید امروز: 46 ، بازدید دیروز: 59 ، کل بازدیدها: 313747

پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ